اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

علیت فصل در تعیّن جنس و رفع شبهات ذهنی

تحلیل فلسفی نسبت میان جنس مبهم و فصل محصّل

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق رابطه علّی میان فصل و جنس می‌پردازند. بحث با طرح یک شبهه آغاز می‌شود که چگونه فصل می‌تواند علتِ جنسِ مطلق باشد، در حالی که جنس پیش از تعیّن، فاقد تشخّص است. استاد با تفکیک میان دو مقامِ «تحصّل» و «تعیّن»، توضیح می‌دهند که فصل، علتِ قوام‌بخشِ جنس در خارج نیست، بلکه عاملِ خروجِ جنس از مقام ابهام و رسیدن به تعیّنِ خارجی است. در ادامه، با نقدِ رویکردِ کسانی که به‌جای پذیرش یقینیات، به تشکیک و استخاره‌های بی‌جا پناه می‌برند، بر ضرورتِ اهتمام به دیانت و تسلیم در برابر حق تأکید می‌شود. در نهایت، با استفاده از مثال‌های روشن، نشان داده می‌شود که چگونه فصل، بدون نیاز به اقتضای قبلی از سوی جنس، آن را به فعلیت می‌رساند و این فرآیند، هیچ‌گونه تناقضی با قواعد عقلی ندارد.

علیت فصل در تعیّن جنس و رفع شبهات ذهنی

2
  • فرض کنید یك مركبى در اینجاست وقتى كه مى‌گویند: انگشتتان را در آن بزنید و بعد این كاغذ را انگشت‌نگارى كنید، این مركبى كه الآن انگشت شما به آن خورده است یك شكل عام را به‌وجود نیاورده ‌است بلكه شكلى كه مطابق با شیارهاى دست شما است به‌وجود مى‌آید، دیگرى بخواهد بیاید و به این مركب انگشت بزند باز شكل متناسب با شیار انگشت خود او تحصّل پیدا مى‌كند و هلُمَّ جرًّا. پس این‌طور نیست كه شكل انگشت زید كه الآن این مركب را متعیِّن مى‌كند باعث تعیّن و شكل‌گیرى همۀ این یك شیشه مركبى شده كه در اینجا وجود دارد. این شیشه مركب یك معناى ابهامى دارد كه ابهام آن به‌واسطۀ علیت خود همین بند انگشت برطرف خواهد شد و هركدام از اینها حصۀ خود را دارند و صورت خارجى این مركب را شكلِ انگشت زید، عمر، بكر و خالد تعیین مى‌كند نه‌اینکه به خود این مركب قوام ببخشد و آن مرکب را در مُركبیّت قوام و تعیّن خارجى بدهد كه خب آن دیگر در اینجا معنایى نخواهد داشت.

  • جواز سلسلۀ علل متعدده بر معلول واحد جنسی

  • بنابراین اشكالى ندارد كه سلسلۀ علل متعدده بر معلول واحد به این حیثیت بیاید، چون معلول یك معلول مبهمى است. این توارد علل مختلفه بر معلول واحد در باب تعیّن خارجى و شخصى است، در آنجا هر معلولى یك علت واحد مى‌خواهد ولى در مورد جنس كه ماهیت آن مبهمه است در آنجا اشكالى ندارد چون حصه‌اى از وجود ندارد كه بخواهد در آنجا اختلاف پیدا بشود که آیا در آن چیز هست یا نه. البته در بحث توارد علل متعدده بر معلول واحد، نمى‌توانیم ضعف وجودى را در اینجا مدّنظر قرار بدهیم که مرحوم آخوند فرمودند: لِمعلولٍ واحدٍ جنسی غیر مُستَنكرٍ لِضعفِ الوحدةِ فی الطبیعةِ الجنسیة؛ ضعف وحدت در طبیعت جنسیه، وحدت در اینجا ضعیف نیست. وحدت در اینجا به قوت و قدرت خود باقى است بلکه حقیقت وحدت در اینجا ضعیف است نه خود وحدت، شما وقتى كه معناى جنس را درنظر مى‌گیرید واقعاً حیوانیت كه درنظر مى‌آید دیگر شجریّت و خشبیّت و حجریّت منتفى است ما براى حجریت یك وحدت قائل هستیم و آن وحدت حقیقیه است. به اعتبار دیگر وحدتى كه در آنجا هست وحدتى نیست كه قبول اِثنینیّت، ثلاثیت، اربعیت و خمستیت بكند. وحدتى كه شما بر یك مسئله بار مى‌كنید چه جنس باشد چه غیر جنس چه مابازاء خارجى داشته باشد یا نداشته باشد، در اصل وحدت انخرامى به‌وجود نمى‌آید، در آن متوحّد ضعف وجود دارد كه آیا این تعیّن خارجى است كه قبول وحدت كرده است یا صرف اعتبار ذهنى است نه در خود وحدت.