
حقیقت فصل و جایگاه آن در نفس ناطقه
تبیین تفاوت آثار وجودی با هویت مجرد انسانی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «فصل» در فلسفه و تمایز آن از آثار و عوارض خارجی میپردازند. بحث با این محور آغاز میشود که فصل، حقیقتِ مجردی است که مبدأ آثار و عوارض گوناگون بر یک موجود است و نباید با نمودهای مادی و متغیر آن در عالم خارج خلط شود. استاد با نقد نگاه عوامانه به هویت انسان، بر این نکته تأکید میکنند که نفس ناطقه و حقیقتِ فصلیِ انسان، وابسته به بدن عنصری نیست و پس از انتقال به عوالم دیگر، مسیر کمال و فعلیت خود را ادامه میدهد. در ادامه، با استناد به مقام اولیاء الهی و حضرت رقیه (س)، این پرسش پاسخ داده میشود که چرا دیدگاه ما نسبت به مقامات معنوی باید از سطح ظواهر مادی فراتر رود. در نهایت، تفاوت اشراف نفس در دنیا و آخرت و معنای دعای «رب زدنی فیک تحیراً» در پرتو علم کلی و ظهورات اسماء الهی بررسی میشود.
حقیقت فصل و جایگاه آن در نفس ناطقه
14خب اضافۀ بر این، چه چیزى را انسان مىتواند بهدست بیاورد؟! چه نقطۀ مجهولى را در اینجا مىتواند بهدست بیاورد؟! آنچه را كه رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم در مقام «رَبِّ زِدنى فیكَ تَحَیُّراً» مىفرمودند: مربوط به علم كلى و ظهورات آن است كه آن ظهورات و بروزات علم كلى حتى ممكن است در آن عالم خارج تحقق پیدا نكند و همۀ اینها در نفس رسول الله تحقق پیدا مىكند نه در عالم خارجی، عالم خارجیاش همین است. آن علم كلى موجب نمىشود این درخت سروى كه الآن در اینجاست و سه متر قدش است شش متر بشود، آن همین سه متر خواهد بود. سنگى كه در آنجاست تبدیل به برلیان نخواهد شد و همین سنگ خواهد بود. آن آجرى كه من الآن دارم در این دیوارها مىبینم تبدیل به خشت طلا نمىشود این آجر تا آخر همین آجر است. آن علمى كه در نفس رسولالله ظهور پیدا مىكند لایتناهى است و هرچه هست آن است، آجر كه چیزى نیست؛ آجر، آجر است شما كنار مىاندازید، حتى جنة الفردوس هم در آن مقام وجود ندارد، آنها همه ظهورات نفس است ظهورات خارجى كه وجودش مشخص است. اصلاً در ظهورات خارجى خود رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم مفیض است، پس چطور ممكن است «رَبِّ زِدنى فیكَ تَحَیُّراً» بگوید؟! خود او مفیض و مُظهِر همین علم در عالم خارج است در همۀ مراتبش اعم از ماده و مثال و سایر اینها است.
آنوقت آن روایتى كه امام صادق علیهالسّلام مىفرماید:
إنَّ اسمَ اللهِ الأعظَمَ عَلَى ثَلاثَةٍ وَ سَبعینَ حَرفاً ...وَ عِندَنا نَحنُ مِن الِاسمِ اثنانِ وَ سَبعونَ حَرفاً وَ حَرفٌ عِندَ اللهِ استَأثَرَ بِهِ فی عِلمِ الغَیبِ عِندَهُ.1
آن اسم واحد همان مقام ذات است كه رسول الله آن را «رَبِّ زِدنى فیكَ تَحَیُّراً» مىكرد، یعنى ما در مقام انشاء و ظهور و در مقام تفصیل آن مراتب، مظهر هفتاد و دو اسم هستیم اما آن اسمى كه تمام اینها از او نشئت مىگیرد همان حقیقت ذات لایتناهى است كه همۀ ائمه و اولیاء به آن سمت توجه دارند، آن چیزى است كه در ظهور و بروز قرار نمىگیرد و آن «رَبِّ زِدنى فیكَ تَحَیُّراً» به آن یك اسم برمىگردد.
- . بصائر الدرجات، ج 1، ص 208.
