
حقیقت فصل و تمایز آن از آثار ظاهری
شناخت باطن افراد در پرتو درک حقایق وجودی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبحث فلسفی «فصل» و تفاوت آن با آثار و لوازم ظاهری میپردازند. ایشان با تأکید بر اینکه بسیاری از بدبختیهای بشری ناشی از خلط میان حقیقت باطنی اشیاء با نمودهای ظاهری آنهاست، توضیح میدهند که چگونه عوام با تکیه بر نشانههای سطحی و ابزاری، دچار فریب میشوند. در این مسیر، استاد با نقد تعاریف رایج از فصل در حیوانات، به این نتیجه میرسند که فصل، حقیقتی نفسی و باطنی است که منشأ بروز آثار گوناگون میشود. در بخش پایانی، ایشان با اشاره به سیره بزرگان و لزوم مراقبت در انتخاب مسیر و همراهان، بر اهمیت تشخیص حقایق از ظواهر در سلوک فردی و اجتماعی تأکید کرده و راهکار عقلانی مواجهه با مدعیان دروغین را تبیین میکنند. این بحث، پیوندی عمیق میان دقتهای فلسفی و ضرورتهای اخلاقی در تشخیص سره از ناسره برقرار میسازد.
حقیقت فصل و تمایز آن از آثار ظاهری
3تمام اینها برای چیست؟! همۀ اینها بهخاطر این است كه ما فصل را با آثار ظاهرى اشتباه گرفتیم. اگر ما به فصل و صورت نوعیۀ آن فرد اطلاع داشتیم بهمحض اینكه او را مىدیدیم متوجه مىشدیم كه او غیر از آن است. گرچه از نقطهنظر صورت ظاهرى، كم، كیف، خصوصیات ظاهرى و جسمانى بهاندازۀ سر مویى بین او و آن فرد دیگر كه صدیق شما بود تفاوتى وجود ندارد ولى دو حقیقت مختلف هستند و دو صورت نفسیۀ مختلف دارند؛ مثلاً نفس این یك قسم است و نفس آن یك قسم دیگر است؛ این شخص خبیث است ولی آن یکی فرد صالحى است، این اهل دوزوكلك است ولی آن بىغلّوغش و رك و راست است، این اهل صدق است ولی آن اهل دروغ است، این مؤمن است ولی آن فاسق است و امثالذلک درحالىكه این دوتا صورت از نظر ظاهر، سر مویى با همدیگر تفاوت ندارند! این در یك عالمى هست و آن هم در عالم دیگر هست.
مرحوم آخوند به تناسب این قضیه در اینجا به این نكته و مسئله مىخواهند ما را برسانند كه عرض کردم از نقطهنظر اخلاقى، فصول افراد را با آثار ظاهرى آنها اشتباه نكنیم! ممكن است یك فردى از نقطهنظر آثار ظاهرى بسیار فرد اهل تقوا و اهل صلاحى باشد. همین روایت امام [صادق] علیهالسّلام كه حضرت مىفرماید: به رفتوآمد مردم نگاه نكنید، به تواضع مردم نگاه نكنید، به كیفیت صحبت کردن، قیام، قعود و نماز نگاه نكنید، همین است.1
چون نماز را یزید هم میخواند و همان نماز را امام سجاد هم مىخواند! هردو مىخواندند. هردو هم دو ركعت مىخواندند و هردو هم ﴿إِيَّاكَ نَعۡبُدُ﴾ و ﴿وَلَا ٱلضَّآلِّينَ﴾2 آن را قشنگ مىگفتند. یزید و امام سجاد هردو عرب بودند و اگر شما امام سجاد را ندیده بودید و یزید مىآمد همان عمامۀ امام سجاد را بر سر خود مىگذاشت و همان ردا را میانداخت و مىگفت: این ردا، ردایى است كه از رسول خدا رسیده است [با امام سجاد اشتباه میگرفتید]! شما هم كه علم غیب ندارید كه بفهمید راست مىگوید یا دروغ مىگوید! نمیتوانید بفهمید! حالا برفرض راست هم گفته باشد [که چه]؟ حالا ردا، رداست دیگر. مگر روز عاشورا تمام لباسهاى ذرارى پیغمبر را ندزدیده بودند؟! كندند و بردند! حالا فرض كنید بیایند برای یزید بگویند كه ردایی که یزید دارد، همان ردای پیامبر است. خب او هم روى تخت بنشیند و شطرنج هم اینطرف او و آبجو هم آنطرف او باشد و سگ و میمون هم جلوی او باشد و حالا بگوید: اینها را جمع كنید كه یك مقدار اوضاع بهتر بشود و مرتب بشود و بگوید: رداى پیغمبر بر دوش من هست! راست میگوید، همین ردا را روی دوش پیامبر دیدهاند. پیرمردها هم بیایند شهادت بدهند که ما دیدهایم. بگوید: عمامۀ رسول خدا بر سر من هست خب این حرف هم راست است. بیایند عمامه را نگاه كنند خط و خال آن را ببینند، عمامه همان عمامۀ پیامبر است. نمازى هم كه مىخواند، همان نمازى است كه پیغمبر مىخواند. دو ركعت مىخواندند اینها هم همان است. قشنگ هم بخواند. واقعاً اگر كسى امام سجاد را به همان صورت واقعى ندیده باشد، قیافۀ امام سجاد را ندیده باشد و این شخص بیاید بگوید كه من امام سجاد هستم، چگونه تشخیص بدهد این امام سجاد هست یا نه؟! چطورى تشخیص بدهد؟! حالا فرض بكنید یك نفر آدم باسوادى مىآید امتحان مىكند، صحبت مىكند، فلان مىكند و تشخیص مىدهد كه این آدم دروغگو و حقهبازى است ولى عوام كه اینها را نمىفهمند! عوام كه فهم این مسئله را ندارند. عوام نگاه به این عمامه مىكنند!
- . الكافى، ج 2، ص 105، با قدری اختلاف.
- . سوره فاتحه (1) آیه 5 و 7.
