اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی اجزاء عقلی در بسائط و احکام سقط جنین

تحلیل تفاوت‌های ادبی و فقهی در کلام معصومین

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، ابتدا به بحث دقیق فلسفی پیرامون نفی یا اثبات اجزاء عقلی در بسائط و اشکالات وارد بر نظریات موجود می‌پردازند. در ادامه، با ورود به مباحث ادبی، تفاوت‌های ماهوی میان استعاره و کنایه را تبیین کرده و بر لزوم دقت در فهم غرض و غایت کلام معصومین علیهم‌السّلام تأکید می‌کنند. ایشان با اشاره به اهمیت درکِ دقیقِ عبارات اولیاء الهی، به نقد رفتارهای معاندانه در برابر حق پرداخته و مفهوم ناصبی را در بستر تاریخی و امروزی بازخوانی می‌کنند. در بخش پایانی، با پاسخ به پرسش‌های شاگردان، احکام فقهی سقط جنین را با تکیه بر حفظ سلامت مادر و تعریف دقیقِ «انعقاد نطفه» از منظر شرعی و عرفی بررسی کرده و مرزهای جواز و حرمت آن را در شرایط خاص پزشکی مشخص می‌نمایند.

بررسی اجزاء عقلی در بسائط و احکام سقط جنین

7
  • اما اگر نظر رفقا باشد به اعتقاد من اینكه مثلاً حضرت در آنجا دارند که إنى اُحِبُ أن یُعید، این را نشان مى‌دهد كه میزان خلاف و نصبش میزانى نبوده است كه اصلاً این نفسِ عمل را از دیدگاه شرع و شارع باطل كند! شخص مخالف بوده است مثل افرادى كه نمى‌فهمند و جاهل و مستضعف هستند یا در یك فضایى هستند و در چنین وضعیتى حج هم انجام مى‌دهند و حضرت مى‌فرماید: [دوباره] برود بهتر است و این‌طور به نظر مى‌آید كه اگر مى‌خواهد بیشتر به او بچسبد دوباره حج انجام بدهد ولى یك وقتى یكی معاند است و آدمى است كه این نفس عملى را كه دارد انجام مى‌دهد با عناد نفسانى طواف مى‌كند، آن چه حجى است؟! چه فایده‌اى دارد؟! وقتى دارد این عمل را انجام مى‌دهد و لبیك كه مى‌گوید، با عناد به ولایت این لبیك را انجام مى‌دهد، این لبیك در سرت بخورد! آن لبیكى كه بدون قبول ولایت باشد لا لبیك و لا سعدیك است كه به‌دنبالش خواهد آمد! آن چه فایده‌اى دارد؟! آن فایده‌اى ندارد.

  • آن كسى كه احرامى كه مى‌بندد از روى عناد است و عرفاتى كه مى‌رود با عناد مى‌رود؛ یعنى نفس عناد را همراه خود مى‌برد [فایده‌ای ندارد]! متوجه هستید که مى‌خواهم چه چیزی بگویم؟! فرض كنید یك كسى شیشۀ شرابى در دست گرفته است و یك لباس ملوّث به نجاست ـ شراب ـ را پوشیده است و با این لباس نجس این‌طرف و آن‌طرف مى‌رود و هرجا مى‌رود این لباس به تن او هست؛ در این اتاق كه مى‌آید این لباس به تن او هست، بیرون كه مى‌رود این لباس به تن او هست و این لباس از تنش بیرون نمى‌آید؛ یك لحظه بیرون نمی‌آورد و لباس عوض نمی‌كند تا دوباره این را بپوشد! در حال لبیك گفتن هم لباس نجس تنش كرده است، در حال طواف لباس نجس به تنش كرده است، منظور من آن كسى است كه معاند است.