اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تحلیل عقلی تقوّم جنس به فصل

تبیین جایگاه جنس و فصل در تحقق ماهیت نوعیه

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی فلسفی «تقوّم جنس به فصل» می‌پردازند. بحث با این پرسش آغاز می‌شود که آیا ترکیب جنس و فصل، امری خارجی است یا تحلیلی عقلی؟ ایشان با ردّ نظریه ترکیب خارجی، توضیح می‌دهند که جنس و فصل در ظرف وجود متحدند و عقل است که با تحلیل ماهیت، یکی را علت و دیگری را معلول تصویر می‌کند. در ادامه، با ذکر مثال‌های ملموس، نحوه ظهور و بروز جنس به‌واسطه فصل تشریح شده و به شبهات پیرامون تعدد فصول و نحوه قوام‌بخشی آن‌ها پاسخ داده می‌شود. در بخش پایانی، استاد با نگاهی عبرت‌آموز به وقایع تاریخی و اجتماعی، بر ضرورت ثبات قدم و بصیرت در تصمیم‌گیری‌ها تأکید کرده و تفاوت میان ارزش‌های حقیقی و ظواهر مادی را تبیین می‌کنند تا مخاطب دریابد که چگونه فقدان میزان و حساب‌وکتاب در امور، منجر به انحراف از مسیر حق می‌شود.

تحلیل عقلی تقوّم جنس به فصل

1
  • درس ششصد و پنجاه و یکم

  • تقوّم جنس به فصل (1)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم

  • عقلى بودن تحصّل جنس و فصل

  • راجع به بحث تقوّم جنس به فصل عرض شد كه در تقوّم، مسئلۀ جنس و فصل یك مسئلۀ خارجى و تحصّل عینى نیست بلكه تحصّل جنس و فصل تحصّل عقلى است یعنى عقل دو امر منحاز از یكدیگر را مى‌تواند تصویر كند و این دو امر را ضمیمه كند اما از نظر خارج این‌طور نیست و یك واحد و تعیّن بیشتر وجود ندارد و این تحصّلى را كه عقل مى‌تواند به این نحوه انجام بدهد، فقط به عقل اختصاص دارد؛ یعنى در ظرف عقل است كه یك هم‌چنین تحصّلى مى‌تواند تشكّل پیدا بكند و به‌واسطۀ تعریۀ عقل، تعیّنات خارجى را از شوائب مادى، یك امر مبهم براى خود به‌وجود بیاورد و آن امر مبهم جنس مى‌شود. درنتیجه براى تحصّل آن امر مبهم احتیاج به یك ممیّز و امرى كه بتواند آن مبهم را تفصیل بدهد داریم. تركیب این دو امر نه به‌نحو تركیب دو مسئلۀ خارجى است بلكه به‌عنوان خود ایجاد امر ممیّز را فصل مى‌گویند كه از ضمیمۀ آن دو، همان نوع تشكیل مى‌شود.

  • بنابراین آنچه كه در ذهن تحقق پیدا مى‌كند، همان‌طوری‌كه این مطلب را در ماهیات مبهمه چنانچه در بحث گذشته عرض شد پیدا مى‌كنیم، عقل مى‌تواند یك ماهیت مبهمه‌اى را تصور كند ـ كه همین كار را هم مى‌كند ـ بدون اینكه براى این ماهیت مبهمه شكل و صورت خاصى درنظر بگیرد.

  • فرض كنید به یك نفر مى‌گویند كه آقا ویتامین D بدن شما مقداری كم شده است و باید ماده‌اى بخورید كه ویتامین D بدن شما را تأمین كند. الآن این فرد، از میان ویتامین‌ها یا مواد معدنى كه وجود دارد به این نقطه به‌عنوان یك امر متمایز و متحصّل مى‌رسد؛ وقتى كه به او مى‌گویند: ویتامین D بدن شما كم است و كلسیمى كه مى‌خورید دیگر جذب نمى‌شود، این شخص مى‌فهمد یك مسئله‌اى در وجود او فقدان دارد و باید به‌دنبال آن بگردد. لذا سراغ ویتامین B و ویتامین A و ویتامین E نمى‌رود بلكه به سراغ ویتامین Dمى‌رود ولى این مطلب فى‌حدّنفسه یك امر مبهم است. بالأخره این ویتامین در هوا كه نیست باید در مواد یا خوراكى‌ها یا سبزى‌ها باشد و باید از میان اینها این مواد را پیدا كند. خب در میان اینها مى‌گردد و یک‌دفعه چشم او مى‌افتد به اینكه خرما ویتامین D زیاد دارد چون زیاد در معرض تابش آفتاب بوده است و متوجه مى‌شود كه باید این امر مبهم را در این مادۀ خوراكى جستجو كرد.