
علیت فصل در تعیّن جنس و رفع شبهات ذهنی
تحلیل فلسفی نسبت میان جنس مبهم و فصل محصّل
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق رابطه علّی میان فصل و جنس میپردازند. بحث با طرح یک شبهه آغاز میشود که چگونه فصل میتواند علتِ جنسِ مطلق باشد، در حالی که جنس پیش از تعیّن، فاقد تشخّص است. استاد با تفکیک میان دو مقامِ «تحصّل» و «تعیّن»، توضیح میدهند که فصل، علتِ قوامبخشِ جنس در خارج نیست، بلکه عاملِ خروجِ جنس از مقام ابهام و رسیدن به تعیّنِ خارجی است. در ادامه، با نقدِ رویکردِ کسانی که بهجای پذیرش یقینیات، به تشکیک و استخارههای بیجا پناه میبرند، بر ضرورتِ اهتمام به دیانت و تسلیم در برابر حق تأکید میشود. در نهایت، با استفاده از مثالهای روشن، نشان داده میشود که چگونه فصل، بدون نیاز به اقتضای قبلی از سوی جنس، آن را به فعلیت میرساند و این فرآیند، هیچگونه تناقضی با قواعد عقلی ندارد.
علیت فصل در تعیّن جنس و رفع شبهات ذهنی
1درس ششصد و پنجاه و دوم
تقوّم جنس به فصل (2)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
بهجز این نکته که حافظ ز تو ناخشنود است *** در سراپای وجودت هنری نیست که نیست1 خیلی عالی میگوید! خیلی!
صحبت در علیت فصل براى جنس بود. توهمى كه در اینجاست این است كه چطور فصل مىتواند برای معناى جنسیت که یك معناى عام و شمول است علت باشد درحالىكه آن جنسیت مطلق است؟! اگر جنسیت مطلق است بنابراین یك فصل كه مىتواند براى جنسِ مطلق علت باشد، از آنجایى كه جنس مطلق، مادۀ براى همۀ انواع است پس آن فصل مىتواند فصل براى همۀ انواع باشد.
این اشكالى است كه در اینجاست و اگر آن فصل علت براى جنسیتِ مخصوص باشد؛ یعنى فصل علت براى یك حصۀ خاصى از جنسیت باشد نه حیوانیت، جسمیت، ماده، حجریت و خشبیت كلى بلكه فصل علت براى تحقق و تعیّن یك خشبیت خاص باشد اگر اینطور باشد صحبت در این است كه این جنس خاص این خصوصیت را از كجا آورد؟ قبل از استناد به آن فصل فرض بر این است كه جنس تحقق خارجى و تعیّن ندارد تااینكه بخواهد یك خصوصیتى را پیدا بكند و ذات خود جنس كه حائز امكان استعدادى است فىحدّنفسه نمىتواند خصوصیت را استجلاب كند مگر اینكه بهواسطۀ علت باشد. این اشكالى هست كه در اینجا بیان شده است.
تعیّن جنس به فصل
پاسخش این است كه این جنسیتى كه معلول براى فصل است به این معنا نیست كه بخواهد آن جنسیت بهنحوكلى تحقّق خارجى داشته باشد و بعد فصل بخواهد در او تأثیرگذار باشد بلكه فصل مىآید و آن جنس را متعیِّن مىكند؛ یعنى آن جنس را از مقام ابهام بیرون مىآورد و او را متعیِّن مىكند پس تعیّن جنس به فصل است یعنى فصل علتِ در تعیّن است نهاینکه فصل علتِ در تحصّل است.
فرق بین تعیُّن و تحصّل
و فرقٌ بین التعیُّنِ و التحصُّل ... در تحصّل خود یك امر مبهم مىتواند در عالم ذهن تشخّص خود را پیدا كند ولى تعیّن عبارت از همان حقیقت خارجیۀ نوعیه است كه بهواسطۀ فصل حاصل مىشود. آن كه اگر مطلق باشد و علت به او قوام بدهد، آن درصورتى است كه جنس در خارج بخواهد معیَّن و مشخّص باشد. اگر شما یك فصل از فصول را بگیرید و یك قرعه بیندازید و بعد یك فصل بیاید و بخواهد خود آن جنس حیوانیت را در خودِ خارج، محقَّق كند اشكال پیدا مىشود كه چطور ممكن است یك فصل بتواند یك جنس عام و داراى شمول را محقَّق و متعیِّن بكند و او را جنس براى همۀ انواع قرار بدهد. این اشكال آنجا پیدا مىشود كه لازمۀ این مسئله در قضیۀ تعیّن جنس این است كه همۀ انواع از یك فصل واحد متعیّن بشوند كه و هو خلافٌ والاّ اگر مسئله همانطوری باشد که مرحوم آخوند ذكر كردند؛ علیتى كه فصل در جنس دارد، علیت در مقام ابهام و تعیّن است؛ یعنى از امر مبهم بیرون آوردن است. وقتى شیئى از یك امر مبهم بیرون مىآید او را به همان وضعیت خود برمىگرداند نه به یك وضعیت و یك شكل دیگر.
- . دیوان حافظ (قزوینی)، غزل 73.
