اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مبانی فلسفی ارزش انسان و جایگاه امام

تفاوت نگاه مادی و صوری در تعیین ارزش وجودی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با تبیین دقیق رابطه ماده و صورت در فلسفه، به نقد نگاه‌های مادی‌گرایانه به انسان و حقوق بشر می‌پردازد. بحث از اینجا آغاز می‌شود که ارزش هر موجود در عالم، نه به ماده و جسمیت آن، بلکه به صورت نوعیه و کمالی است که بر آن عارض می‌شود. استاد با استفاده از این مبنای فلسفی، تفاوت جوهری انسان با حیوان و همچنین تفاوت مراتب انسانی را تحلیل کرده و نتیجه می‌گیرد که امام علیه‌السلام به عنوان صورتِ عالم وجود و کمال مطلق، ارزش‌بخش به کل هستی است. در ادامه، این نگاه فلسفی به مسائل اجتماعی و اخلاقی تسری یافته و بر ضرورت حفظ حریم امام به عنوان اوجب واجبات تأکید می‌شود. در پایان، با نقد برخی رویکردهای سطحی به دین و اخلاق، بر لزوم عبور از ظاهر مادی و توجه به حقیقت صوری و باطنی در شناخت مقامات الهی تأکید می‌گردد.

مبانی فلسفی ارزش انسان و جایگاه امام

1
  • درس ششصد و پنجاه و ششم

  • اقتران صورت به ماده و كیفیت تحقق ماده و تركیب آن با صورت (2)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم

  • در اقتران بین صورت و ماده جلسۀ گذشته یك مقدارى صحبت كردیم و نسبت به كیفیت اخذ ماده و صورت گفتیم كه ماده جنبۀ ابهام دارد و صورت جنبۀ تفصیل دارد، مرحوم آخوند مطالبى را نقل كردند و فرمودند: مقصود از مادۀ شی‌ء و صورت، نه آن مادۀ اولیه است و منظور از صورت نه آن صورت اولیۀ وارد بر ماده است بلكه منظور عبارت از همان كیفیت بروز و ظهور خود شی‌ء در خارج است كه البته آن‌هم صورت است نه‌اینکه نباشد منتها ما مى‌بینیم در اینجا صور مختلفى بر مواد مختلفى وجود دارد؛ یك وقت ماده، ماده‌اى است كه مادة المواد است و به آن هیولا اطلاق مى‌شود كه عبارت از اصل همۀ مواد و اشیاء در خارج است ولكن بر این ماده وقتى كه صورتی مثل صورت خَشَبیَّت مترتّب مى‌شود او را براى یك امر دیگر و صناعت دیگرى مستعد مى‌كند كه آن صناعت مقصود بالذّات از مقصود غایى فاعل در این شى‌ء خارج است؛ خواه مى‌خواهد سریریّت باشد یا بابیّت یا امثال‌ذلک باشد.

  • وجود واقعى انسان همان صورت او

  • بنابراین به همین جهت مسئلۀ ماده بودن در اینجا مى‌تواند برحسب آن استعداد و قابلیتى كه در این شی‌ء خارج وجود دارد اشكال مختلف و افراد مختلفى پیدا بكند، بنابراین وقتى كه ماده در حقیقتِ انسان را به معناى آن بدن فرض مى‌كنیم، آن یك صورت خارجى دارد كه صورت خارجى او عبارت از همان جسمیّت اوست ولى همین انسان از نقطه‌نظر مراتب تكاملى و تغییر و تحولاتى كه در او به‌وجود مى‌آید قابلیّت براى ارتقاء به مراتب عالیه را دارد و این قابلیت ارتقاء، به او یك محلى مى‌بخشد كه مستعد براى تغییر و تحول از نوع «جوهرى» است كه در هر تغییر و تحولى صورتى خاص بر این انسان كه نفس اوست عارض مى‌شود و آن صورت، او را از یك مرتبه به مرتبۀ دیگر برمى‌گرداند و به همین جهت است كه وجود واقعى انسان همان صورت او مى‌شود كه در آن صورت وجود و حیات دارد و مسائلى كه در اینجا ممكن است به مسائل اجتماعى و احكام اجتماعى و روابط اجتماعى برگردد؛ مى‌تواند براساس این صورت واقعى انسان كه از آن جنبۀ انسانیّت به جنبه‌هاى مختلف تحول پیدا كرده جایگاه خودش را پیدا بكند.