
حقیقت وجود خارجی و فصل اخیر اشیاء
تبیین جایگاه فصل اخیر در تحقق ماهیت و تجلیات هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبنای فلسفی «تحقق وجود خارجی به فصل اخیر» میپردازند. بحث با بررسی این نکته آغاز میشود که فصل اخیر، حقیقتِ متمایزکننده و صورت عینی هر شیء در خارج است که قوام ماهیت به آن وابسته است. در ادامه، این حقیقت با عوالم مختلف هستی پیوند میخورد و با نفی تکرار در تجلیات الهی، تبیین میشود که هر ظهور، وجودی مستقل و منحصر به فرد دارد. در بخش پایانی، با استناد به قاعده «کل شیء احصیناه فی امام مبین»، نحوه تصرف عارف در عالم امکان از طریق اشراف بر حقایق وجودی خود تشریح میگردد. این جلسه با هدف روشنسازی مرز میان ذاتیات و عرضیات در فلسفه و نقد برخی رویکردهای غیردقیق در مسائل عرفانی و پیشگوییهای ظهور، به دنبال ارائه نگاهی دقیق و اصولی به کیفیت تکون اشیاء در نظام هستی است.
حقیقت وجود خارجی و فصل اخیر اشیاء
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبنای فلسفی «تحقق وجود خارجی به فصل اخیر» میپردازند. بحث با بررسی این نکته آغاز میشود که فصل اخیر، حقیقتِ متمایزکننده و صورت عینی هر شیء در خارج است که قوام ماهیت به آن وابسته است. در ادامه، این حقیقت با عوالم مختلف هستی پیوند میخورد و با نفی تکرار در تجلیات الهی، تبیین میشود که هر ظهور، وجودی مستقل و منحصر به فرد دارد. در بخش پایانی، با استناد به قاعده «کل شیء احصیناه فی امام مبین»، نحوه تصرف عارف در عالم امکان از طریق اشراف بر حقایق وجودی خود تشریح میگردد. این جلسه با هدف روشنسازی مرز میان ذاتیات و عرضیات در فلسفه و نقد برخی رویکردهای غیردقیق در مسائل عرفانی و پیشگوییهای ظهور، به دنبال ارائه نگاهی دقیق و اصولی به کیفیت تکون اشیاء در نظام هستی است.
حقیقت وجود خارجی و فصل اخیر اشیاء
10فَما كانَت مِنَ الأسبابِ و الشرائِطِ و المُعدّات أولاً صارَت أمثالُها مِن القوى و التوابعِ و الفروعات أخیراً و تكونُ الصورةُ الأخیرَة مبدءاً للجمیع و رئیسها و هی الخوادم و الشعب.1
«هرچه از اسباب و شرایط و معدات اولاً بود و در اول از صور مختلف داشتیم ـ [مثل] صورت جسمیت، صورت نباتیت، كم، كیف، خصوصیات، عوارض و آنچه را كه قبلاً بهعنوان اسباب و شرایط و معدات براى رسیدن به فصل اخیر لازم داشتیم ـ امثال اینها از قوا و توابع و فروعات مىشوند»؛ یعنى قوا و توابعِ قوا از اعراض و فروعات اینها مانند او هستند و جسمیت او به این شكل درمىآید و نباتیت او به این نحو درمىآید نه هر نباتیتی، حیوانیت او به این كیفیت درمىآید و آن كمّى كه در اینجا قبلاً بود حالا كمّش، وضعش، عوارضش و آثارش اینطور است قبلاً نباتیتش نباتیت صلبه بود الآن نباتیتش رعونت2 و با ملایمت است، قبلاً جسمیتش یك جسمیت قابل انفصال بود الآن جسمیتش جسمیت متصله است، قبلاً جسمیتش جسمیتى بود كه در شرایط خاص بقاء پیدا مىكرد، الآن باید بهواسطۀ تنمیه و تغذیه و اینها بقاء پیدا كند، این آثار و خصوصیاتى كه قبلاً بود الآن این آثار و خصوصیات تغییر پیدا کرده و مثل او شده است؛ با اختلافى كه بهواسطۀ فصل اخیر براى اینها پیدا شده است. «این صورت اخیره كه همین است كه داریم در خارج مىبینیم، این براى جمیع آن الات و شرایط و صور مبدأ مىشود و رئیس آنها مىشود و آنها خوادم و شُعب این صورت خواهند شد» و همه در تحت خدمت این جناب انسانیت در مىآیند.
و سَینكشِفُ مِن تلكَ الأصولِ و مِمّا سَیأتی أن حقیقةَ الفصول و ذواتَها لَیست إلاّ الوجوداتُ الخاصَّة لِلماهیاتِ التی هیَ أشخاصٌ حقیقیةٌ.
از این مطالبى كه گفته شده است که حقیقت فصول و ذواتش اینها وجودات خاصهاى هستند براى ماهیاتى كه در واقع آن وجودات خاصه در حقیقت اشخاص هستند؛ یعنى همان شخصیةُ الشیء به همان وجود خاصه است نهاینکه تركیبى در آنجا از یك امر مشترك و یك امر دیگر محناز از او باشد.
- . الحکمة المتعالیة، ج 2، ص 36 و 37.
- . لغتنامه دهخدا: «رعونت: نرمی.»
