اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت جوهریه انسان و تغییر فصل اخیر

تأثیر سلوک و مراقبه بر تغییر حقیقت وجودی انسان

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی «حقیقت اشیاء» و نقش «فصل اخیر» در تکون و تعین موجودات می‌پردازند. بحث با این محور آغاز می‌شود که هر موجودی، از جمله انسان، دارای یک حقیقت جوهریه است که سایر صور و اعراض، در حکم معدات و ابزارهای آن قرار می‌گیرند. استاد با تأکید بر اینکه شناخت این فصل حقیقی جز از طریق اشراف بر حقایق عالم امکان‌پذیر نیست، به تفاوت‌های بنیادین در رفتار و اوصاف موجودات اشاره کرده و این تفاوت‌ها را ناشی از تغییر در فصل اخیر می‌دانند. در ادامه، این قاعده به حوزه سلوک انسانی تعمیم داده می‌شود؛ به‌طوری‌که انسان با مراقبه و تهذیب، می‌تواند حقیقت وجودی خود را ارتقا داده و صور مادون را تحت سیطره صورت‌های عالی قرار دهد. در پایان، با هشدار نسبت به خطر قساوت قلب و استدراج، بر ضرورت توجه به آینه وجودی و محاسبه نفس برای جلوگیری از سقوط به درکات حیوانی تأکید می‌شود.

حقیقت جوهریه انسان و تغییر فصل اخیر

10
  • نهی از بیرون رفتن زن در شب

  • امروزه كه دیگر همۀ زن‌ها شب‌ها و روزها به روضه و فلان مى‌روند! من گفتم كه زن شب روضه نرود اما دوباره دارد رسم مى‌شود كه زن‌ها شب این‌طرف و آن‌طرف مى‌روند دعای كمیل مى‌خوانند! زن‌ها باید در خانه‌شان بنشینند و نوار گوش بدهند. رسم بر این نبوده است كه زن شب از منزل خارج بشود اگر مى‌خواهند دعا بخوانند و ثواب ببرند در خانه‌‌هایشان بروند انجام بدهند.

  • خلاصه این جناب شمر امام جماعت بوده است، عمر سعد در یكى از مساجد كوفه امام جماعت بوده است اما صاف مى‌آیند امام حسین علیه‌السّلام را مثل یك گنجشك مى‌كشند و انگارنه‌انگار كه اصلاً این انسان است! این شخص زن و فرزند و حیات دارد. حالا پسر پیغمبر بودن و اینها را رها کنیم، بابا این یك انسان است، بچه دارد، خودش زندگى دارد و تعلق به حیات دارد! باید بیعت كنى والاّ تو را مى‌كشیم! اِه اِه به همین راحتی؟! بیعت بكن والاّ تو را مى‌كشیم؟! خب جناب یزید و جناب عمر بن ‌سعد اگر او بیعت نمى‌كند، بیعت نكند و اگر مخالف با حكومتان است او را در یك‌جا و در یك حصارى قرارش بدهید در همان‌جا زندگیش را بكند و عمرش را بكند، چرا مى‌كُشید؟! این كشتن براى چیست؟! چرا انسان باید به اینجا برسد؟! اصلاً خیلى خب جناب یزید تو بیا حكومتت را بكن و به این عده [بگو] هر كسی با ما بیعت نمى‌كند ما اینها را مى‌گیریم یك جا نگه مى‌داریم و دورشان را یك دیوار مى‌كشیم بعد هم آنجا یك شهرى درست مى‌كنیم مثل واتیكان آنجا كه براى خودش پاپ و فلان و این حرف‌ها و دار و دسته‌ای دارد، اینها هم در آنجا باشند و زندگیشان را بكنند. چرا مى‌خواهید از سر راه بردارید؟! چرا مى‌خواهید نابود كنید؟! چرا آدم باید به این مرحله از حیوانیت و وحشى‌گرى و قساوت برسد كه دست به این كار بزند؟!