
تحلیل عقلی تقوّم جنس به فصل
تبیین جایگاه جنس و فصل در تحقق ماهیت نوعیه
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی فلسفی «تقوّم جنس به فصل» میپردازند. بحث با این پرسش آغاز میشود که آیا ترکیب جنس و فصل، امری خارجی است یا تحلیلی عقلی؟ ایشان با ردّ نظریه ترکیب خارجی، توضیح میدهند که جنس و فصل در ظرف وجود متحدند و عقل است که با تحلیل ماهیت، یکی را علت و دیگری را معلول تصویر میکند. در ادامه، با ذکر مثالهای ملموس، نحوه ظهور و بروز جنس بهواسطه فصل تشریح شده و به شبهات پیرامون تعدد فصول و نحوه قوامبخشی آنها پاسخ داده میشود. در بخش پایانی، استاد با نگاهی عبرتآموز به وقایع تاریخی و اجتماعی، بر ضرورت ثبات قدم و بصیرت در تصمیمگیریها تأکید کرده و تفاوت میان ارزشهای حقیقی و ظواهر مادی را تبیین میکنند تا مخاطب دریابد که چگونه فقدان میزان و حسابوکتاب در امور، منجر به انحراف از مسیر حق میشود.
تحلیل عقلی تقوّم جنس به فصل
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی فلسفی «تقوّم جنس به فصل» میپردازند. بحث با این پرسش آغاز میشود که آیا ترکیب جنس و فصل، امری خارجی است یا تحلیلی عقلی؟ ایشان با ردّ نظریه ترکیب خارجی، توضیح میدهند که جنس و فصل در ظرف وجود متحدند و عقل است که با تحلیل ماهیت، یکی را علت و دیگری را معلول تصویر میکند. در ادامه، با ذکر مثالهای ملموس، نحوه ظهور و بروز جنس بهواسطه فصل تشریح شده و به شبهات پیرامون تعدد فصول و نحوه قوامبخشی آنها پاسخ داده میشود. در بخش پایانی، استاد با نگاهی عبرتآموز به وقایع تاریخی و اجتماعی، بر ضرورت ثبات قدم و بصیرت در تصمیمگیریها تأکید کرده و تفاوت میان ارزشهای حقیقی و ظواهر مادی را تبیین میکنند تا مخاطب دریابد که چگونه فقدان میزان و حسابوکتاب در امور، منجر به انحراف از مسیر حق میشود.
تحلیل عقلی تقوّم جنس به فصل
10فَبقی أن یكونَ الجزءُ الفصلی علَّةً لِوجودِ الجزءِ الجنسی و یَكونَ مُقَسِّماً لِلطَّبیعةِ الجنسیةِ المُطلَقةِ و علةً لِلقدرِ الَّذی هو حِصَّةُ النوعِ و جزءً لِلمجموعِ الحاصلِ مِنه و ممّا یَتمیَّزُ به عَن غیره.
آن جزء فصلی، طبیعت جنسى مطلقه را تقسیم مىكند و آن مقدارى كه حصّۀ نوعیّۀ همان فصل را تشكیل مىدهد این علت براى او میشود نه [اینکه] علت براى سایر حِصَص و جزئى برای مجموع باشد که از او حاصل مىشود و از آنكه بهواسطۀ او از غیر تمیز پیدا مىكند؛ یعنى از همان نوعیت كه از جنس و آن فصل تشکیل میشود.
جنبۀ تنبّه داشتن جریان کربلا برای همۀ مردم
در جریان امام حسین علیهالسّلام همۀ مردم برگشتند و تمام شد! این قضایا و وقایع زمان امام حسین خیلى جریانات منبّهى است و ما باید همان را همیشه براى خودمان ملاك قرار بدهیم، خیلى راحت همۀ مردم بیعت كردند و بیعت را شكستند، ده یا بیست نفر ماندند؛ مسلم بن عوسجه و حبیب بن مظاهر و...، از اینهایی كه با مسلم بن عقیل بیعت كرده بودند ده، بیست نفری مانده بودند و بقیه هم بنىهاشم بودند. یعنى همۀ یك شهر بیعت شکستند! این مسئله خیلى عجیب است! آدم باید روى این قضیه فكر كند و بالأخره ببیند دنیا چه خبر است! همۀ یك شهر بیعت مىكنند ولی فردا همه مىگویند که نمىخواهیم! اى بابا خب از اول مىگفتید و خیال همه را راحت مىكردید؛ هم مسلم و هم امام حسین تكلیف خود را مىفهمیدند که چیست! میآیى و بیعت مىكنى و مردم را به زحمت مىاندازى و بعد هم كنار مىكشى، بعد هم تازه كنار نكشیدى بلند شدى به جنگ آمدى! اى كاش فقط كنار مىكشیدى و مىرفتی، بعد هم مىگویى که نهتنها بیعتم را شكستم بلكه حالا مىخواهم حسابت را برسم! این حرفها نیست باید بیایى با یزید بیعت كنى!
این مسئله قضیهای است كه براى انسان خیلی [موجب عبرت است]. همیشه این بزرگان و عرفا و علماى درست این مشكل را در زندگی و روابط اجتماعى خود داشتهاند. آدمى كه بخواهد در این دنیا عالمانه و عاقلانه با حریّت و آزادى زندگی کند همیشه با این قضیه روبرو هست! مىآیند و كارى مىكنند و بعد هم مىگویند: تو هم باید این کار را بكنی! تصمیمى گرفتیم و شما هم بهدنبال این تصمیم باید بیایى حركت كنى و ترتیب اثر بدهى!
