اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت فصل و تمایز آن از آثار ظاهری

شناخت باطن افراد در پرتو درک حقایق وجودی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبحث فلسفی «فصل» و تفاوت آن با آثار و لوازم ظاهری می‌پردازند. ایشان با تأکید بر اینکه بسیاری از بدبختی‌های بشری ناشی از خلط میان حقیقت باطنی اشیاء با نمودهای ظاهری آن‌هاست، توضیح می‌دهند که چگونه عوام با تکیه بر نشانه‌های سطحی و ابزاری، دچار فریب می‌شوند. در این مسیر، استاد با نقد تعاریف رایج از فصل در حیوانات، به این نتیجه می‌رسند که فصل، حقیقتی نفسی و باطنی است که منشأ بروز آثار گوناگون می‌شود. در بخش پایانی، ایشان با اشاره به سیره بزرگان و لزوم مراقبت در انتخاب مسیر و همراهان، بر اهمیت تشخیص حقایق از ظواهر در سلوک فردی و اجتماعی تأکید کرده و راهکار عقلانی مواجهه با مدعیان دروغین را تبیین می‌کنند. این بحث، پیوندی عمیق میان دقت‌های فلسفی و ضرورت‌های اخلاقی در تشخیص سره از ناسره برقرار می‌سازد.

حقیقت فصل و تمایز آن از آثار ظاهری

2
  • اسد در اینجا یك حیوانى است كه یك آثار و خصوصیاتى دارد، الآن چطور با كامپیوتر و فتوشاپ کیفیت عكس‌ها و صورت‌ها و صوت‌ها را تغییر مى‌دهند؟! فرض كنید یك صوتى را مى‌آورند و صدای فردى را روى او مى‌گذارند و انگار آن شخص اصلاً این حرف را زده و این صحبت را كرده است! لذا الآن در دادگاه‌ها دیگر صوت و عكس ملاك نیست. عكس شخصى را مى‌آورند روی یک ترکیب مى‌گذارند و مونتاژ مى‌كنند و بعد مى‌گویند که این فلان كار خلاف را انجام داده است! صوت و شكل هیچ‌کدام دیگر در اینجا ملاك و مورد استشهاد نیست. چون الآن همه کار مى‌كنند.

  • تبعات اشتباه گرفتن فصل با آثار ظاهرى

  • حالا فرض كنید یك فردى را بیاورید كم‌كم خصوصیات این شخص را عوض كنید؛ چشم، ابرو، بینى و گوش‌های او را تغییر بدهید و بعد به یك شكل دیگری دربیاورید. از این مسائل هم ممكن هست اتفاق بیفتد؛ در این جراحى‌هاى پلاستیك كه مى‌كنند، صورت شخص را تغییر مى‌دهند و عوض مى‌كنند و بعد به یك صورت دیگر درمى‌آورند! ابرو، بینى، لب، دهان و چشم او تغییر پیدا مى‌كند. گونه‌گذارى مى‌كنند و به‌طورکلی یك‌مرتبه فردا مى‌بینید فلان شخص دارد راه مى‌رود درحالى‌كه این شخص، او نیست بلکه این قیافۀ او را دارد.

  • دیده‌اید بعضی از افراد توأم هستند و توأمین به‌دنیا مى‌آیند؟! خب چطور یكى مثل دیگرى است؟ در اینجا هم مثلاً یكى از این دو توأمین با شما رفاقت دارد ولكن شما دیگرى را تصور مى‌كنید که او رفیق شماست و با او برخورد مى‌كنید و اتفاقاً صدا و قیافۀ آنها هم مثل هم است و شمایى كه فرض كنید سال‌ها با یكى از این دوتا ارتباط داشتید و اصلاً با دیگرى رفاقت نداشتید و او را ندیده‌اید و شمایی که سال‌ها با این فرد مرتبط بودید و با او روز و شب بودید متوجه نمى‌شوید كه الآن این شخص آن فردی نیست که با او رفیق بودید! آن شخص هم خود را به‌ آن راه مى‌زند و ادعای استمرار رفاقت مى‌كند و شما اصلاً توجه نمى‌كنید!