
تحلیل فلسفی اقتران صورت به ماده
بررسی حقیقتِ فعلیت اشیاء و نسبت آن با ماهیت مبهم
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی «اقتران صورت به ماده» میپردازند. بحث با تحلیل ذهن در مواجهه با حقایق مبهم آغاز میشود؛ جایی که ذهن برای درک اشیاء، آنها را در قالبهای کلی و مبهم تصویر میکند، درحالیکه در خارج، هر موجودی دارای صورت نوعیه و فعلیت مشخص است. استاد با عبور از این مقدمه، به تبیین دقیق نسبت میان ماده و صورت پرداخته و توضیح میدهند که چگونه ماده به عنوان امری مبهم و دارای استعداد، با پذیرش صورت، به فعلیت میرسد و هویت مستقل مییابد. در ادامه، با اشاره به واقعه تاریخی جنگ جمل، بر لزوم عبور از ظواهر و شناخت حقایق تأکید شده و در پایان، به برخی پرسشهای فقهی و اخلاقی پیرامون احکام عبادی و نحوه برخورد با خطاهای گذشته پاسخ داده میشود تا مسیر بازگشت و اصلاح نفس برای مخاطب هموار گردد.
تحلیل فلسفی اقتران صورت به ماده
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی «اقتران صورت به ماده» میپردازند. بحث با تحلیل ذهن در مواجهه با حقایق مبهم آغاز میشود؛ جایی که ذهن برای درک اشیاء، آنها را در قالبهای کلی و مبهم تصویر میکند، درحالیکه در خارج، هر موجودی دارای صورت نوعیه و فعلیت مشخص است. استاد با عبور از این مقدمه، به تبیین دقیق نسبت میان ماده و صورت پرداخته و توضیح میدهند که چگونه ماده به عنوان امری مبهم و دارای استعداد، با پذیرش صورت، به فعلیت میرسد و هویت مستقل مییابد. در ادامه، با اشاره به واقعه تاریخی جنگ جمل، بر لزوم عبور از ظواهر و شناخت حقایق تأکید شده و در پایان، به برخی پرسشهای فقهی و اخلاقی پیرامون احکام عبادی و نحوه برخورد با خطاهای گذشته پاسخ داده میشود تا مسیر بازگشت و اصلاح نفس برای مخاطب هموار گردد.
تحلیل فلسفی اقتران صورت به ماده
11فإنَّها مِن تَلكَ الحیثیة ... اگر خود خشبیت را درنظر بگیرید، خودش یك حقیقتى از حقایق است و شما دارید نگاهش مىكنید، شما دارید همین خشب و الوارهایی كه در اینجا افتاده است قبل از اینكه تبدیل به سریر بشود را مىبینید درحالیکه اینها سریر نیست. از نظر خشبیتش یك واقعیتى است ولى هنوز سریر و تخت نشده است كه شما بروید بنشینید و در آنجا استقرار پیدا كنید یا بروید روی آن سریر بخوابید. خلاصه انسان روی آن سریر هر کاری میتواند بکند بسته به اینکه زمانه چه اقتضا کند! گاهی از اوقات انسان روی سریر میخوابد و گاهی از اوقات سریر را روی او میخوابانند!
و لیست مادةُ لِشیء أصلاً بل مادّیتُها إنَّما هی مِن حیثُ كونُها تَصلح لأن یكونَ سریراً أو باباً أو كرسیاً أو غیر ذلك و تعصّیها و امتناعها عَن قبولِ أشیاءٍ أُخر لیس لجهةِ قوَّتها و استعدادها بَل لأجل فعلیتها و اقترانِها بِصورةٍ مخصوصةٍ یَمنَعُها عنِ التَّلبُّسِ بتلكَ الأشیاءِ لأجلِ التنافی الواقعِ بین طبیعتها و طبائعَ تلك الأشیاء.
این مادۀ برای شیء نیست بلکه خودش خشب است. مادیت براى این حقیقت این است كه این ماده صلاحیت دارد كه سریر بشود، در بشود، كرسى بشود یا چماق بشود. این خشب مىتواند استعداد [تبدیل] براى اینها را داشته باشد، پس در عین اینكه این خشب است و در عین اینكه حقیقةٌ مِن الحقایق است ولى لَه قوةٌ. به حیثیت خشبیت دیگر قوه ندارد و فعلیت دارد ولكن به حیثیت تبدّلش به صنعتى از صنایع [قوه دارد]. مصنوعى بشود، سریر بشود، كرسى بشود، چماق بشود یا در بشود، از این نظر ماده بودن آن قابلیت دارد، اینكه این امتناع مىكند و از اینكه أشیاء دیگرى را قبول بكند إبا مىكند بهخاطر قوّت و استعدادش براى سریر بودن نیست بلكه بهخاطر فعلیتش است، یعنى الآن خودش أمرٌ فِعلىٌ مِن الاعیانِ الخارجیة یكى خودش از اعیان خارجى است و بهخاطر این قبول نمىكند كه به اشكال و به خصوصیات دیگر دربیاید. اینكه این مقترن به یك صورت خاصى است که او را منع مىكند از اینكه به این اشیاء تلبس پیدا كند چون بین طبیعت خشبیت و طبایع این اشیاء با همدیگر اختلاف هست.
