
تحلیل عقلی تقوّم جنس به فصل
تبیین جایگاه جنس و فصل در تحقق ماهیت نوعیه
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی فلسفی «تقوّم جنس به فصل» میپردازند. بحث با این پرسش آغاز میشود که آیا ترکیب جنس و فصل، امری خارجی است یا تحلیلی عقلی؟ ایشان با ردّ نظریه ترکیب خارجی، توضیح میدهند که جنس و فصل در ظرف وجود متحدند و عقل است که با تحلیل ماهیت، یکی را علت و دیگری را معلول تصویر میکند. در ادامه، با ذکر مثالهای ملموس، نحوه ظهور و بروز جنس بهواسطه فصل تشریح شده و به شبهات پیرامون تعدد فصول و نحوه قوامبخشی آنها پاسخ داده میشود. در بخش پایانی، استاد با نگاهی عبرتآموز به وقایع تاریخی و اجتماعی، بر ضرورت ثبات قدم و بصیرت در تصمیمگیریها تأکید کرده و تفاوت میان ارزشهای حقیقی و ظواهر مادی را تبیین میکنند تا مخاطب دریابد که چگونه فقدان میزان و حسابوکتاب در امور، منجر به انحراف از مسیر حق میشود.
تحلیل عقلی تقوّم جنس به فصل
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی فلسفی «تقوّم جنس به فصل» میپردازند. بحث با این پرسش آغاز میشود که آیا ترکیب جنس و فصل، امری خارجی است یا تحلیلی عقلی؟ ایشان با ردّ نظریه ترکیب خارجی، توضیح میدهند که جنس و فصل در ظرف وجود متحدند و عقل است که با تحلیل ماهیت، یکی را علت و دیگری را معلول تصویر میکند. در ادامه، با ذکر مثالهای ملموس، نحوه ظهور و بروز جنس بهواسطه فصل تشریح شده و به شبهات پیرامون تعدد فصول و نحوه قوامبخشی آنها پاسخ داده میشود. در بخش پایانی، استاد با نگاهی عبرتآموز به وقایع تاریخی و اجتماعی، بر ضرورت ثبات قدم و بصیرت در تصمیمگیریها تأکید کرده و تفاوت میان ارزشهای حقیقی و ظواهر مادی را تبیین میکنند تا مخاطب دریابد که چگونه فقدان میزان و حسابوکتاب در امور، منجر به انحراف از مسیر حق میشود.
تحلیل عقلی تقوّم جنس به فصل
11مکرهای معاویه
درِ منزل ابوالأسود دوئلى آمدند عسل بدهند، گفتند که از طرف معاویه است بچۀ او عسل را خورد او آمد در دهان بچهاش دست كرد و آن عسل را بیرون آورد، قى كرد و برگرداند، گفت: عسلى كه از طرف معاویه هست داخل شكم تو نباید برود كه از بچگى شیرینى ارتباط با معاویه بخواهد در جان تو بنشیند!1 خیلى اینها حرف است! واقعاً چقدر معاویه از این كارها مىكرد؛ گوسفند و بره به یك خانهاى مىداد وقتی که چند روزى آنجا بودند و بچهها با آنها انس مىگرفتند، مىرفت گوسفندان را از آنها مىگرفت بعد مىگفتند که على آمده شب دزدیده و برده است. تو خواب بودى آمده در را باز كرده و این برهها را برده است! در تاریخ نوشتهاند! عجب آدم مكاری بود! از آن حقّهبازها بوده است! این یزید خر بود، آدمِ احمق خرى بود ولی معاویه اینطور نبود او خیلى سیّاس بود، یزید خر بود که آمد با امام حسین جنگید! او نفهمید.
امروزىها مىروند این آثار بنىامیه و بنىمروان را در این كشورها مىبینند بعد مىآیند مىگویند که اینها چه زحماتى كشیدهاند، مىنویسند که اینها افتخارات اسلام هست! ساختمان را مىبینند و اینطور میگویند. ساختمان كه افتخار اسلام نیست، ساختمان براى آن بنا و معمار بوده که آن بدبختها آمدهاند جان كندهاند و ساختهاند، دیگر افتخار اسلام ندارد! یك قصرى هست كه همان قصر از افتخارات اسلام است!
قصر الحمرا در غرناطۀ اسپانیا هست و قصرى است كه میگویند: از افتخارات اسلام است و عجیب است! یك اتاقى دارد که خیلى تاریك است و اتاق مخصوصى است و كسى كه در آنجاست به مشقت برای او مىگذرد، این اتاق مخصوص زنها و دخترهایى بود كه از ممالك اسلامى آنها را مىدزدیدند و مىآوردند و تقدیم جناب حاكم اسلام مىفرمودند! اگر آنها تمكین نمىكردند آنها را آنقدر در این اتاق مىگذاشتند تااینكه به ستوه بیایند و بپذیرند! آنوقت اینجا از افتخارات اسلام است! این قضیه از افتخارات اسلام مىشود!
- . ربیع الأبرار، ج 5، ص 322.
