
حقیقت اشیاء و کیفیت تحقق آنها در خارج
تبیین نسبت میان صورت و ماده در فلسفه و معاد
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون نحوه شکلگیری ماهیت اشیاء میپردازند. محور اصلی بحث بر این قاعده استوار است که حقیقت هر شیء به صورت و فصل آن وابسته است، نه به ماده؛ چرا که ماده تنها نقش ابزار و بستر تحقق را ایفا میکند. استاد با عبور از این مبنای فلسفی، به تحلیل چگونگی اتحاد صورت و ماده در ترکیبهای خارجی و نقد دیدگاههای سطحی در باب معاد جسمانی میپردازند. در این مسیر، ایشان با نقد رویکردهای مادیگرایانه که سعی دارند با فرضیات غیرعلمی مانند وجود یک سلولِ باقیمانده، معاد را توجیه کنند، بر این نکته تأکید میورزند که حقیقت انسان امری مجرد و مافوق کون و فساد است. در نهایت، این بحث به تبیین کیفیت حشر در قیامت و تفاوت آن با عالم ماده ختم میشود که نشان میدهد چگونه صورتِ هر شیء میتواند با مادهای متناسب با نشئه دیگر، محقق گردد.
حقیقت اشیاء و کیفیت تحقق آنها در خارج
4تغییر نکردن ذاتیات در ترکیب
اینها بهخاطر این است که هرکدام از این اشیاء داراى یک خصوصیت خاص به خودش است گرچه بهواسطۀ انحلالِ یکى در دیگرى اعراض او تغییر پیدا کرد، ولیکن ذاتیات او که تغییر پیدا نمىکند، این ذاتى خودش را دارد و چون ذاتى خودش را دارد اثر خودش را مىگذارد یعنى این ماده این اثر را دارد و آن مادۀ دیگر اثر دیگرى را دارد و آن ماده اثر ثالثى را دارد و از تشکّل مواد مختلف آثار مختلف بهوجود مىآید که این آثار مختلف براى فلان بیمارى خوب است و براى عوارضى که ممکن است پیدا بشود مفید است.
پس در یک دارویى که داروخانه به شما مىدهد، یک جزء این دارو براى شما مفید است و سایر اجزائش اجزایى است که اینها براى بقاء خود آن دارو بهکار برده مىشود یعنی داروهاى نگهدارنده است و مواد نگهدارنده است چون خود دارو بعد از یک مدتى فاسد مىشود یک کِرِمى که الآن شما از داروخانه مىگیرید یک جزئش یا دو جزئش بهدرد دست شما و بهدرد فلان زخم یا بهدرد ناراحتى پوستى مىخورد و اجزاء دیگرى که در اینجا ترکیب شدهاند، خیلی از این اجزاء نگهدارنده است یعنى باعث مىشود آن وقتى که براى دارو نوشته شده بتواند تا آنوقت باقى بماند و اگر آن اجزاء نباشد فرض کنید در عرض سه روز این دارو فاسد مىشود و دیگر این خاصیت را ندارد ولى هرکدام اینها یک اثر خاص به خودش را دارد که ارتباطى با دیگرى ندارد و شما این را مىگیرید و استفاده مىکنید و خیال مىکنید هرچه در اینجاست همه مفید است ولی همه مفید نیست. یک قسمت بهدرد مىخورد و بقیهاش خصوصیت دیگرى را دارد و ذاتى دیگرى را دارد و فایده دیگرى بر این مترتب مىشود.
این مسئله که الآن ما اینطور داریم مشاهده مىکنیم، این قضیه را دریابیم که حقیقةُ الشیء بِصورته لا بِمادته و بعد نسبت به کیفیت تکوّن شیء ملاحظه کنیم به این مسئله مىرسیم که تمام صورتهایى را که ما در این دنیا به صورت یک امر محقِّق جنس فرض مىکردیم، آن را محقِّق ماده در خارج فرض مىکردیم و مىکنیم، اینها در واقع یک امر ذاتى مکوِّن آن جنس و مقوِّم آن ماده نیست بلکه اینها حکم اعراضى را دارد که این اعراض همه بر حقیقت وجود عارض شده است. حقیقت وجود عبارت از همین است که الآن در خارج به این شکل و شمایل درآمده و این شکل و شمایلى که در اینجا درآمده است این شکل و شمایل داراى یک ذاتیاتى است داراى یک آثارى است داراى یک فوایدى است و داراى خصوصیاتى است که ما آن خصوصیات را در دیگرى نمىبینیم، ما در دیگرى آن خصوصیات را مشاهده نمىکنیم. حالا این نحوۀ از مشاهدۀ ما بهخاطر ابراز آن وجود، خود را به این کیفیت است و کارى اصلاً به این شیء خارجى ندارد.
