اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بساطت وجود و جایگاه آن در استنباط احکام

نقد رویکردهای مادی‌گرایانه در فهم مبانی دینی و فقهی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، با تبیین قاعده عقلی بساطت وجود، به نقد رویکردهای سطحی و مادی‌گرایانه در مواجهه با حقایق غیرمادی می‌پردازد. ایشان با اشاره به اینکه منشأ اختلاف در پدیده‌های عالم، فراتر از ظاهر مادی آن‌هاست، تأکید می‌کند که تقلیل مفاهیم عمیق فلسفی و دینی به تحلیل‌های مادی، ناشی از عدم درک صحیح از تجرد و بساطت وجود است. در ادامه، این بحث به حوزه استنباط فقهی کشیده می‌شود و استاد با نقد فتاوای غیردقیق در مسائلی همچون استطاعت حج و احکام سفر، بر ضرورت برخورداری فقیه از دیدگاه باطنی و اشراف بر مذاق شریعت پیش از مراجعه به ادله تأکید می‌ورزد. در نهایت، ایشان با ذکر نمونه‌هایی از نماز و مناسک حج، تفاوت میان نگاه مادی به احکام و نگاه مبتنی بر لبّ و حقیقت دین را روشن ساخته و بر لزوم ارتقای فهم و ادراک فقیه برای دستیابی به مقصود واقعی شارع تأکید می‌کند.

بساطت وجود و جایگاه آن در استنباط احکام

5
  • تفاوت نماز مورد قبول ملائکه با نماز غیر قابل قبول

  • برایتان گفتم که در این مدرسۀ فیضیه همین‌جا پشت سر مرحوم آقاى اراكى داشتم نماز مى‌خواندم ـ همان‌جا جلوى همان در ـ ایام پاییز بود و هنوز هوا سرد نشده بود، وقتى كه هوا خوب بود ایشان در بیرون نماز مى‌خواندند و وقتى که هوا سرد مى‌شد، زیر همان طاق مى‌رفتند نماز می‌خواندند. ما داشتیم تشهد در نماز را می‌خواندیم یک آقاى مُدرِّسِ درس خارج حوزه که در آن موقع درس‌های‌ سطوح عالى مى‌گفت حالا اسمش را نمى‌برم، نمى‌دانم الآن فوت كرده یا نه، خبر ندارم كنار من نشسته بود حالا من دارم تشهد مى‌خوانم و یك مقدارى كمرم خَم شده بود او از پشت دست چپش را مى‌آورد كمر ما را راست مى‌كرد! بابا تو دارى نماز مى‌خوانى یا دارى كمر ما را راست مى‌كنی؟! شوخى نمى‌كنم ها! من دیدم حالا كه این‌طور است یك مقدار او را سربه‌سر و سرکار بگذاریم، مى‌ارزد به اینكه یك مقدارى با او حال كنیم، دوباره یك مقدارى كمر را خَم كردیم دوباره این آقا دستش را آورد و مدام ما خَم مى‌كردیم و مدام این آقا دستش را مى‌آورد و تا آخر نماز پنج یا شش دفعه كمر ما را راست كرد مثل اینكه مأمور شده بود كمر ما را راست كند!

  • آخرش گفت: آقا نماز شما اشكال دارد، گفتم: عجب! چرا؟ گفت: كمرت را خَم كردى، گفتم: آقا فرض كن من كمرم درد مى‌كند، تو آن تشهدى كه مى‌خوانى آن تشهد تو ایراد ندارد؟! آیا خدا تو را مأمور كرده براى اینكه كمر مرا راست كنی؟! پس كى تشهد مى‌خواندی؟! تو در نماز به فكر تشهد بودى یا به فكر بغل‌دستى خودت؟! تو كه در تشهد نمازت به فكر كمر من بودى دیگر خدا به داد برسد! از آن اول كه تكبیرة الإحرام را گفتى تا حالا كجاها رفتى و آمدی؟! بعد هم مى‌گوییم: این نماز صحیح و درست است و فلان! كجاى این نماز درست است؟! این نمازى كه فقط طرف دارد كمر مرا در تشهد راست مى‌كند، این نمازى است كه ملائكه بالا ببرند و ملائكه قبول كنند؟! این، آن نماز است؟! آن نمازى كه قرار است «قربانُ كلِّ تَقِى»1 باشد، نمازى است كه طرف وقتى مى‌گوید: الله اكبر، دیگر به هیچ چیز كار ندارد؛ از دنیا و از تعلقات و از هرچه كه تابه‌حال با او بود بیرون مى‌آید، الله اكبر مى‌گوید و تمام شد!

    1. دعائم الإسلام، ج ۱، ص ۱۳۳.