اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تأثیر نفس ملکوتی افلاک بر عالم ماده

نقش نفوس سماوی در کیفیت تأثیر اذکار و حوادث زمینی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه نفس ملکوتی افلاک و تأثیر آن بر عالم ماده می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه صاحب مباحث مشرقیه درباره هیولای اجرام سماوی آغاز شده و با تبیین این نکته ادامه می‌یابد که جسمیتِ صرف، بدون صورتِ نوعیه و فصلِ مقوّم، دارای تحصل و تعیّن نیست. در ادامه، استاد با عبور از مباحث فلسفیِ هیولا و صورت، به تبیین پیوند میان نفوس سماوی و حوادث عالم خاکی می‌پردازند. ایشان با اشاره به آیاتی همچون رجم شیاطین توسط شهاب‌ها، توضیح می‌دهند که چگونه جنبه ملکوتی اجرام سماوی، واسطه تأثیرگذاری بر موجودات مادی و حتی گیاهان و اذکار است. در نهایت، این حقیقت تبیین می‌شود که تفاوت آثارِ یک ذکر واحد در اوقات مختلف شبانه‌روز، ناشی از کیفیت ارتباط نفس انسان با این نفوس ملکوتی است که ضرورت اشراف استاد بر این علوم را آشکار می‌سازد.

تأثیر نفس ملکوتی افلاک بر عالم ماده

2
  • ایشان اقامۀ حجت بر اثبات هیولا كردند، اثبات تعیّن و تحصل هیولا در اینجا منظور است درحالى‌كه ایشان در اعمال دادن این هیولا قائل به اهمال شدند یااینكه خود هیولا در اعمالش مهمل است. از این مسئله عجیب‌تر این است که بعد از اینكه ایشان این حجت را اقامه كردند ـ حالا حجت را خودش مى‌آید مى‌گوید ـ مى‌فرمایند که اینها در هیچ‌كدام از مقدمات اثبات هیولا نسبت به اجرام [آن را] قطع نكردند و پذیرفتند. [حجتی که] ایشان در اثبات هیولا براى جسمیت فلك ذكر كردند این است كه در خود جسمیت فلك، اگر ما فلك را جسم بدانیم بنابراین این فلك باید داراى كم و كیف باشد و مقدار آن‌هم مشخص باشد چون مقدار جرم مشخص است و داراى شكل هم باید باشد چون جرم داراى حجم تعلیمى است كه هر حجم تعلیمى مترتب بر حجم طبیعى است؛ زیرا این جسمیت فلك نمى‌تواند كون و فساد را قبول بكند چون امر ثابتى است كه خود موجب ظهورات متفاوت و مختلف است و باید خود آن هیولا داراى هویت ثابته باشد زیرا اگر قرار باشد هویت هیولا تغییر پیدا بكند بنابراین دیگر هیولا نیست. پس در فساد چه چیزى مى‌خواهد جایگزین آن صورت‌ اولیّه براى هیولا بشود؟! وقتى كه شكل و کمّ این كتاب در حال تغییر و تبدّل است، خود اصل كتاب باید ثابت باشد حالا اگر در یک‌ طرفةالعینى در كتاب فساد عارض بشود، دیگر چیزى باقى نمى‌ماند لذا در اثبات هیولا مى‌فرمایند كه هیولا اثبات كون و فساد نمى‌كند بلكه او ظرف و محل براى كون و فسادى است كه بر صورت و شكل و ظهور خارجى او عارض مى‌شود.

  • اینکه در اینجا داریم؛ یلزمُها معیّنٌ، مقدارٌ معیّن و شكلٌ معیّن دلیل لزوم آن چیست؟ یا خود جسمیت مطلقه اقتضاى این مقدار معیّن و شكل معیّن را مى‌كند یا امرى است كه در آن جسمیت حلول مى‌كند و خود آن جسمیت نیست بلکه یك امرى است كه خارج از جسمیت است یا مباین با اوست. اوّلی باطل است كه خود جسمیت باشد؛ چون اگر خود جسمیت در اینجا باشد باید همۀ اجسام با آن هیولا در مقدار و شكل معیّن اشتراك داشته باشند درحالى‌كه مى‌بینیم مقدار و شكل اجسام متفاوت است و خصوصیات هر جسمى با جسم دیگر هم فرق مى‌كند پس این مسئلۀ لزوم به خود جسمیت مِن حیثُ هى هى برنمى‌گردد.