اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی اجزاء عقلی در بسائط و احکام سقط جنین

تحلیل تفاوت‌های ادبی و فقهی در کلام معصومین

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، ابتدا به بحث دقیق فلسفی پیرامون نفی یا اثبات اجزاء عقلی در بسائط و اشکالات وارد بر نظریات موجود می‌پردازند. در ادامه، با ورود به مباحث ادبی، تفاوت‌های ماهوی میان استعاره و کنایه را تبیین کرده و بر لزوم دقت در فهم غرض و غایت کلام معصومین علیهم‌السّلام تأکید می‌کنند. ایشان با اشاره به اهمیت درکِ دقیقِ عبارات اولیاء الهی، به نقد رفتارهای معاندانه در برابر حق پرداخته و مفهوم ناصبی را در بستر تاریخی و امروزی بازخوانی می‌کنند. در بخش پایانی، با پاسخ به پرسش‌های شاگردان، احکام فقهی سقط جنین را با تکیه بر حفظ سلامت مادر و تعریف دقیقِ «انعقاد نطفه» از منظر شرعی و عرفی بررسی کرده و مرزهای جواز و حرمت آن را در شرایط خاص پزشکی مشخص می‌نمایند.

بررسی اجزاء عقلی در بسائط و احکام سقط جنین

10
  • افرادى برای استفتاء پیش من در منزل آمده بودند و گفتند که چند سال قبل یك شخص كاسبى در هند حرفى زده بوده و یك مقاله‌اى داده بود. پیش سایر افراد رفته بودند و گفته بودند كه این شخص راجع به امام حسین علیه‌السّلام چنین حرفی زده و اگر كسى چنین حرفى را بزند حكم او چیست؟ فتاوا را به من نشان دادند. آنها گفته بودند: كافر و مرتد و مهدور الدم است! و تا گفتند، گفتم که تا بنده مقاله را نبینم حرف نمى‌زنم. گفتند: آقایان فتوا داده‌اند! گفتم: آقایان به من ارتباط ندارد، من دارم به منزل می‌روم. گفتم: اولاً من باید مقاله را ببینم و ثانیاً باید گویندۀ مقاله را هم ببینم و از او بپرسم که این حرفى را كه زدى و این شبهه‌اى را كه انجام دادى چه بوده و چه قضیه‌اى بوده است؟ بعد كه مقاله را به من نشان دادند گفتم: چه ربطى دارد؟! به‌خاطر این [حکم به ارتداد دادند]؟! یعنى یك سؤال نكردند كه آقا این حرفى كه شما مى‌زنى [دلیلی] دارد یا ندارد؟ سریع گفته بودند که او مرتد است، به همین راحتى! و بعد مى‌خواستند آن شخص را اعدام كنند یعنى مى‌خواستند جهال را در آنجا تحریك كنند و حتى چند نفر هم قصد كشتن او را داشتند البته به‌خاطر ثواب! البته خدا نجاتش داد و من از یك طریقى مطلع شدم كه یك مانعى پیش آمد. من در آنجا بر خلاف همۀ افراد نوشتم که این فرد مسلمان و شیعه است و هیچ اشكالى هم ندارد و کوچک‌ترین هتك احترام نسبت به او شرعاً حرام است و مسئولیت و عواقب برعهدۀ همان كسانى است كه نسبت به او یك هم‌چنین مطالب و اقداماتى انجام دادند و این مسئلۀ ما جلوى قتل این فرد را گرفت. اگر بنده این كار را نمى‌كردم یك بی‌گناه [کشته] شده بود!

  • ناصبی؛ انکارکنندۀ حق

  • بعد هم كه مشخص شده بود به‌خاطر حرف‌هاى بین دو نفر بوده است و اصلاً اصل قضیه سیاسى بوده است؛ عده‌اى در آنجا باهم نزاع داشتند و آن شخص چشم دیدن این را نداشته است و نمى‌دانم در فلان قضیه دنبال بهانه بودند و این بهانه را به‌دست آوردند و به اینجا آمدند و فتواى قتل را گرفتند و مى‌خواستند اعدام كنند! به همین راحتی! بابا یك حساب‌وکتابی و یك تحقیقى، آخر چطور همین‌طوری [حکم به قتل یک شخص می‌کنید]؟! آن‌وقت ما مى‌گوییم: ناصبی و ما مى‌گوییم: معاند و ما مى‌گوییم: فلان! نه آقاجان الآن هم هستند و الآن هم ناصبى وجود دارد و معاند هم وجود دارد؛ هركسى حق را ببیند [و درمقابلش بایستد ناصبی است]! این سفید است، اگر بگوید: سیاه است ناصبى است! ناصبى به كسى می‌گویند كه حق را ببیند و درمقابلش بایستد! آن ناصبى در زمان ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السّلام بود و الآن ناصبى‌ها كسان دیگرى هستند.