اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

حقیقت فصل و تمایز آن از آثار ظاهری

شناخت باطن افراد در پرتو درک حقایق وجودی

14٬389
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبحث فلسفی «فصل» و تفاوت آن با آثار و لوازم ظاهری می‌پردازند. ایشان با تأکید بر اینکه بسیاری از بدبختی‌های بشری ناشی از خلط میان حقیقت باطنی اشیاء با نمودهای ظاهری آن‌هاست، توضیح می‌دهند که چگونه عوام با تکیه بر نشانه‌های سطحی و ابزاری، دچار فریب می‌شوند. در این مسیر، استاد با نقد تعاریف رایج از فصل در حیوانات، به این نتیجه می‌رسند که فصل، حقیقتی نفسی و باطنی است که منشأ بروز آثار گوناگون می‌شود. در بخش پایانی، ایشان با اشاره به سیره بزرگان و لزوم مراقبت در انتخاب مسیر و همراهان، بر اهمیت تشخیص حقایق از ظواهر در سلوک فردی و اجتماعی تأکید کرده و راهکار عقلانی مواجهه با مدعیان دروغین را تبیین می‌کنند. این بحث، پیوندی عمیق میان دقت‌های فلسفی و ضرورت‌های اخلاقی در تشخیص سره از ناسره برقرار می‌سازد.

حقیقت فصل و تمایز آن از آثار ظاهری

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبحث فلسفی «فصل» و تفاوت آن با آثار و لوازم ظاهری می‌پردازند. ایشان با تأکید بر اینکه بسیاری از بدبختی‌های بشری ناشی از خلط میان حقیقت باطنی اشیاء با نمودهای ظاهری آن‌هاست، توضیح می‌دهند که چگونه عوام با تکیه بر نشانه‌های سطحی و ابزاری، دچار فریب می‌شوند. در این مسیر، استاد با نقد تعاریف رایج از فصل در حیوانات، به این نتیجه می‌رسند که فصل، حقیقتی نفسی و باطنی است که منشأ بروز آثار گوناگون می‌شود. در بخش پایانی، ایشان با اشاره به سیره بزرگان و لزوم مراقبت در انتخاب مسیر و همراهان، بر اهمیت تشخیص حقایق از ظواهر در سلوک فردی و اجتماعی تأکید کرده و راهکار عقلانی مواجهه با مدعیان دروغین را تبیین می‌کنند. این بحث، پیوندی عمیق میان دقت‌های فلسفی و ضرورت‌های اخلاقی در تشخیص سره از ناسره برقرار می‌سازد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت فصل و تمایز آن از آثار ظاهری

15
  • خودت را گرفتار مكن!

  • من بعد از فوت مرحوم آقا اتمام حجت خود را كردم و همه هم فهمیدند. وضع و مطلب و حرف من را همه فهمیدند و بعد هم گفتم که هر كسی می‌خواهد بیاید مناظره كنیم. حتى افرادى از مشهد به قم در همان منزلى كه نزدیک حرم هست آمدند و در همین‌جا كتاب روح مجرد مرحوم آقا را جلوى من باز كردند و فرمودند: آیا این مطلبى كه ایشان در اینجا دارند، به خود ایشان هم مربوط است؟! گفتم: ایشان دروغ نمى‌گویند. چون آنچه را كه در كتاب نوشتند خود ایشان هم به آن عمل‌ مى‌كنند. این حرف من را شنیدند و بعد بلند شدند رفتند كار خودشان را كردند. اتمام حجت دیگر چه مى‌خواهد؟! به جایى رسیدم كه برای من شبهه پیدا شد كه آیا بیش از این تكلیف دارم یا ندارم؟! خب دارم ازبین مى‌روم! بالأخره خود من هم آدم هستم. یک‌دفعه مرحوم آقا [در خواب به من] فرمودند: نه تو تكلیف ندارى، براى چه حرف مى‌زنی؟! چرا این کار را می‌کنی؟! دیگر تمام شد. حالا من بیایم خودم را مجبور کنم که الآن این‌طور است الآن آن‌طور است آبرو دارد مى‌رود، مكتب زیر سؤال مى‌رود، خب به جهنم زیر سؤال برود! اصلاً به درك! مگر بنده صاحب این مكتب هستم؟! این مكتب صاحب دارد، ولىّ خدا ولىّ حى‌ آن الآن وجود دارد، آن ولىّ حى ولایت بر همۀ ما و عالم دارد خود او مى‌داند، اگر مى‌خواهد آبرو برود، مى‌خواهد نرود. اصلاً به من چه ربطى دارد؟! من این وسط چه‌کاره هستم؟! بیخود بلند شوم و بیایم و بعد استعدادها و قابلیت‌هاى خودم را ازبین ببرم، برای چه؟! خدا مى‌گوید: خب بیخود كردى چه کسی به تو گفته بود که این کارها را بکنی؟! یكى مى‌خواهد بگوید: آقا دو ضرب در دو، پنج‌تا می‌شود، خب حالا مى‌خواهى او را چه کار كنی؟! حالا بگویی که آقا به این دلیل چهارتا می‌شود؛ یك دو سه چهار، مى‌گوید: چشم‌های تو عوضى مى‌بیند! حالا به این آدمى كه مى‌گوید: چشم‌های تو عوضى مى‌بیند، شما چه مى‌خواهى بگویی؟! مى‌گویى: آقا چشم‌های او هم عوضى مى‌بیند؟! مى‌گوید: او هم عوضى مى‌بیند! مرغ یك پا دارد! آن فرد چه؟! ـ آن‌هم عوضى مى‌بیند! شما به این آدم چه مى‌خواهى بگویی؟! دیگر دنبال کار خودت برو! خداحافظ شما؛ یعنى شما یك مطلب حكیمانه‌تر و عقلانى‌تر و متقن‌تر از این كلام پیدا مى‌كنید؟! وقتى در جایى احساس مى‌كنى مطلب تأثیر ندارد، خودت را دیگر گرفتار نكن! تمام شد. چقدر این حرف، حرف متین و سنگین و عقلایى است؛ چون آدم صحبت مى‌كند گرفتار مى‌شود چون پیامد دارد و دنبال صحبت خود باید برود.

/ 613