اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین حقیقت جنس و فصل در فلسفه اسلامی

تحلیل نسبت میان ابهام ماهوی و تشخص وجودی در موجودات

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مبانی فلسفی پیرامون حقیقت جنس و فصل می‌پردازند. بحث با تحلیل چگونگی تبدیل ماهیت مبهم به یک حقیقت مشخص و متمایز در خارج آغاز می‌شود و با تبیین دیدگاه مرحوم آخوند در نفی اجزاء عقلیه در بسائط ادامه می‌یابد. استاد با بهره‌گیری از کلام شیخ‌الرئیس در الهیات شفا، نشان می‌دهند که تفاوت میان جنس و فصل، تفاوت در دو وجود جداگانه نیست، بلکه تفاوت در مرتبه ابهام و تفصیل است. در ادامه، این مبحث به حوزه معرفت انسانی و مراتب تجرد نفسانی پیوند می‌خورد و با نقد برخی رویکردهای سطحی در تقلید و شناخت اولیاء الهی، بر ضرورت عبور از کلیات مبهم و رسیدن به حقیقتِ واحدِ ولایت تأکید می‌شود. در نهایت، جلسه با تبیین این نکته به پایان می‌رسد که فصل حقیقی انسان، همان میزان تجرد نفسانی و اتصال او به مبدأ هستی است.

تبیین حقیقت جنس و فصل در فلسفه اسلامی

1
  • درس ششصد و چهل و یکم

  • بحث در شناخت فصل (3)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم

  • در اینجا بحثى هست كه ظاهراً توضیح خارجی‌اش را قبلاً گفتیم. در بحث بعد مرحوم آخوند راجع به نفى اجزاء عقلیه در بسائط صحبت مى‌كنند كه مسئلۀ جنس و فصل در بسائط خارجیه مثل مقولات، كم، كیف، عرض، اعراض به چه كیفیتى است و چگونه باید در آنجا لحاظ بشود. در مورد مركبات خب مطلب به اینجا رسید كه راجع به آن قدر مشتركى كه بین انواع خارجیه هست مطلب خیلى قابل براى بحث نیست زیرا آن حقیقت مشترك با آن ابهام خودش مى‌تواند امتیازى بین جنسیت و سایر اجناس به‌وجود بیاورد ولكن وقتى كه مسئله دقیق مى‌شود و تعیّن پیدا كند، اشكال در آنجا پیش مى‌آید كه آن معیِّن و مقوّم و فصل چه حقیقتى است كه آن ابهام را به تفصیل تبدیل مى‌كند و آن ماهیت مشتركۀ مبهمه را به یك حقیقت مشخصه و متشخصِ خارجىِ قابل اشاره تبدیل مى‌كند، صحبت در این است.

  • ما مى‌توانیم براى انواع‌ مختلف، یك شی‌ء مشترك یا ماهیت مبهمۀ مشتركى بیاوریم و به‌واسطۀ آن بین این جنس كه انواعى در تحت اوست و بین جنس دیگر اختلاف قائل بشویم لذا خیلى این مسئله قابل توجه نیست. صحبت در آنجایى است كه این مسئله بخواهد مشخص بشود، فرض كنید شما به رفیقتان مى‌گویید كه فردا شب قرار است یك نفر به منزلمان بیاید خب حالا «این یك نفر به منزلمان بیاید» هر كسى را شامل مى‌شود. این اهمیت مطلب در اینجا مشخص نشده است، مرد باشد یا زن باشد تفاوتى نمى‌كند، كاسب باشد یا غیر کاسب باشد تفاوتى نمى‌كند یك نفر قرار است بیاید حالا داعى براى اكرام متفاوت است و هر كسى داعى خاص به خودش را دارد.

  • ولى توضیح دیگرى نسبت به این مطلب داده مى‌شود كه وقتى این فرد مى‌خواهد بیاید شما حتماً باید بروى و فلان چیز را برایش تهیه كنی، این تصور مى‌كند این كسى كه دارد مى‌آید اگر قرار باشد یك فرد عادى باشد، این توصیه را به من نمی‌كند كه برو مثلاً فلان چیز را بخر، حتماً باید فردى باشد که مقدارى خصوصیتش با افراد دیگر متفاوت باشد كه چنین توصیه‌ای کرده است. بعد یك مقدار که مى‌گذرد مى‌گوید: حتماً خودت هم یك ساعت زودتر بیا و برو سماور را روشن كن و چایى آماده كن كه همه چیز آماده باشد. مى‌گوید که این‌همه افراد آمدند و رفتند ولی این تابه‌حال هم‌چنین سفارشى به ما نكرده است! كم‌كم مسئله پیش می‌رود تااینكه یك‌مرتبه آن حقیقت معینّه و مشخصۀ شخص معلوم می‌شود که مثلاً مرحوم آقا ـ رضوان ‌الله‌ تعالیٰ‌ علیه ـ مى‌خواهد بیاید که یک‌دفعه همۀ مافى‌الضمیر خودش را به‌وسیلۀ این قضیه كه حقیقت مشخّصه است براى انسان بیان مى‌كند.