
حقیقت فصل و تمایز آن از آثار ظاهری
شناخت باطن افراد در پرتو درک حقایق وجودی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبحث فلسفی «فصل» و تفاوت آن با آثار و لوازم ظاهری میپردازند. ایشان با تأکید بر اینکه بسیاری از بدبختیهای بشری ناشی از خلط میان حقیقت باطنی اشیاء با نمودهای ظاهری آنهاست، توضیح میدهند که چگونه عوام با تکیه بر نشانههای سطحی و ابزاری، دچار فریب میشوند. در این مسیر، استاد با نقد تعاریف رایج از فصل در حیوانات، به این نتیجه میرسند که فصل، حقیقتی نفسی و باطنی است که منشأ بروز آثار گوناگون میشود. در بخش پایانی، ایشان با اشاره به سیره بزرگان و لزوم مراقبت در انتخاب مسیر و همراهان، بر اهمیت تشخیص حقایق از ظواهر در سلوک فردی و اجتماعی تأکید کرده و راهکار عقلانی مواجهه با مدعیان دروغین را تبیین میکنند. این بحث، پیوندی عمیق میان دقتهای فلسفی و ضرورتهای اخلاقی در تشخیص سره از ناسره برقرار میسازد.
حقیقت فصل و تمایز آن از آثار ظاهری
4همین معاویه كه آمد شام را بر علیه امیرالمؤمنین علیهالسّلام شوراند با چه شوراند؟! با پیراهن عثمان شوراند؛ یعنى یك پیراهن را بالاى منبر برد و شام را حركت داد! یك پیراهن! به تو چه ربطی دارد که الآن این پیراهن دست توست؟! خیلى خب این پیراهن عثمان است، به تو چه ربطى دارد و اینجا چهکار مىكند؟! این پیراهن دست تو چهکار مىكند؟! تو كه تا نزدیك مدینه آمدى و برگشتى! مردم وقتی كه نمىدانند یکدفعه با یك پیراهن راه مىافتند! با یك پیراهن خونى، مردم راه مىافتند! حالا این پیراهن خونى چطور خونى شده است؟! آیا خود او مقصر بود یا مقصر نبود؟! علل و ریشههاى این قضیه چه بوده است؟! چطور بهدست این معاویه افتاده است؟! آیا با این پیراهن استفادۀ ابزارى مىكند ـ همۀ حرفها در اینجاست ـ یا استفادۀ واقعى مىكند؟! چه كسى اینها را تشخیص مىدهد؟! چه كسى اینها را مىفهمد؟! كسى اینها را نمىفهمد! اگر مىفهمیدند كه صدهزار نفر راه نمىافتادند به جنگ امیرالمؤمنین بیایند و بعد بگویند: اصلاً این آقا نماز نمىخواند! اصلاً چه كسى گفته که این آقا نماز مىخواند؟!
سبب تمام بدبختیهای بشریت
همۀ این بدبختىهایی كه از اول زمان آدم تا هر وقتى كه خدا بخواهد، بر سر بشریت مىآید همه بهخاطر این است كه ما فصول حقیقیه را با آثار و مظاهر ظاهرى اشتباه میگیریم. تمام بدبختى ما برای همین هست كه جاى این دوتا را عوض مىكنیم.
مرحوم آخوند مىگوید: بابا! آثارى را كه دارید مىبینید، همین فصلى كه براى حیوان مىگوییم: حسّاسٌ دَرّاكٌ مُتحَرِکٌ بِالإرادَه آخر كجاى این حساس فصل حیوان است؟! مفهوم خود حساس بودن و احساس داشتن یعنى چه؟ یعنى تأثّر از مؤثّر، انفعال از فاعل. این انفعال از فاعل مگر فصل حیوان است؟! این كاغذى كه الآن دست من هست این چیست؟ منفعل است این جسم قابل براى انفعال است. من بهواسطۀ دست خود كه جنبۀ فاعلى دارد این را حركت مىدهم، خب اینهم حساس است دیگر؛ یعنى آن جنبۀ انفعالى كه یك متأثرى از این مؤثر به خود مىگیرد، اسم آن حساس است. خب این فصل حیوان است؟! خب این کاغذ هم حساس است. خود او را کار داریم فعلاً به شعور كار نداریم؛ یعنى همین حساسیت را بهعنوان مفهومى بگیریم كه این مفهوم، تأثّرى است كه از یك اثرى براى حیوان حاصل مىشود. خب این در همه چیز هست.
