
تبیین حقیقت سبع سماوات و عوالم هستی
نقد دیدگاههای مادیگرایانه و ضرورت نگاه توحیدی به جهان
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با نقد رویکردهای سطحی و مادیگرایانه به مسئله «سبع سماوات» (هفت آسمان)، تبیین میکند که محدود کردن آسمانها به اجرام مادی و ستارگان قابل رؤیت با تلسکوپ، ناشی از عدم درک صحیح از مراتب هستی است. ایشان با استناد به آیات قرآن و مبانی عقلی، عوالم هفتگانه را شامل مراتب ماده، مثال، ملکوت سفلی، ملکوت علیا، جبروت، لاهوت و مقام واحدیت دانسته و تأکید میکنند که علوم تجربی تنها در محدوده ماده کارایی دارند و ناتوانی آنها در کشف عوالم مافوق، دلیلی بر نفی وجود این عوالم نیست. در بخش پایانی، استاد با نقد تغییرات غیرضروری در واژگان و فرهنگ، بر ضرورت اتخاذ روش توحیدی در برخورد با انسانها و دعوت به حقیقت تأکید میورزند؛ روشی که به جای طرد و تکفیر، با سعهصدر و اخلاق، زمینهساز هدایت و جذب افراد به سوی اصل توحید میشود.
تبیین حقیقت سبع سماوات و عوالم هستی
1درس ششصد و پنجاه و سوم
تقوّم جنس به فصل (3)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم1
کیفیت اعمال فصل و عدم اعمال جنس در تشکّل
و العجَبُ مِن صاحبِ المباحثِ المشرِقیةِ مع تفطُّنه بِهذا الأصل حیثُ ذَهلَ عنهُ حینَ أقامَ حجةً على إثباتِ الهیولىٰ و قَد أهملَ فی إعمالِه.2
بحثى كه مرحوم آخوند در اینجا مطرح كرده بودند راجع به كیفیت اعمال فصل و عدم اعمال جنس در تشكّل بود، فرمودند كه جنس فىحدّنفسه تحصّلى ندارد و این تحصّل و تعیّن از ناحیۀ فصل اعمال مىشود و اگر قرار باشد نفس طبیعت نوعیۀ كلیه فىحدّنفسه اقتضاى فصل و تعیّن را بكند بنابراین باید خود جنسیت همۀ فصول را در یك تعیّن واحد گِرد بیاورد؛ زیرا تمایزى بین فصل و فصل دیگر در اراده و اختیار جنس نیست پس اگر جنس بخواهد فصل را بهوجود بیاورد، لازمۀ آن اجتماع فصول متعدده در نوع واحد است و اگر خود این جنس بخواهد یك فصلى از فصول را مقتضى باشد، اشكال دیگرى که از این جهت برمىگردد این است که یك فصل بتواند خودش منوِّع همۀ انواع باشد؛ زیرا وقتى جنس اقتضاى یك فصل را مىكند، آن به همان كیفیت تعیّن پیدا كرده است و شیء دیگرى نمىتواند مقتضاى براى اعمال جنسیت باشد و خود جنس وقتى كه اعمال میکند و فصل را محقق مىكند و بهواسطۀ تحقق فصل، صورت خارجیۀ نوعیه تشكیل مىشود دیگر باید این نوع همۀ انواع را دربر داشته باشد كه اینهم طبعاً خلاف است.
تحقق صورت نوعیه بهواسطۀ اعمال فصل
استفادهاى كه از اینجا مىشود این است كه صورت نوعیه كه مقتضى استجلاب این جنس است، بهواسطۀ اعمال فصل تحقق پیدا مىكند؛ یعنى فصل میآید نیاز جنس را كه در ذاتش فقر و نیاز و استجلاب براى علت هست را برطرف مىكند و آن جنس را به همان كیفیت خود درمىآورد؛ جنسى كه مبهم بوده و مقتضاى ابهام او همان نیاز و احتیاج است. این مطلب تمام شد.
- . شخصی برای ما نامه داده است، امروز صبح آن را میخواندم، در این نامههایی که [برای ما میفرستند] خیلی چیزهای جالبی هست. در یکی از آنها نوشته بود: حاج آقا رفقای طهران از شما مایه میگذارند و میروند مدام صیغه میکنند ـ درد دل داشته ـ و باعث ازبین رفتن خانوادهها میشوند و فلانی ناراحت میشود. گفتم: خب یکی دیگر خوشحال میشود این به آن در! ما این نامهها را میخوانیم و خلاصه شکایت دارند که چرا میروند صیغه میکنند! این بحثی که الآن دربارۀ ازدواج داریم، امیدها و نگرانیهایی را از هردو طرف بهوجود آورده است که بالأخره قضیه به کجا میخواهد برسد و آیا این روند، روندی است که به نفع نسوان تمام خواهد شد یا به خلاف تمایل آنها، فعلاً نگران هستم!
تلمیذ: فحشهایش را ما خوردیم. رفتیم طهران و کرمان ...
استاد: چرا مگر به شما چیزی گفتند؟ البته شما که سابقهتان چیز نیست مثلاینکه شما از تبلیغ فقط همین یک چیز را بلد هستید! آخر آدم صدتا مطلب میگوید بعد یکی وسطش میگوید ولی شما از صدتا 99 تا وسطش را میگویید!! لابد میگویند که آقا حتماً یک چیزیاش میشود!
تلمیذ: بله، این را هم گفتند آقا ...
استاد: خب پس اگر اینطور است فلا تلومنَّ إلاّ نفسک!
تلمیذ: آقا رفتیم کرمان گفتند که چرا خودش نمیگیرد و همیشه میگوید بگیرید، گفتم که امسال آمدیم بگیریم، بفرمایید چه کسی حاضر است؟! دیدم کسی نیامد!
استاد: ـ نه آقا، میگویند: کرمانیها مهماننواز هستند. به آقای ... گفتم: آقا شنیدم کرمانیها از همه قِسم و همه طور خیلی مهماننواز هستند. گفت: حضرت آقا در خدمتتان هستیم! گفتم: چند سال است ما میآییم و هیچ هم در خدمتمان نبودید، دیدیم بساطی هست و...!
تلمیذ: یکی را در کرمان گرفته بودند معتاد بود. او را به دادگاه بردند و قاضی به او گفته بود: روزی چقدر مواد میکشی؟ گفته بود که مثلاً روزی یک مثقال، مواد میکشم. قاضی گفته بود که خود هوای کرمان یک مثقال و نیم تریاک دارد! بیشتر از این شاید مواد میکشی! - . الحکمة المتعالیة، ج 2، ص 31.
- . شخصی برای ما نامه داده است، امروز صبح آن را میخواندم، در این نامههایی که [برای ما میفرستند] خیلی چیزهای جالبی هست. در یکی از آنها نوشته بود: حاج آقا رفقای طهران از شما مایه میگذارند و میروند مدام صیغه میکنند ـ درد دل داشته ـ و باعث ازبین رفتن خانوادهها میشوند و فلانی ناراحت میشود. گفتم: خب یکی دیگر خوشحال میشود این به آن در! ما این نامهها را میخوانیم و خلاصه شکایت دارند که چرا میروند صیغه میکنند! این بحثی که الآن دربارۀ ازدواج داریم، امیدها و نگرانیهایی را از هردو طرف بهوجود آورده است که بالأخره قضیه به کجا میخواهد برسد و آیا این روند، روندی است که به نفع نسوان تمام خواهد شد یا به خلاف تمایل آنها، فعلاً نگران هستم!
