اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

حقیقت فصل و تمایز آن از آثار ظاهری

شناخت باطن افراد در پرتو درک حقایق وجودی

14٬389
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبحث فلسفی «فصل» و تفاوت آن با آثار و لوازم ظاهری می‌پردازند. ایشان با تأکید بر اینکه بسیاری از بدبختی‌های بشری ناشی از خلط میان حقیقت باطنی اشیاء با نمودهای ظاهری آن‌هاست، توضیح می‌دهند که چگونه عوام با تکیه بر نشانه‌های سطحی و ابزاری، دچار فریب می‌شوند. در این مسیر، استاد با نقد تعاریف رایج از فصل در حیوانات، به این نتیجه می‌رسند که فصل، حقیقتی نفسی و باطنی است که منشأ بروز آثار گوناگون می‌شود. در بخش پایانی، ایشان با اشاره به سیره بزرگان و لزوم مراقبت در انتخاب مسیر و همراهان، بر اهمیت تشخیص حقایق از ظواهر در سلوک فردی و اجتماعی تأکید کرده و راهکار عقلانی مواجهه با مدعیان دروغین را تبیین می‌کنند. این بحث، پیوندی عمیق میان دقت‌های فلسفی و ضرورت‌های اخلاقی در تشخیص سره از ناسره برقرار می‌سازد.

حقیقت فصل و تمایز آن از آثار ظاهری

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبحث فلسفی «فصل» و تفاوت آن با آثار و لوازم ظاهری می‌پردازند. ایشان با تأکید بر اینکه بسیاری از بدبختی‌های بشری ناشی از خلط میان حقیقت باطنی اشیاء با نمودهای ظاهری آن‌هاست، توضیح می‌دهند که چگونه عوام با تکیه بر نشانه‌های سطحی و ابزاری، دچار فریب می‌شوند. در این مسیر، استاد با نقد تعاریف رایج از فصل در حیوانات، به این نتیجه می‌رسند که فصل، حقیقتی نفسی و باطنی است که منشأ بروز آثار گوناگون می‌شود. در بخش پایانی، ایشان با اشاره به سیره بزرگان و لزوم مراقبت در انتخاب مسیر و همراهان، بر اهمیت تشخیص حقایق از ظواهر در سلوک فردی و اجتماعی تأکید کرده و راهکار عقلانی مواجهه با مدعیان دروغین را تبیین می‌کنند. این بحث، پیوندی عمیق میان دقت‌های فلسفی و ضرورت‌های اخلاقی در تشخیص سره از ناسره برقرار می‌سازد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت فصل و تمایز آن از آثار ظاهری

14
  • عاقل‌ترین مرد در دنیا

  • وقتى كه مرحوم آقا مى‌فرمودند: من عاقل‌تر از این مرد (مرحوم آقاى حداد) در دنیا ندیدم [همین‌ است]! خب آقاى حداد مگر غیر از مسائل عرفانى و اینها چیز دیگر مطرح مى‌كردند كه مرحوم آقا این حرف را مى‌زنند؟! قضیه چه بوده است؟!

  • علت فرمایش علامه طهرانی نسبت به مرحوم حداد که من عاقل‌تر از این مرد ندیدم!

  • تراوشات عقلیه لازمۀ حقیقت توحیدى

  • یعنى كسى كه به مرتبۀ عرفان برسد ارتباطات ظاهرى او جنبۀ عقلانى محض پیدا مى‌كند. نه‌اینکه حالا حتماً باید از توحید صحبت بشود، خب توحید و اینها حساب كار خود را دارد یعنى صحبت، رفتار، رهنمودها و مطالب اخلاقى كه مى‌گوید، وقتى انسان اینها را نگاه مى‌كند مى‌گوید: دیگر بالاتر از این نمى‌تواند باشد! عقلانى‌تر از این نمى‌تواند باشد كه با عقل و با آن نیروى مایزۀ بین انسان و سایر انواع تمایز داشته باشد. به‌خاطر این مطلب ایشان مى‌فرمودند: من عاقل‌تر از ایشان ندیدم!

  • حالا مطالب توحیدى و عرفانى گفتن چه ربطى به عقل دارد؟! آن به حال و نفس و مراتب و عوالم خود مربوط است. كیفیت راهنمایی، دستورالعمل، مطالب، برنامه و معاشرت ایشان [باعث می‌شود که آقا بفرمایند عاقل‌تر از این شخص ندیدم] یعنى آن‌چنان آن حقیقت توحیدى كه لازمۀ آن حقیقت توحیدى تراوشات عقلیه است، آن در نفس این عارف تجسّم پیدا كرده است كه هرچه مى‌گوید، هر کاری مى‌كند، هر نگاهى كه مى‌كند و هر راهى كه مى‌رود، رودست ندارد. آن‌وقت این بالاترین‌ مرتبۀ عقلانى در رفتار، كردار، روابط اجتماعى و دستورالعمل‌ها مى‌شود. آن مطالب [توحیدی] هم به‌جای خود هست.

  • ایشان مى‌آمدند اشكال ما را مى‌گرفتند؛ مثلاً یك مطلبى بود ما انجام مى‌دادیم ولی این را مى‌گفتند: شما كه این مطلب را دارید مى‌گویید، آیا مى‌دانید گفتن این مطلب او را متحوّل خواهد كرد؟ اگر مى‌دانید متحوّل نمى‌شود پس چرا مى‌گویید؟ او كه متحوّل نمى‌شود! مسئله هم که از اتمام حجت گذشته و اتمام حجت هم شده است. ایشان مى‌خواهند این را بگویند كه گفتن این مطلب، مبادا نه براساس نفس مصلحتِ در خودِ القاء كلام بلكه براساس خواست باطن باشد این، دنبال او را بگیر آن‌طور نباشد. همین یك مسئله را فرض كنیم که در صحبت و رفتار خود درنظر داشته باشیم كه یك وقتى آن جهت باطن نیاید و یك نقابى به خود بگیرد؛ نقاب تكلیف، نقاب اتمام حجت، نقاب اصلاح، نقاب ارشاد و... آن‌وقت چقدر آدم هم راحت است، آن وضعیتى كه آن شخص دارد دیگر در آن وضعیت مکرراً بالا و پایین نمى‌رود. بابا این یك وضعیتى براى خود تثبیت كرده است خب چرا آدم او را [اذیت] كند؟! حالا او که درست نمى‌شود چه‌كارش كنیم؟! همین است. وقتى این درست نمى‌شود و همین است حالا [دست‌کاری و اذیتش] مى‌كنید كه چه شود؟! اقلاً اجازه بده با تو سلام‌وعلیك بكند و با تو آن ارتباط را داشته باشد تا تصور و تخیل و توهم در او نیاید که بگوید: چرا ما را رها نمى‌كند، فهمیدیم دیگر چه خبر است؟! مى‌خواهى چه بگویی؟!

/ 260