
بررسی اجزاء عقلی در بسائط و احکام سقط جنین
تحلیل تفاوتهای ادبی و فقهی در کلام معصومین
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، ابتدا به بحث دقیق فلسفی پیرامون نفی یا اثبات اجزاء عقلی در بسائط و اشکالات وارد بر نظریات موجود میپردازند. در ادامه، با ورود به مباحث ادبی، تفاوتهای ماهوی میان استعاره و کنایه را تبیین کرده و بر لزوم دقت در فهم غرض و غایت کلام معصومین علیهمالسّلام تأکید میکنند. ایشان با اشاره به اهمیت درکِ دقیقِ عبارات اولیاء الهی، به نقد رفتارهای معاندانه در برابر حق پرداخته و مفهوم ناصبی را در بستر تاریخی و امروزی بازخوانی میکنند. در بخش پایانی، با پاسخ به پرسشهای شاگردان، احکام فقهی سقط جنین را با تکیه بر حفظ سلامت مادر و تعریف دقیقِ «انعقاد نطفه» از منظر شرعی و عرفی بررسی کرده و مرزهای جواز و حرمت آن را در شرایط خاص پزشکی مشخص مینمایند.
بررسی اجزاء عقلی در بسائط و احکام سقط جنین
8فرض كنید همین عُمَر مىخواهد لبیك انجام بدهد، این قضیه چطور مىشود؟ این چه خدایى است؟! این خدایى را كه الآن به او لبیك مىگوید، مىگوید: خدایا من لبیك به خدایى مىگویم كه خداى بدون على باشد! به آن خدا لبیك مىگویم نه خداى با علی! طواف انجام مىدهم به دور كعبهاى كه بدون على باشد! خب بدون علی كه فایدهاى ندارد! مىدانید مثل چیست؟! مثل یك آدمى است كه روده ندارد و از اینطرف غذا مىخورد و از آنطرف بیرون مىآید! چه چیزی جذب مىشود؟! حالا شما دائم به او غذا بده بخورد [فایدهای ندارد]! روزى چند لیتر آب بخورد، تا مىخورد از آنطرف خارج مىشود چون هیچ چیزی ندارد! فرض كنید اثنىعشر هم ندارد چون سی درصد در اثنىعشر جذب مىشود ـ به اثنىعشر دوازدهه هم مىگویند1 ـ سی درصد آنجا است و هفتاد درصد هم در رودهها است. باز هم یك مقدارى در روده جذب میشود ولی اصلاً جذب ندارد. حالا روده هم ندارد و رودهاش هم جذب ندارد، بعضى اوقات اتفاق مىافتد كه اصلاً جذب روده بهطورکلی مختل و فلج مىشود و این هرچه غذا را مىخورد حتى اگر شما یك گوسفند به او بدهید بخورد، انگار بهاندازۀ ده گرم غذا نخورده است! یك گوسفند خورده است یا فرض كنید كه بیست كیلو نان خورده است ولی انگارنهانگار، اصلاً هیچ فایدهاى ندارد!
معنای مستبصر
این شخص هم [اینطور است] و هر کاری كه انجام مىدهد [انگار انجام نداده است] مثلاً طواف مىكند اما انگار نكرده است! در اینجا واقعاً اگر این شخص بینه و بینالله با چنین حالی ـ نیاز به امام صادق علیهالسّلام هم نداریم ـ مستبصر بشود یعنى متنبه بشود نهاینكه نفهمد، مستبصر به كسى مىگویند كه تفكرش عوض بشود و متوجه جهالتش بشود! این شخص كه مىداند دیگر براى او استبصار معنا ندارد بلکه فقط شاید در اینجا استبصار و تنبه حالی منظور است نه تنبه علمى و معرفتى، او از اول خبر دارد. مستبصر به شخصى مىگویند كه اصلاً بهطورکلی افكار و عقایدش چیز دیگر بوده است و بعد برمىگردد و مىگوید که این عقاید همه جهل بوده است .... او از اول مىداند، عُمر از اول مىداند كه حق با چه كسى است و همۀ اینها را خبر دارد! حالا این شخص ـ اصلاً نیاز به امام صادق علیهالسّلام نداریم ـ یکدفعه توفیق الهى شامل حالش مىشود ـ نهاینكه فكرش ـ و حالش برمىگردد، او باید چهكار كند؟! باید دوباره برود و انجام بدهد چون ما وَقَعَ لَم یُقصَد و ما قُصِدَ لَم یَقَعَ، شوخى ندارد. امام صادق علیهالسّلام هم مىفرماید: «یَقضی» چون باطل بوده است، حج از روى عناد باطل است.2
- . دَوازدَهه یا اِثناعَشَر یا دئودنوم (به انگلیسی: duodenum) در کالبدشناسی دستگاه گوارش، لولهای توخالی و شبیه به یک لولۀ خمیده است که معده را به تهیروده متصل میکند. دوازدهه نخستین و کوتاهترین بخش از رودۀ باریک است. (محقق)
- . الکافی، ج 4، ص ۲۷۳.
