اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت فصل و جایگاه آن در نفس ناطقه

تبیین تفاوت آثار وجودی با هویت مجرد انسانی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «فصل» در فلسفه و تمایز آن از آثار و عوارض خارجی می‌پردازند. بحث با این محور آغاز می‌شود که فصل، حقیقتِ مجردی است که مبدأ آثار و عوارض گوناگون بر یک موجود است و نباید با نمودهای مادی و متغیر آن در عالم خارج خلط شود. استاد با نقد نگاه عوامانه به هویت انسان، بر این نکته تأکید می‌کنند که نفس ناطقه و حقیقتِ فصلیِ انسان، وابسته به بدن عنصری نیست و پس از انتقال به عوالم دیگر، مسیر کمال و فعلیت خود را ادامه می‌دهد. در ادامه، با استناد به مقام اولیاء الهی و حضرت رقیه (س)، این پرسش پاسخ داده می‌شود که چرا دیدگاه ما نسبت به مقامات معنوی باید از سطح ظواهر مادی فراتر رود. در نهایت، تفاوت اشراف نفس در دنیا و آخرت و معنای دعای «رب زدنی فیک تحیراً» در پرتو علم کلی و ظهورات اسماء الهی بررسی می‌شود.

حقیقت فصل و جایگاه آن در نفس ناطقه

3
  • و إن كانَت المُغایِرَةُ بَینَهُما باعتِبارِ الإبهامِ وَ التَحَصُّل كانَ فَصلاً ... اگر مغایرت بین اینها به اعتبار ابهام و تحصّل است یعنى آن معنایى كه در این ذات اخذ مى‌شود آن معنایى نیست كه فقط در وجود بخواهد بر این هویت خارجیه‌ حمل بشود. نه! اصلاً در نفس تصور این ماهیت آن معنا هم اعتبار مى‌شود منتها وقتى كه شما مى‌خواهید این اعتبار را توضیح بدهید و شرح و معنا کنید این معانى را بر او حمل مى‌كنید؛ وقتى مى‌گویند كه انسان چیست؟ شما فصل انسانیت را براى این انسان توضیح مى‌دهید و آن عبارات و مفاهیمى را كه درقبال انسان نه نفس انسان استعمال مى‌كنید همان فصل است كه الآن دارد توضیح پیدا مى‌کند مثلاً در نفس ناطقۀ آدمى شما مى‌گویید كه حقیقةٌ قابلةٌ لإدراكِ الحَقایقِ الكُلیَّة فرض كنید و التَجَرُد التام و القُربُ إلى مَبدَئِهِ و ربطٌ إلى مَبدَئِهِ و فاعِلِه این مسائلى را كه شما در اینجا دارید مطرح مى‌كنید هركدام از اینها یك مفهوم و ماهیتى دارد كه آن ماهیت خود فصل نیست چون معنا ندارد كه برای یک فصلى ده‌تا لغت وضع شده باشد؛ تقرّب، تجرّد، مبدأ، استعداد و ادراكِ علومِ کلیه هیچ‌کدام اینها فصل نیستند ولكن این مفاهیم و عبارات را شما در تبیین و توضیح فصل آوردید و این افتراق بین موضوع و محمول در ابهام و تحصلِ است و افتراق در توضیح است ولى شی‌ء دیگرى در اینجا نیست، این دیگر عوارضى نیست كه بخواهد به‌وجود برگردد و وجود خارجى اقتضاء این ظهور را مى‌كند. خود همین حقیقتِ فصلیِ انسان داراى خصوصیاتى است كه به وجود خارجى او بر‌نمی‌گردد بلکه به خود ذات او برمى‌گردد لذا ما مى‌بینیم وقتى كه انسان از این دنیا مى‌رود گرچه وجود خارجى ندارد و وجود مثالى پیدا مى‌كند ولكن این معانى و عباراتى كه براى فصلیت او ذكر شده است در آن عالم هم همراه او است یعنى همان سیر و جنبۀ تبدّل به فعلیت‌ها، همان ارتقاء، تجرد و ادراكات علومِ کلیه در آنجا هم است.