
حقیقت وجود خارجی و فصل اخیر اشیاء
تبیین جایگاه فصل اخیر در تحقق ماهیت و تجلیات هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبنای فلسفی «تحقق وجود خارجی به فصل اخیر» میپردازند. بحث با بررسی این نکته آغاز میشود که فصل اخیر، حقیقتِ متمایزکننده و صورت عینی هر شیء در خارج است که قوام ماهیت به آن وابسته است. در ادامه، این حقیقت با عوالم مختلف هستی پیوند میخورد و با نفی تکرار در تجلیات الهی، تبیین میشود که هر ظهور، وجودی مستقل و منحصر به فرد دارد. در بخش پایانی، با استناد به قاعده «کل شیء احصیناه فی امام مبین»، نحوه تصرف عارف در عالم امکان از طریق اشراف بر حقایق وجودی خود تشریح میگردد. این جلسه با هدف روشنسازی مرز میان ذاتیات و عرضیات در فلسفه و نقد برخی رویکردهای غیردقیق در مسائل عرفانی و پیشگوییهای ظهور، به دنبال ارائه نگاهی دقیق و اصولی به کیفیت تکون اشیاء در نظام هستی است.
حقیقت وجود خارجی و فصل اخیر اشیاء
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبنای فلسفی «تحقق وجود خارجی به فصل اخیر» میپردازند. بحث با بررسی این نکته آغاز میشود که فصل اخیر، حقیقتِ متمایزکننده و صورت عینی هر شیء در خارج است که قوام ماهیت به آن وابسته است. در ادامه، این حقیقت با عوالم مختلف هستی پیوند میخورد و با نفی تکرار در تجلیات الهی، تبیین میشود که هر ظهور، وجودی مستقل و منحصر به فرد دارد. در بخش پایانی، با استناد به قاعده «کل شیء احصیناه فی امام مبین»، نحوه تصرف عارف در عالم امکان از طریق اشراف بر حقایق وجودی خود تشریح میگردد. این جلسه با هدف روشنسازی مرز میان ذاتیات و عرضیات در فلسفه و نقد برخی رویکردهای غیردقیق در مسائل عرفانی و پیشگوییهای ظهور، به دنبال ارائه نگاهی دقیق و اصولی به کیفیت تکون اشیاء در نظام هستی است.
حقیقت وجود خارجی و فصل اخیر اشیاء
13گاهی اوقات با خودمان فکر میکنیم یا ما عقلمان را ازدست دادیم یااینکه از خیلی از مسائل دور هستیم! ما در چه عوالمی زندگی میکنیم؟! چیزی نیست که مخفی بماند؛ ﴿إِنَّ ٱللَهَ لَا يَخۡفَىٰ عَلَيۡهِ شَيۡءٞ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَا فِي ٱلسَّمَآءِ﴾1 آنوقت میآیند میگویند که عرفان و اخلاق بهدرد نمیخورد و اینها چه هستند و... اگر بهدرد نمیخورد حالا بیایید ببینید کار به کجا میرسد که با دروغ، با دروغ، با دروغ، کلک و حقهبازی بر خر مراد سوار بشوید!
خدا آقای بهجت را رحمت کند. پسر یکی از این آقایان بود مدام اینطرف و آنطرف میرفت تا اجازۀ اجتهاد بگیرد، آن آقا هنوز زنده است و یک جایی هست در قم نیست و در یکی از شهرستانها هست. یک پسری دارد که رئیس دفترش هست و فلان و این چیزها و یک عالمی برای خودش دارد! این دفتر آقایان دست چه کسانی میافتد! مرحوم آقای بهجت در یک سفری به آن شهرستان رفته بودند و یک مجلسی بود و او از فرصت استفاده میکند و میخواست به منزل ایشان بیاید که گفتند: ایشان راه نمیدهند. تااینکه یک مجلس عمومی پیدا میکند و از فرصت استفاده میکند و میآید کنار آقای بهجت مینشیند. این قضیه را یک شاهد عینی برای من گفت که کنار ایشان نشسته بود بعد به ایشان رو میکند و میگوید: آقا بنده خدمتتان آمدم تا شما به ما یک اجازۀ اجتهاد بدهید! یکدفعه ایشان میگویند: چه آقا؟! برو برو! او هم از ترس اینکه ایشان عصا را [نکوبد] بلند میشود و فرار میکند! اهل علم آنجا بودند و خیلی آبروریزی بود. گفت که آقا خداحافظ شما ممنون. گفتند: برو! آمده اجازۀ اجتهاد بگیرد، ای ددم وای! دیگر رفته بود و از یک جا کاغذ اجازۀ اجتهاد را برداشته بود و بالای آن را پاره کرده بود و اسم خودش را نوشته بود و یک بساطی بود! او عالمی برای خودش دارد!
- . سوره عمران (3) آیه 5. الله شناسى، ج 3، ص 280:
«تحقیقاً چیزى از نظر خداوند پنهان نمىباشد، نه در زمین و نه در آسمان.»
- . سوره عمران (3) آیه 5. الله شناسى، ج 3، ص 280:
