
تأثیر نفس ملکوتی افلاک بر عالم ماده
نقش نفوس سماوی در کیفیت تأثیر اذکار و حوادث زمینی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه نفس ملکوتی افلاک و تأثیر آن بر عالم ماده میپردازند. بحث با نقد دیدگاه صاحب مباحث مشرقیه درباره هیولای اجرام سماوی آغاز شده و با تبیین این نکته ادامه مییابد که جسمیتِ صرف، بدون صورتِ نوعیه و فصلِ مقوّم، دارای تحصل و تعیّن نیست. در ادامه، استاد با عبور از مباحث فلسفیِ هیولا و صورت، به تبیین پیوند میان نفوس سماوی و حوادث عالم خاکی میپردازند. ایشان با اشاره به آیاتی همچون رجم شیاطین توسط شهابها، توضیح میدهند که چگونه جنبه ملکوتی اجرام سماوی، واسطه تأثیرگذاری بر موجودات مادی و حتی گیاهان و اذکار است. در نهایت، این حقیقت تبیین میشود که تفاوت آثارِ یک ذکر واحد در اوقات مختلف شبانهروز، ناشی از کیفیت ارتباط نفس انسان با این نفوس ملکوتی است که ضرورت اشراف استاد بر این علوم را آشکار میسازد.
تأثیر نفس ملکوتی افلاک بر عالم ماده
1درس ششصد و پنجاه و چهارم
تأثیر نفس ملكوتى افلاك بر عالم ماده
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
اشکال مرحوم آخوند بر صاحب مباحث مشرقیه
بحث در علیت فصل براى جنس بود که عرض شد طبق تعریفى كه مرحوم آخوند در مسئلۀ فصل و جنس داشتند مشاهده كردیم كه خود جنس یك حقیقت خارجى مستقل نیست. بر این اساس ایشان اشكالى که به صاحب مباحث مشرقیه وارد مىكنند، از برداشت ایشان نسبت به محلیّت و جرمیت افلاك ناشى مىشود كه در آنجا قائل به جزء ما لایتجزىٰ و محلّ براى هیولا [شدند] كه آن هیولا آن محل را به صورت جرمیت نسبت به افلاك درمىآورد.
ایشان نسبت به این قضیه ایراد دارند و مىفرمایند که خود جسمیت فىحدّنفسه بدون اینكه نوعى آن جسمیت را به كیفیت و نوع خاص دربیاورد، نمىتواند تحصل داشته باشد و تحصل جسمیت به تحصل فصل است. بنابراین چطور ایشان با توجه به این مسئله که فصلیت است که مىتواند جنس را قوام خارجى ببخشد، قائل به محلِّ متقوّم به ذات قبل از تعلق فصل به آن محل شدند؟! این اشكالى هست كه ایشان كردند و با این مسئله مطلب تمام مىشود و دیگر خیال مىكنم تا آنجایى كه [نیاز] بود صحبتش بیان شده بود.
و العجبُ مِن صاحبِ المباحثِ المشرقیةِ معَ تَفطُّنِه بِهذا الأصلِ حیثُ ذَهَلَ عنه حینَ أقامَ حجةً على إثباتِ الهیولىٰ و قد أُهملَ فی إعمالِهِ و أعجبُ مِن ذلك أنّهُ قالَ بعدَ ذكرِ تلكَ الحُجَّةِ و قد أورَدتها على كثیرٍ مِنَ الأذكیاء فَما قَدحوا فی شیءٍ مِن مقدماتِهِ و خلاصةُ حجتِهِ المذكورةِ فی إثباتِ الهیولى لِجسمیةِ الفلكِ أنَّ جسمیةَ الفَلَكِ یلزمُها مقدارٌ مَعیّنٌ و شكلٌ معیّنٌ لِعدمِ قبولِها الكونِ و الفَساد و سببُ اللزومِ إمّا نفسُ الجسمیةِ أو أمرٌ حالٌ فیها أو مباینٌ لها لكنَّ الأوَّلَ باطلٌ و إلاّ لَزِمَ اشتراكُ الأجسامِ معَها فی المقدارِ و الشكلِ المعیّن.1
صاحب مباحث مشرقیه بااینكه توجه به این اصل داشتند كه تعیّن آن هیولا و آن جنس بهواسطۀ خود فصلیت است و بدون آن واسطه خود هیولا یا آن جنس نمىتواند تحصل داشته باشد، این مسئله از ایشان مغفول واقع شد.
- . الحکمة المتعالیة، ج 2، ص 31.
