
بررسی اجزاء عقلی در بسائط و احکام سقط جنین
تحلیل تفاوتهای ادبی و فقهی در کلام معصومین
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، ابتدا به بحث دقیق فلسفی پیرامون نفی یا اثبات اجزاء عقلی در بسائط و اشکالات وارد بر نظریات موجود میپردازند. در ادامه، با ورود به مباحث ادبی، تفاوتهای ماهوی میان استعاره و کنایه را تبیین کرده و بر لزوم دقت در فهم غرض و غایت کلام معصومین علیهمالسّلام تأکید میکنند. ایشان با اشاره به اهمیت درکِ دقیقِ عبارات اولیاء الهی، به نقد رفتارهای معاندانه در برابر حق پرداخته و مفهوم ناصبی را در بستر تاریخی و امروزی بازخوانی میکنند. در بخش پایانی، با پاسخ به پرسشهای شاگردان، احکام فقهی سقط جنین را با تکیه بر حفظ سلامت مادر و تعریف دقیقِ «انعقاد نطفه» از منظر شرعی و عرفی بررسی کرده و مرزهای جواز و حرمت آن را در شرایط خاص پزشکی مشخص مینمایند.
بررسی اجزاء عقلی در بسائط و احکام سقط جنین
1درس ششصد و چهل و پنجم
بحث وجود یا عدم وجود اجزاء عقلی در بسائط (3)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
عرض شد كه بعضىها چون در مسئلۀ جنس و فصل در بسائط نتوانستهاند یك حقیقت مشتركى كه بهعنوان ذاتى براى ذاتیات بسائط هست ترسیم كنند، قائل به لوازم آن بسائط از باب جنس و فصل شدهاند و آنها را بهعنوان جنس امر مبهم كه اینها یك امر مبهم هستند ترسیم كردند. برگشت اشكالى كه مرحوم آخوند و سایر افراد به این مطلب مىكنند به این است كه لحاظ امر مبهم در ماهیت یك شیء چیزى را مشخص و متعین نخواهد كرد و چطور ممكن است كه یك امر كه قابل اشتراك براى سایر انواع بسیطه و غیر بسیطه هست بتواند معیِّن و مشخِّص یك حقیقت نوعیه باشد. این مسئله و اصل اشكالى است كه به اینها برمىگردد و البته بعد مرحوم آخوند با تقریرى كه راجع به این مسئله مىكنند خودشان پاسخ مىدهند که در این جلسه نمیرسیم آن را بیان کنیم، إنشاءالله جلسۀ بعد بیان میکنیم.
پس بهطورکلی صحبت در این است كه آیا انسان مىتواند با لازمۀ یك شیء، ماهیت یك شیء را تغییر بدهد و تعیین كند و با آثار آن شیء بتواند آن ماهیت مشترك را هم از جهت اشتراك و هم از نظر امتیاز مشخص كند و براى او ماهیتى تصور کند؟ این یك مسئلهاى است كه محل بحث و تأمل است و كل مدار صحبت و اشكال مرحوم آخوند به این قضیه برمىگردد. حالا نسبت به آن صحبت شد و خیال مىكنم خود مرحوم آخوند مطلبى نداشته باشند.
قَد ذَهَبَ بَعضٌ الناس إلى نَفىِ الأجزاءِ العقلیةِ فى البسائط.1
گفتند: جزء عقلى بهعنوان ذاتیات در بسائط راه ندارد زیرا امر بسیط نمىتواند داراى جنس و فصل باشد، در جنس و فصل تركب لازم است و فرض این است كه در حقایق بسیطیه مثل اعراض، تصور چنین مسئلهاى طبعاً مستحیل است.
- . الحکمة المتعالیة، ج 2، ص 26.
