اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بساطت وجود و جایگاه آن در استنباط احکام

نقد رویکردهای مادی‌گرایانه در فهم مبانی دینی و فقهی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، با تبیین قاعده عقلی بساطت وجود، به نقد رویکردهای سطحی و مادی‌گرایانه در مواجهه با حقایق غیرمادی می‌پردازد. ایشان با اشاره به اینکه منشأ اختلاف در پدیده‌های عالم، فراتر از ظاهر مادی آن‌هاست، تأکید می‌کند که تقلیل مفاهیم عمیق فلسفی و دینی به تحلیل‌های مادی، ناشی از عدم درک صحیح از تجرد و بساطت وجود است. در ادامه، این بحث به حوزه استنباط فقهی کشیده می‌شود و استاد با نقد فتاوای غیردقیق در مسائلی همچون استطاعت حج و احکام سفر، بر ضرورت برخورداری فقیه از دیدگاه باطنی و اشراف بر مذاق شریعت پیش از مراجعه به ادله تأکید می‌ورزد. در نهایت، ایشان با ذکر نمونه‌هایی از نماز و مناسک حج، تفاوت میان نگاه مادی به احکام و نگاه مبتنی بر لبّ و حقیقت دین را روشن ساخته و بر لزوم ارتقای فهم و ادراک فقیه برای دستیابی به مقصود واقعی شارع تأکید می‌کند.

بساطت وجود و جایگاه آن در استنباط احکام

1
  • درس ششصد و چهل و چهارم

  • بحث وجود یا عدم وجود اجزاء عقلی در بسائط (2)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم

  • قَد ذَهَبَ بعضُ الناس إلى نفى الأجزاء العقیلةِ فى البسائط؛1

  • مرحوم آخوند بعد از بحث در كیفیت تركّب ماهیات خارجیه از جنس و فصل، و حقیقت جنس و فصل مطلبى را نسبت به بسائط خارجیه مطرح مى‌كنند و آن مسئله این است كه نسبت به بسائط خارجیه ما چه نوع بتوانیم آنها را ادراك كنیم كه آن ادراك ما نتیجۀ حدّ و ذاتیات خود آن شی‌ء بشود و باعث امتیاز بین آن بسائط خارجیه از یكدیگر خواهد شد. فرض كنید بین كمّ و كیف بااینكه هردو بسیط هستند چگونه ممكن است ما این امتیاز را ادراك كنیم؟! یا مثل خود انواع كم و همین‌طور انواع كیف چگونه این امتیاز حاصل خواهد شد؟

  • اشكال این مسئله از آنجا است كه هر مابه‌الاِشتراك و مابه‌الاِمتیازى كه بخواهد در حد و ذاتیات یك ماهیت قرار بگیرد طبعاً منشأ انتزاع او هم باید متعدد باشد و این یك مسئلۀ واقعى و حقیقى است كه از منشأ انتزاع واحد بِما هو واحد، دو امر مختلف امكان انتزاع ندارند؛ یكى در یك حیثیت و جهت واحد بتواند موجب انتزاع دو شی‌ء و دو حقیقت مختلف باشد و برگشت همۀ اینها باید به یك امر باشد. و آنچه را كه ما دو مى‌بینیم باید یك منشأ دیگرى داشته باشد و این در همۀ اشیاء و امور هست. این مسائل در همه وجود دارد؛ الآن شما من‌باب‌مثال یك نورى را در اینجا مشاهده مى‌كنید كه این نور باعث كیفیتى شده كه در آن كیفیت اختلاف مشاهده مى‌شود، فرض كنید چراغى كه در اینجا هست الآن این تفاوتى كه در اینجا در روى صفحۀ كتاب وجود دارد و این رنگى كه در این قسمت است با رنگى كه در این قسمت است اختلاف دارد بااینكه هردو نور هستند اما منشأ اختلاف امر دیگرى است؛ منشأ اختلاف وجود این میكروفون‌ها است كه باعث مى‌شود كه سایه در اینجا بیفتد و بااینكه نور در هردو اینها حقیقت واحده است ولكن در اینجا اختلاف پیدا كند پس ما نمى‌توانیم بگوییم که نور از یك زاویه به یك شدت و در یك جهت بتواند دو اثر مختلف را به‌وجود بیاورد. این دو اثر مختلفه یا برگشتش به اختلاف در خود زاویه و كیفیت تابش است یا برگشتش به آن قابل است و قابل در اینجا در پذیرش نور و انعكاسش با آن قابل دیگر اختلافى شده كه موجب این تمایز در اینجا خواهد شد.

    1. الحکمة المتعالیة، ج 2، ص 26.