اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت فصل و جایگاه آن در نفس ناطقه

تبیین تفاوت آثار وجودی با هویت مجرد انسانی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «فصل» در فلسفه و تمایز آن از آثار و عوارض خارجی می‌پردازند. بحث با این محور آغاز می‌شود که فصل، حقیقتِ مجردی است که مبدأ آثار و عوارض گوناگون بر یک موجود است و نباید با نمودهای مادی و متغیر آن در عالم خارج خلط شود. استاد با نقد نگاه عوامانه به هویت انسان، بر این نکته تأکید می‌کنند که نفس ناطقه و حقیقتِ فصلیِ انسان، وابسته به بدن عنصری نیست و پس از انتقال به عوالم دیگر، مسیر کمال و فعلیت خود را ادامه می‌دهد. در ادامه، با استناد به مقام اولیاء الهی و حضرت رقیه (س)، این پرسش پاسخ داده می‌شود که چرا دیدگاه ما نسبت به مقامات معنوی باید از سطح ظواهر مادی فراتر رود. در نهایت، تفاوت اشراف نفس در دنیا و آخرت و معنای دعای «رب زدنی فیک تحیراً» در پرتو علم کلی و ظهورات اسماء الهی بررسی می‌شود.

حقیقت فصل و جایگاه آن در نفس ناطقه

5
  • امکان به فعلیت رسیدن نفوس در عوالم دیگر غیر از دنیا

  • چه‌بسا افرادى كه در این عالم به آن فعلیت‌ها نمى‌رسند و فعلیت‌ها را پس از انتقال در آن دنیا به‌دست مى‌آورند مثل آن بچه‌اى كه در سن پنج‌سالگی از دنیا مى‌رود و در این دنیا قابلیت رسیدن به فعلیت را ازدست مى‌دهد نفس ناطقۀ او در آن دنیا به آن مراتب كمالیۀ خودش خواهد رسید.

  • مقام حضرت رقیه و علی‌اصغر علیهماالسّلام

  • الآن شما نگاه كنید افراد در سوریه به حرم حضرت رقیه علیها‌السّلام مى‌روند و در آنجا خطاب و صحبتشان با این حضرت چگونه است؟ می‌گویند که طفلى را در اینجا دفن كردند و این طفل هنوز به آن مراتب فعلیت نرسیده و از این دنیا رخت بربست، درحالى‌كه در این زیارتى كه انسان مى‌كند نباید زیارت یك طفل را درنظر بیاورد بلکه باید با این دیدگاه که ایشان یك انسان كامل و یك عارف بالله و یك فرد متحقق به فعلیات ولایت کلیه است به زیارت برود و در آنجا زیارت بكند. ما كه به حرم سیدالشهداء علیه‌السّلام مى‌رویم، آنچه كه در آنجا هست یكى خود سیدالشهداء و یكى هم حضرت علی‌اکبر و دیگرى ـ بنا بر روایات ـ حضرت على‌اصغر است.1 آن توجهى كه زائر در حرم سیدالشهداء به امام حسین و حضرت على‌اكبر و حضرت على‌اصغر مى‌كند چه توجهى است؟ توجه به یك پدر و یك پسر بزرگ‌تر و یك بچۀ شیرخوار است ولى آیا الآن هم هنوز شیرخوار است؟! خب شیرخوار در آن زمان بود حالا اصلاً هزار و چهارصد سال گفتن غلط است چون این بحث و بحثِ زمانى نیست، در زمانى كه این طفل یعنی عبدالله رضیع را به شهادت رساندند چندماهه بود. بسیار خوب ولى آیا هنوز هم چندماهه باقى مانده است؟! این مدتى كه عالم برزخ را طى كرده در همان چندماهگی است؟! در همان استعداد محض هست و حركت و ترقى نكرده است؟! فعلیتى براى وى به‌وجود نیامد؟! خب اینكه اتلاف عمر و سرمایه و اتلاف هدف و غایت از خلقت است كه یك نفر در این دنیا مى‌آید و استعداد دارد كه على‌اكبر دیگرى بشود خب‌ سیدالشهداء یك فرزندشان حضرت سجاد علیه‌السّلام بود كه مقام امامت داشت و یكى حضرت على‌اكبر بود كه تالى‌تلو امام بود و یكى هم همین عبدالله رضیع بود خب این عبدالله رضیع الآن نمى‌گوید که به من ظلم شد؟! من چرا نباید به این مقام برسم؟! حالا امامت برای دوازده نفر است و ما با آن برادرمان على بن الحسین حضرت سجاد که امام است و مسئله‌اش جدا است كارى نداریم، اما چرا به مقام آن برادرم که تالی‌تلو امام است نباید برسم؟! چرا نباید به این فعلیاتى كه پیدا شد برسم؟! خب سى و چند سال این حضرت على‌اكبر نزد پدر و عمو بودند حتی در زمان امامتِ امام حسن علیه‌السّلام هم تحت تربیت ایشان بوده و بعد خب منتقل مى‌شود. چرا من نباید این‌طور باشم؟! چرا من باید از این دنیا بروم؟! این خلاف این مسئله است. البته ما كارى به ظلم و اینها نداریم بلکه ما به این جهت كار داریم كه بالأخره این هدف و غایتى كه از تحقق خلقت در یك هم‌چنین موجودى كه استعداد و قابلیت براى رسیدن به این مقامات را دارد چرا محقق نشده است؟!

    1. . الارشاد، ج ۲، ص ۱۰۸.