
مبانی فلسفی ارزش انسان و جایگاه امام
تفاوت نگاه مادی و صوری در تعیین ارزش وجودی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با تبیین دقیق رابطه ماده و صورت در فلسفه، به نقد نگاههای مادیگرایانه به انسان و حقوق بشر میپردازد. بحث از اینجا آغاز میشود که ارزش هر موجود در عالم، نه به ماده و جسمیت آن، بلکه به صورت نوعیه و کمالی است که بر آن عارض میشود. استاد با استفاده از این مبنای فلسفی، تفاوت جوهری انسان با حیوان و همچنین تفاوت مراتب انسانی را تحلیل کرده و نتیجه میگیرد که امام علیهالسلام به عنوان صورتِ عالم وجود و کمال مطلق، ارزشبخش به کل هستی است. در ادامه، این نگاه فلسفی به مسائل اجتماعی و اخلاقی تسری یافته و بر ضرورت حفظ حریم امام به عنوان اوجب واجبات تأکید میشود. در پایان، با نقد برخی رویکردهای سطحی به دین و اخلاق، بر لزوم عبور از ظاهر مادی و توجه به حقیقت صوری و باطنی در شناخت مقامات الهی تأکید میگردد.
مبانی فلسفی ارزش انسان و جایگاه امام
4اتكاء ارزشها بر مبانى فلسفى
مسئلۀ ارزشها هم بر مبانى فلسفى متكى است، یعنى همین مبناى فلسفى است كه مىآید و ارزش درست مىكند و مسائل اخلاقى را براساس آنچه را كه روابط اجتماعى و اخلاقى نسبت به این قضیه اقتضاء مىكند در زیرمجموعۀ خودش قرار مىدهد.
امام علیهالسّلام روح عالم وجود
امام علیهالسّلام روح عالم وجود است و آن جنبۀ صورى در نفس امام به حد تكامل مطلق رسیده است لذا نتیجۀ عالم وجود چه مىشود؟ امام علیهالسلام مىشود، امام نتیجه و چكیدۀ عالم وجود است كه جنبۀ مادى او بهواسطۀ جنبۀ صورى او به مرحلۀ تكامل عالى رسیده است لذا بر مكلف واجب است كه از این جنبۀ مادى كه جسمیت اوست حفاظت كند و جان امام را نگه دارد. اگر دشمنى امام را تهدید كرد بر انسان واجب است ولو به كشته شدن خودش از امام دفاع كند! این وظیفه و تكلیف است. این براى چیست؟ به این جهت است كه الآن نفس او بهواسطۀ جنبۀ صورى به مرتبۀ تكامل مطلق رسیده است و مادۀ او را بهواسطۀ آن جنبۀ صورى ارزش داده است. این ارزش بهواسطۀ جنبۀ صورى امام علیهالسّلام است لذا هیچ چیز از بقاء امام اولىٰ نیست، و اینكه گفته مىشود كه اگر امر بین یك قضیهاى كه مربوط به اجتماع بوده و قضیهاى كه مربوط به اسلام است دایر باشد آنجا امام باید فدا بشود، اینها همه مزخرفاتى است كه شنیده مىشود.
اسلام، دین، مكتب و تشیّع یعنى امام علیهالسلام
اسلام یعنى امام، دین یعنى امام، مكتب یعنى امام، تشیّع یعنى امام علیهالسّلام و اسلام منهاى امام گبر بودن و زرتشتى بودن است، كمونیست بودن و الحاد است، اسلام منهاى امام بىخدایى، شرك، كفر، جاهلیت و الحاد است، امام علیهالسّلام است كه به مكتب صورت متكاملۀ نوعیه مىبخشد و بدون امام مكتب فقط به ماده بودن خودش بدون صورت برمىگردد، ماده بدون صورت هم كه بهاندازۀ یك دهشایى ـ سابق بود و الآن نیست ـ ارزشى ندارد. درست شد؟! این حقیقت امام علیهالسّلام صورت عالم وجود است كه از جهات مختلف مولّد اخلاق و مولّد احكام تكلیفى است یعنى وجود و بقاء امام از اوجبِ واجبات است و همینطور بر همان مبنا حفظ حریم امام نیز از اوجب واجبات است و هیچ مرتبهاى از مراتب وجودى و اخلاقى به مرتبۀ امام نمىرسد.
