اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت فصل و جایگاه آن در نفس ناطقه

تبیین تفاوت آثار وجودی با هویت مجرد انسانی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «فصل» در فلسفه و تمایز آن از آثار و عوارض خارجی می‌پردازند. بحث با این محور آغاز می‌شود که فصل، حقیقتِ مجردی است که مبدأ آثار و عوارض گوناگون بر یک موجود است و نباید با نمودهای مادی و متغیر آن در عالم خارج خلط شود. استاد با نقد نگاه عوامانه به هویت انسان، بر این نکته تأکید می‌کنند که نفس ناطقه و حقیقتِ فصلیِ انسان، وابسته به بدن عنصری نیست و پس از انتقال به عوالم دیگر، مسیر کمال و فعلیت خود را ادامه می‌دهد. در ادامه، با استناد به مقام اولیاء الهی و حضرت رقیه (س)، این پرسش پاسخ داده می‌شود که چرا دیدگاه ما نسبت به مقامات معنوی باید از سطح ظواهر مادی فراتر رود. در نهایت، تفاوت اشراف نفس در دنیا و آخرت و معنای دعای «رب زدنی فیک تحیراً» در پرتو علم کلی و ظهورات اسماء الهی بررسی می‌شود.

حقیقت فصل و جایگاه آن در نفس ناطقه

6
  • فصل، یك حقیقت مجرده

  • الآن ما مى‌رویم نگاه مى‌كنیم و مى‌گوییم که بچۀ ‌شیرخوارى در اینجاست خب بالأخره بچه كه بدنش بزرگ نمی‌شود، الآن اگر قبر را نبش كنند بدن یک بچه را می‌بینند که در همان‌جا قرار دارد، نگاه ما نگاهِ یك فرد عامى است و نگاه فردى كه حقیقت نفس و فصل را فقط در بدن عنصرى مى‌بیند است، خب بدن عنصرى كه لحم و عظم است و فصل نیست! فصل یك حقیقت مجرده است كه هیچ ارتباطى با شی‌ء خارج ندارد. آن شی‌ء خارج وقتی که به‌دنیا مى‌آید وزنش یك كیلو است وقتى هم كه به سن شبابی و ریعان عمر و شباب مى‌رسد فرض كنید 140 كیلو وزنش مى‌شود و وقتى هم كه به شیخوخیت می‌رسد پنجاه كیلو یا شصت كیلو وزنش مى‌شود. خب این فصل‌ ناطقه‌اش در اینجا تغییر پیدا كرد؟! یعنى وقتى كه شما با فردى كه الآن 140 كیلو وزنش است صحبت مى‌كنید و همین فرد رژیم گرفت و وزنش را به هفتاد رساند یک‌دفعه فصل ناطقه‌اش نصف مى‌شود و شما نفس و فصل او را دیگر نصفه مى‌پندارید و مى‌گویید که نصف حرف‌هایم را مى‌فهمد؟! آقا این تازه رفته رژیم گرفته دیگر از خنگى درآمده، یك مقدار مخش باز شده ناطقه‌اش یك مقدار تازه رشد كرده، بالا رفته و مطالب را بهتر مى‌فهمد! خب آنچه را که الآن در اینجا با رژیم گرفتن ازدست داد و فردا با خوردن چندتا پلو و خورشت دوباره به‌دست مى‌آورد که نفس ناطقه نیست و فصل نیست.

  • الآن دیدگاه ما نسبت به افراد، دیدگاهِ عوام است. مى‌رویم نگاه مى‌كنیم و می‌گوییم که اى داد، اى عبدالله رضیع تو را كشتند و الآن تو بچه هستى و دلم به حالت بسوزد درحالى‌كه این الآن براى خودش عارفى شده، در آنجا براى خودش ولىّ خدایى شده و تالى‌تلو حضرت على‌اكبر شده و هیچ تفاوتى ندارد.

  • چرا دیدگاه ما باید در آن دیدگاه محقّرانه و كوتاه و متنازل عرفى باقى بماند؟! چرا ما نباید دیدگاهمان در این چیزها تغییر پیدا كند؟! ما این را در حالات بزرگان نسبت به این‌گونه موارد مى‌دیدیم و در این زیارات و در این امكنه، دیدگاه آنها را نسبت به این مقام، کاملاً مشاهده مى‌كردیم.