اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تحلیل فلسفی اقتران صورت به ماده

بررسی حقیقتِ فعلیت اشیاء و نسبت آن با ماهیت مبهم

14٬290
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی «اقتران صورت به ماده» می‌پردازند. بحث با تحلیل ذهن در مواجهه با حقایق مبهم آغاز می‌شود؛ جایی که ذهن برای درک اشیاء، آن‌ها را در قالب‌های کلی و مبهم تصویر می‌کند، درحالی‌که در خارج، هر موجودی دارای صورت نوعیه و فعلیت مشخص است. استاد با عبور از این مقدمه، به تبیین دقیق نسبت میان ماده و صورت پرداخته و توضیح می‌دهند که چگونه ماده به عنوان امری مبهم و دارای استعداد، با پذیرش صورت، به فعلیت می‌رسد و هویت مستقل می‌یابد. در ادامه، با اشاره به واقعه تاریخی جنگ جمل، بر لزوم عبور از ظواهر و شناخت حقایق تأکید شده و در پایان، به برخی پرسش‌های فقهی و اخلاقی پیرامون احکام عبادی و نحوه برخورد با خطاهای گذشته پاسخ داده می‌شود تا مسیر بازگشت و اصلاح نفس برای مخاطب هموار گردد.

تحلیل فلسفی اقتران صورت به ماده

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی «اقتران صورت به ماده» می‌پردازند. بحث با تحلیل ذهن در مواجهه با حقایق مبهم آغاز می‌شود؛ جایی که ذهن برای درک اشیاء، آن‌ها را در قالب‌های کلی و مبهم تصویر می‌کند، درحالی‌که در خارج، هر موجودی دارای صورت نوعیه و فعلیت مشخص است. استاد با عبور از این مقدمه، به تبیین دقیق نسبت میان ماده و صورت پرداخته و توضیح می‌دهند که چگونه ماده به عنوان امری مبهم و دارای استعداد، با پذیرش صورت، به فعلیت می‌رسد و هویت مستقل می‌یابد. در ادامه، با اشاره به واقعه تاریخی جنگ جمل، بر لزوم عبور از ظواهر و شناخت حقایق تأکید شده و در پایان، به برخی پرسش‌های فقهی و اخلاقی پیرامون احکام عبادی و نحوه برخورد با خطاهای گذشته پاسخ داده می‌شود تا مسیر بازگشت و اصلاح نفس برای مخاطب هموار گردد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تحلیل فلسفی اقتران صورت به ماده

12
  • فالحقیقةُ الخشبیةُ مثلاً لها جهةُ نقصٍ و جهةُ كمالٍ فمِن جهةِ نقصِها یَستدعی كمالاً آخَر و مِن جهةِ كونها كمالاً یَمتنعُ عن قبولِ كمالٍ آخر و مِن هاتینِ الجهتین ینتظمُ كونَ السریر ذا مادة و صورة و كذا.

  • حقیقت خشبیت یك جهت نقص و یك جهت كمال دارد؛ جهت كمال آن همان خشبیتى است كه داریم مى‌بینیم و جهت نقصش این است كه مى‌تواند به یك كمالى تبدیل بشود و از جهت نقصش یك كمال دیگرى را استدعا مى‌كند، در عین اینكه خشب است ولى درعین‌حال ناقص است چون خشب فایده ندارد و باید تبدیل به سریر و باب و چماق بشود تااینكه مفید باشد، مخصوصاً آن سومى كه خشب تبدیل به چماق بشود، خیلى مفید است!! تازه این خشب مفید واقع مى‌شود والاّ همین خشب در جنگل هم هست و فعلیت هم دارد و به كمال هم رسیده است. پس كمالى كه در اینجا دارد، همین فعلیت است. نقصى كه دارد این است كه باید از این استفاده بشود و این همین‌طور بیخود افتاده است پس این نقص را باید تبدیل به كمال کند و سریر و باب و امثال‌ذلک بکند و از جهت اینكه خشبیت براى او كمال است دیگر تبدیل به آهن و آجر و چدن نمى‌شود بلکه در خشبیت خودش تأسی و امتناع دارد و از این دو جهت انتظام پیدا مى‌كند كه سریر داراى ماده و صورت باشد.

  • حکم احرام نوزاد

  • تلمیذ: ...

  • استاد: احرامش همان احرام عادی است و می‌توانند یک پارچه‌ای را همین‌طور روی او بیندازند و این احرام می‌شود و [یا] همان لباس او را می‌توانند لباس احرام قرار بدهند، اشکال ندارد.

  • تلمیذ: آقایان فرمودند که باید حتماً بین طواف او را وضو بدهید والا تا آخر عمر در احرام می‌ماند و برای او مشکلاتی پیش می‌آید.

  • استاد: آقایان فرمودند؟! سلام من را به آنها برسانید و بفرمایید که یک مقداری به مطالعاتشان اضافه کنند! اصلاً اصل قضیۀ آن مستحب است! یعنی بچۀ شیرخواره را باید وضو داد و آب به صورتش زد؟! این‌هم یک حکمی است!!

/ 260