
حقیقت جوهریه انسان و تغییر فصل اخیر
تأثیر سلوک و مراقبه بر تغییر حقیقت وجودی انسان
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی «حقیقت اشیاء» و نقش «فصل اخیر» در تکون و تعین موجودات میپردازند. بحث با این محور آغاز میشود که هر موجودی، از جمله انسان، دارای یک حقیقت جوهریه است که سایر صور و اعراض، در حکم معدات و ابزارهای آن قرار میگیرند. استاد با تأکید بر اینکه شناخت این فصل حقیقی جز از طریق اشراف بر حقایق عالم امکانپذیر نیست، به تفاوتهای بنیادین در رفتار و اوصاف موجودات اشاره کرده و این تفاوتها را ناشی از تغییر در فصل اخیر میدانند. در ادامه، این قاعده به حوزه سلوک انسانی تعمیم داده میشود؛ بهطوریکه انسان با مراقبه و تهذیب، میتواند حقیقت وجودی خود را ارتقا داده و صور مادون را تحت سیطره صورتهای عالی قرار دهد. در پایان، با هشدار نسبت به خطر قساوت قلب و استدراج، بر ضرورت توجه به آینه وجودی و محاسبه نفس برای جلوگیری از سقوط به درکات حیوانی تأکید میشود.
حقیقت جوهریه انسان و تغییر فصل اخیر
3شما یكى از همین افراد، اعلام، بزرگان، آقایان و این افرادى كه سنشان به پنجاه، شصت، هفتاد، هشتاد و یا نود سال رسیده است را بیاورید و این دوتا حیوان را در مقابل اینها قرار بدهید و بگویید که فرق این دوتا را به من بگویید! ببینید آیا مىتوانند بگویند یا نه! بگویند: درنده است، خب درنده باشد، ما این را مىبینیم اما چه شده كه او درنده شده است؟! چه شده را از شما مىخواهیم، درندگى را خودمان مىبینیم و هر بچهاى هم مىبیند. چه شده كه این رفتارش این است و آن رفتارش آن است؟! داریم دنبال آن چه شده مىگردیم؛ یعنى آن حقیقت جوهریهاى كه در ذات اوست و موجب بروز این افعال است و آن حقیقت جوهرهاى كه در [ذات] این است و موجب ظهور و بروز سایر رفتارهاى متفاوت است.
آیا مىتوانند بگویند؟! نه! فقط بیربیر به شما نگاه مىكنند! ولى اگر نزد یك عارف و ولىّ الهى آن [حیوانها] را بیاورید و به او نشان بدهید مىگوید که من دارم نگاه میکنم این علتش این هست این علتش آن هست؛ آن فصلى كه حقیقت شىء به آن مربوط است که در این به یك نحو است و آن فصل به آن نحوۀ دیگر است. اگر میخواهى به تو نشان بدهم باید بیایی ادراك مرا پیدا كنى! هیچوقت با فهمت به آن نمىرسی، چون فهم تو از آن برداشتهاى ظاهر تو نمىتواند تجاوز كند ـ اینكه من الآن بحث را از اینجا شروع كردم بهخاطر این است كه به آن نكتهاى كه مورد نظرم هست برسم غیر از آنچه كه خود مرحوم آخوند بحث را شروع مىكند ـ آن برداشتى كه او از آن دو كیفیت مىكند، همان فصلیت اوست! یك ولىّ الهى و كسى كه به وقایع و حقایق خارجی اشراف دارد [میداند که فصل آن چیست]. امام رضا علیهالسّلام كه پرده را تبدیل به شیر مىكند،1 مىداند كه فصلش چیست و ما نمىدانیم. ما فقط مىبینیم كه حضرت یك شیر درنده سیصد كیلو یا چهارصد كیلویى درست كرد و [به او گفت که] این مرتیكه را بگیر و [ازبین ببر] تا دیگر از این غلطها نکند که بخواهد با ولایت و امامت دربیفتد! حالا در همین دنیا امام رضا حساب این بدبخت را رسید اما آن بدبختهایی كه در این دنیا حسابشان رسیده نمىشود، امام رضا آنطرف سراغشان مىرود و آن شیرهاى اخروى كه آنطرف ترتیب اینها را مىدهند چیزهاى دیگری هستند! حالا یك بیچارهاى آمد با حضرت دربیفتد و حضرت گفت که تو درمیافتی؟! صبر كن تو و مأمون را هردو صاف به خط میکنیم تا دیگر كسى جرئت نكند که بخواهد [با امامت و ولایت دربیفتد.] حالا آنهایى كه اینجا به هر كارى دست مىزنند و به هر قلمى شروع به نوشتن مىكنند و هر مزخرفى را شروع به گفتن براى رسیدن به مقاصد واهى خودشان میکنند و از ولایت و تشیّع مایه مىگذارند [چه بر سرشان خواهد آمد]؟!
- . عیون أخبار الرضا علیهالسّلام، ج 2، ص 172.
