اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین حقیقت جنس و فصل در فلسفه اسلامی

تحلیل نسبت میان ابهام ماهوی و تشخص وجودی در موجودات

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مبانی فلسفی پیرامون حقیقت جنس و فصل می‌پردازند. بحث با تحلیل چگونگی تبدیل ماهیت مبهم به یک حقیقت مشخص و متمایز در خارج آغاز می‌شود و با تبیین دیدگاه مرحوم آخوند در نفی اجزاء عقلیه در بسائط ادامه می‌یابد. استاد با بهره‌گیری از کلام شیخ‌الرئیس در الهیات شفا، نشان می‌دهند که تفاوت میان جنس و فصل، تفاوت در دو وجود جداگانه نیست، بلکه تفاوت در مرتبه ابهام و تفصیل است. در ادامه، این مبحث به حوزه معرفت انسانی و مراتب تجرد نفسانی پیوند می‌خورد و با نقد برخی رویکردهای سطحی در تقلید و شناخت اولیاء الهی، بر ضرورت عبور از کلیات مبهم و رسیدن به حقیقتِ واحدِ ولایت تأکید می‌شود. در نهایت، جلسه با تبیین این نکته به پایان می‌رسد که فصل حقیقی انسان، همان میزان تجرد نفسانی و اتصال او به مبدأ هستی است.

تبیین حقیقت جنس و فصل در فلسفه اسلامی

3
  • خیلى براى من جاى تعجب بود و این یكى از مسائلى بود كه من درنظر داشتم راجع به آن توضیح بدهم. البته خب یك مقدارى راجع به این قضیه توضیحاتى در بعضى صحبت‌ها و نوشته‌جات دادیم ولى اگر خدا بخواهد لولا البداء در بحث اجتهاد و تقلیدى كه در دست داریم آنجا نسبت به این موضوع مى‌پردازیم و خواهیم دید كه اصلاً یك راه بیشتر نیست نه‌اینکه دو راه سه راه ده راه باشد، یكى هست و غیر از او دیگر هیچی نیست! یعنى همین‌كه شخص احتمال مى‌دهد چیزى مى‌تواند قرین او قرار بگیرد مسئله تمام شد و دیگر چیزى براى گفتن و براى مطرح كردن باقى نمانده است! روى این جهت مطلب خیلى مطلب مهمى است و اصلاً هم بحث تحجر و تعصب و اینها نیست.

  • تعصب داشتن ممنوع!

  • تعصب و تحجر همه‌جا غلط است حتى انسان روى حق هم كه مى‌ایستد نباید تعصب داشته باشد كه حق همین است كه الآن من دارم! نه، انسان به‌خاطر حق بودنِ حق باید به آن گرایش داشته باشد حالا هرجا مى‌خواهد باشد. من مثال مى‌زنم البته مثال من غلط است ولى از باب تقریب و تشبیه مى‌خواهم بگویم؛ ما الآن تنها حقى را كه در عالم مى‌بینیم حقى است كه مربوط به امیرالمؤمنین علیه‌السّلام است که حق همین است و جز این نیست، آن على و بچه‌هایش و فرزندانش كه الآن به امام زمان علیه‌السّلام رسیده است، امام زمان حق است و ما سِواهُ باطِل تمام! صفرِ صفر! دیگر چیزی نیست پس الآن حقِ مطلق و مطلقِ حق وجود حضرت است. ما به‌اضافۀ با حضرت، همه چیز است.

  • مظلومیت عرفا

  • این عبارتى كه دیروز آقا سید ابوالقاسم خوانده بودند این عبارتى است كه هروقت من به این عبارت فكر مى‌كنم اصلاً حالم تغییر پیدا مى‌كند و دیدگاه و فهمم تغییر پیدا مى‌كند و مظلومیت عرفا بیشتر براى من محرز مى‌شود كه این عرفا و این بزرگان و این اولیاء، افرادى كه اصلاً عین ولایت و متحد با ولایت و هم‌نشین و قرین با ولایت هستند ...، آن‌وقت یك عده نفهم و جاهل باید بیایند در كتاب‌هایشان اینها را جزء عرفاى كذّابین بیاورند و مسخره كنند و غیر از آنها هم افراد دیگری، و بعد این حوزۀ علمیه‌اى كه دفاع از حق مى‌كند همین‌طور مُهر سكوت بر لب و چشم پوشیده از كنار مسائل مى‌گذرد. حالا اگر اشخاصی بیایند به یك نفر حرفی بزنند و حرف درست هم بزنند، حالا یك مقدار پس‌وپیش، دیگر زمین به آسمان مى‌رود و آسمان بر زمین فرود مى‌آید!