اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تحلیل عقلی حقایق بسیطه و جایگاه جنس و فصل

تفاوت نگاه ذهنی و واقعیت خارجی در شناخت ماهیات

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون ماهیات بسیطه و نحوه تحلیل عقلی آن‌ها می‌پردازند. بحث اصلی بر سر این پرسش است که آیا می‌توان برای حقایق بسیط، اجزای عقلی همچون جنس و فصل در نظر گرفت یا خیر. ایشان با تبیین تفاوت میان تجزیه‌وتحلیل‌های ذهنی و واقعیت‌های خارجی، توضیح می‌دهند که چگونه عقل انسان با تجرید و انتزاع، مفاهیم کلی را از امور خارجی استخراج می‌کند، بدون آنکه این ترکیب‌های ذهنی لزوماً در خارج نیز دارای اجزای متناظر باشند. در ادامه، با نقد دیدگاه‌های موجود درباره امتناع تحقق جنس و فصل در بسائط، به تبیین مراتب تشکیکی و نحوه اتحاد ماهیت مبهمه با فصول مختلف پرداخته می‌شود. این جلسه در نهایت با تأکید بر لزوم پرهیز از تکلف‌های ذهنی و توجه به حقیقتِ وجودی اشیاء، به تبیین این نکته می‌رسد که چگونه ذهن می‌تواند بدون خدشه به بساطتِ یک حقیقت، آن را در قالب‌های علمی و منطقی تحلیل کند.

تحلیل عقلی حقایق بسیطه و جایگاه جنس و فصل

1
  • درس ششصد و چهل و هفتم

  • بحث وجود یا عدم وجود اجزاء عقلی در بسائط (4)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم

  • و فیهِ مِنَ التَكَلُّفِ ما لا یَخفىٰ عَلىٰ أحَدٍ.1

  • در تتمۀ صحبت‌هاى جلسات گذشتۀ مرحوم آخوند نسبت به كیفیت قول به جنس و فصل در مورد ماهیات بسیطه و ادعایى كه آقایان بر امتناع تحقق جنس و فصل حقیقى به‌عنوان ذاتیات در ماهیات بسیطه داشتند صحبت شد و اشكالى كه این آقایان داشتند این بود كه جنس و فصل عبارت از دو حقیقت و ماهیت متحصّله است كه از تركب اینها در خارج آن ماهیت متعیّن حاصل مى‌شود و از آنجایى كه ماهیت بسیط نمى‌تواند مابِه‌الاِشتراك داشته باشد بلكه تمام‌الوجود و حیثیتش، حیثیت امتیاز و افتراق است چون خود بسیط این معنا را مى‌رساند؛ بساطت یعنى عدم ورود جنس و فصل در این ماهیت چون فرض، فرض عدم ترکّب است. بنابراین وقتى ایشان در لونیت مثال مى‌زنند مى‌فرمایند كه حالا اگر خود لونیت را براى این قضیه شما جنس قرار بدهید و فصلش چیز دیگرى باشد این لونیت با آن فصل هردو ـ چون این ماهیت بسیط است ـ یك معنا را مى‌رسانند و دیگر تفاوتى ندارند یعنى اگر لونیت سواد باشد آن فصل را هم كه شما ضمیمه به لونیت مى‌كنید حالا فرض كنید قابِضُ‌البَصَرى كه مى‌گویند، آن‌هم عبارت از سواد باشد پس دراین‌صورت بین جنس و فصل فرقى نیست! چون فرض این است بسیط است! اگر نه فصل همان لونیت باشد و او یك امر زائدى باشد پس باید بین سواد و بیاض دیگر فرقى نباشد چون همان لونیتى كه در آنجا محقِّقِ سواد است همان لونیت محقِّقِ بیاض است. بنابراین این مسئله در اینجا از این نظر محل شبهه است و به آن خدشه وارد مى‌شود.

  • خصوصیت مبانی یک فیلسوف

  • مرحوم آخوند در پاسخ این مطلب و اشكالى كه نسبت به این قضیه شده است مى‌فرمایند: نتیجۀ این حرف‌ها عدم تیقن به حقایق بسیطه است، چون یك فیلسوف نمى‌تواند این مبانى خود را براساس حدس و گمان قرار بدهد بلکه باید یقین به آن ماهیت و ذاتیات شی‌ء خارجى داشته باشد. امر مشكوكى كه بین خواص مشترك است و این حقایق مختلف است شما نمى‌توانید این امر مشكوك را جنس قرار بدهید و همین‌طور یك امرى كه باز آن مختص به آن حقیقت بسیطه است ولكن داراى ابهام است؛ تیقن نسبت به آن، كه این ذاتى او است و ماهیت او را تشكیل مى‌دهد و لازمۀ این مطلب عدم معرفت به حقایق بسیطه و به اشیاء خارجى است.

    1. الحکمة المتعالیة، ج 2، ص 26.