
کیفیت ارتباط ماده و نفس در حیات و ممات
تحلیل جایگاه ادراک و عواطف در مواجهه با واقعیتهای هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت ارتباط ماده با نفس و چگونگی بقای جسمیت پس از مفارقت روح میپردازد. بحث با نقد دیدگاههای نادرست درباره زوال جسمیت پس از مرگ آغاز شده و با بررسی جایگاه ادراک و عواطف انسانی در مواجهه با واقعیتهای عالم هستی ادامه مییابد. استاد با تأکید بر اینکه ارتباط انسان با اشیاء خارج بر اساس میزان فهم و ادراک او شکل میگیرد، تفاوت نگاه ظاهری و نگاه واقعبینانه به حیات و ممات را تشریح میکند. در ادامه، ضمن اشاره به حقیقت وحی به عنوان امری مافوق زمان و مکان، به نقد برخی باورهای سطحی و رفتارهای نمایشی در حوزههای دینی پرداخته میشود. در نهایت، این جلسه با تأکید بر لزوم عبور از ظواهر و دستیابی به حقیقتِ وجودی اولیاء الهی، به عنوان الگوهای واقعیِ کارگردانیِ حیات انسانی، به پایان میرسد.
کیفیت ارتباط ماده و نفس در حیات و ممات
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت ارتباط ماده با نفس و چگونگی بقای جسمیت پس از مفارقت روح میپردازد. بحث با نقد دیدگاههای نادرست درباره زوال جسمیت پس از مرگ آغاز شده و با بررسی جایگاه ادراک و عواطف انسانی در مواجهه با واقعیتهای عالم هستی ادامه مییابد. استاد با تأکید بر اینکه ارتباط انسان با اشیاء خارج بر اساس میزان فهم و ادراک او شکل میگیرد، تفاوت نگاه ظاهری و نگاه واقعبینانه به حیات و ممات را تشریح میکند. در ادامه، ضمن اشاره به حقیقت وحی به عنوان امری مافوق زمان و مکان، به نقد برخی باورهای سطحی و رفتارهای نمایشی در حوزههای دینی پرداخته میشود. در نهایت، این جلسه با تأکید بر لزوم عبور از ظواهر و دستیابی به حقیقتِ وجودی اولیاء الهی، به عنوان الگوهای واقعیِ کارگردانیِ حیات انسانی، به پایان میرسد.
کیفیت ارتباط ماده و نفس در حیات و ممات
23حالا فهمیدید براى چه مرحوم آقا مىفرمودند وقتى به مرحوم آقاى انصارى نگاه مىكردم گویا به پیغمبر نگاه مىكردم؟! چون مرحوم انصارى داستان پیغمبر را به رشته درآورده بود. همین مطلبى را كه آقایان در كتابهای خود مسخره كردند! در کتابهای آنها دیدید که مسخره كردند كه آقاى طهرانى گفته كه من به آقاى انصارى به دید پیغمبر نگاه مىكردم! اینهم حرف شد؟! بسیار خب حالا ما به شما نگاه مىكنیم، ما به شما و به آن واقعیتى كه داستان شما از آن واقعیت حكایت مىكند نگاه مىكنیم! این مواد، همان مواد است؛ همین مواد، کتابها، احادیث، روایات، سیره و تاریخ در دست علامۀ طباطبایى بود ولى این مواد را گرفت و او را تبدیل به داستان پیغمبران و اولیاء و ائمه كرد! من هم مىآیم همین مواد را و همین روایت امام صادق و احادیث رسول الله و تاریخ را برمیدارم و بدون كموزیاد تبدیل به داستان عمر مىكنم! قشنگ! هم خودم كارگردان آن میشوم هم سناریونویس و هم مجری آن مىشوم و خوب هم از عهدۀ آن برمىآیم! آنچنان از عهده برمىآیم كه هر كه نگاه كند ﴿فَتَبَارَكَ ٱللَهُ أَحۡسَنُ ٱلۡخَٰلِقِينَ﴾1 بگوید كه چطورى این توانست این مسئله و قضیه را انجام بدهد!
شخصى مىگفت كه ـ دیگر بیش از این توضیح نمیدهم چون صحیح نیست، مقصود فقط فهمیدن مطلب است ـ من در یك جایى بودم و آنجا مشغول بودم و از اوضاع آن محیط اطلاع داشتم. مىگفت: در اتاق نشسته بودیم و با آن شخص داشتیم صحبت مىكردیم، یکدفعه زنگ زدند گفتند که فلان شخص از تهران در آن شهرستانى كه ایشان بود، آمده است. مىگفت که تا شنیدیم که او آمده است ـ آن شخص هم كه آمده بود از اشخاصى بود كه لابد مىخواست بیاید و حساب و كتاب و مسائلى داشت. از تهران آمد مثل یکی از بازارىهاى تهران ـ یکدفعه این آقا مریض شد! آه آه آه سر او یکدفعه خم شد و نمىدانم بمب بود در سر ایشان خورد یا چه بود! یکدفعه ایشان آمد و سلام علیكم شروع کرد به آه آه گفتن و ـ چون خودم هم آن شخص را دیده بودم وقتى تعریف میكرد دیدم همچنین بى ربط هم نمىگوید بنده خودم آن شخص را دیده بودم ـ مدتى است كه كسالت هست و... من پیش خودم گفتم که الآن نشسته بودم و داشتم با این چاى مىخوردم و لیوان ما را هم سركشید [یکدفعه چطور شد؟!] گفت ما همینطوری نگاه كردیم و... خلاصه این یكى از قضایایی بود كه تعریف مىكرد و قابل تعریف كردن بود.
- . سوره مومنون (23) آیه 14. امام شناسى، ج 11، ص 234:
«پس پربركت است خداوند كه از میان آفرینندگان بهتر و نیكوتر است.»
- . سوره مومنون (23) آیه 14. امام شناسى، ج 11، ص 234:
