اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت اشیاء و کیفیت تحقق آن‌ها در خارج

تبیین نسبت میان صورت و ماده در فلسفه و معاد

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون نحوه شکل‌گیری ماهیت اشیاء می‌پردازند. محور اصلی بحث بر این قاعده استوار است که حقیقت هر شیء به صورت و فصل آن وابسته است، نه به ماده؛ چرا که ماده تنها نقش ابزار و بستر تحقق را ایفا می‌کند. استاد با عبور از این مبنای فلسفی، به تحلیل چگونگی اتحاد صورت و ماده در ترکیب‌های خارجی و نقد دیدگاه‌های سطحی در باب معاد جسمانی می‌پردازند. در این مسیر، ایشان با نقد رویکردهای مادی‌گرایانه که سعی دارند با فرضیات غیرعلمی مانند وجود یک سلولِ باقی‌مانده، معاد را توجیه کنند، بر این نکته تأکید می‌ورزند که حقیقت انسان امری مجرد و مافوق کون و فساد است. در نهایت، این بحث به تبیین کیفیت حشر در قیامت و تفاوت آن با عالم ماده ختم می‌شود که نشان می‌دهد چگونه صورتِ هر شیء می‌تواند با ماده‌ای متناسب با نشئه دیگر، محقق گردد.

حقیقت اشیاء و کیفیت تحقق آن‌ها در خارج

13
  • آقای ... من که از شما یک پولى گرفتم حالا سال دیگر شما مى‌آیى از من مطالبه مى‌کنی که آقاى طهرانى کجا رفتی؟! یک میلیون از من گرفتى درمى‌روی؟! گفتم: اصلاً شما را نمى‌شناسم شما اصلاً کى هستید؟! مى‌گویى: من آن شخصی هستم که پارسال [به شما پول قرض دادم من هم می‌گویم:] خب پارسال بوده و پى کارش رفته، شما الآن یک آدم جدیدى هستید شما آنکه پارسال‌ بوده را الآن حاضرش کن! إعادۀ معدوم که نداریم حالا إعاده که نه، حتى مشاهده، ما مشاهده بکنیم! خود شما حاضرش کن الآن من به شما یک ‌میلیون را مى‌دهم! او مى‌گوید که من هم‌چنین قدرتى ندارم، من که به هم‌چنین مراتبى نرسیده‌ام که بیایم وجود قبل خودم را براى شما احضار کنم. مى‌گویم: بسیار خب پس وعدۀ ما باشد قیامت، هروقت شما آن وجود سال گذشته را آوردید جلوى ما قرار دادى بیا یک میلیونت را بگیر! اینکه الآن ما نسبت به شخص نظرۀ واحده داریم این برای ماده‌اش است یا برای صورتش است؟ برای صورتش است.

  • ارزش و حقیقت شی‌ء به صورت

  • بوعلى مى‌گوید: ارزش و حقیقة ‌الشی‌ء به صورت است. عملى را که من پارسال انجام دادم گرچه ماده‌اى که با آن ماده این انسان انجام داده ازبین رفته است ولى چرا شما مى‌آیید حکم همین عمل سال گذشته را یک ‌سال بعد، ده‌ سال بعد، بیست ‌سال بعد استصحاب مى‌کنید؟! به‌خاطر بقاء همان شی‌ء است. خود نفس آن شی‌ء که این عمل را انجام داده است از آنجایى که آن شی‌ء مشمول کون و فساد نیست و مافوق کون و فساد است، از آنجا شما آن حکم استقراض را استصحاب مى‌کنید و به بیست ‌سال بعد و ده ‌سال بعد مى‌توانید سرایت بدهید. اگر او مشمول کون و فساد بود دیگر دست شما از این مطالبه قطع مى‌شد و نمى‌توانستید این را مطالبه کنید.

  • همین نمازى که الآن شما مى‌خوانید با این بدن هست یا نه؟! بسیار خب این بدن، بعد از دو یا سه‌ سال دیگر یا ده ‌سال دیگر ازبین مى‌رود پس نمازهاى این بدن چه شد؟ همه با رفتن بدن، روى هوا پخش شد؟! پس روز قیامت جزا و ثواب بر چه قضیه‌اى داده بشود؟! آقایان آمده‌اند در اینجا توجیه کرده‌اند ـ اینهایى که فلسفه نخواندند وقتى که فلسفه نخوانند معلوم نیست سر از کجا درمى‌آورند! ـ و گفته‌اند که خداوند در حقیقتِ مادۀ انسان‌ یک سلول قرار داده است یکی از این سلول‌هاى خیلى ریز که اصلاً قابل رؤیت نیست، گفته‌اند که آن سلول هیچ‌وقت ازبین نمى‌رود! حالا این را از داخلِ کدام آزمایشگاه درآورده‌اند نمی‌دانم! به اینها بگوییم: شما ما را در این آزمایشگاه ببرید یک ام آر آی از ما بگیرید. دستگاه‌هایى آمده که از ام آر آی هم دقیق‌تر است و سلول‌ها را هم نشان مى‌دهد! سلول‌هاى سرطانى را قبل از اینکه بخواهند رشد کنند نشان مى‌دهد خیلى دقیق است چند‌تا در دنیا بیشتر نیست و شنیده‌ام که در اینجا هم مى‌خواهند بیاورند، شما که این دستگاهتان آن سلول سرطانى را نشان مى‌دهد این یک اپسیلون1 سلولى که در اینجا وجود دارد را هم بیایید نشان بدهید که کجاست! در چشم هست؟! در مغز سرکار هست؟! مغزى که هیچ نمى‌فهمد! آن سلول آنجا رفته مخفی شده است! آن در بصل النخاع هست؟! آن سلول را پیدایش کنید تا روى چشممان بگذاریم روى طاقچه بگذاریم که حقیقة ‌الإنسان همین سلولى است که در بواسیر یا رودۀ بزرگ خلاصه گیر کرده و خودش را نشان نمى‌دهد!! بالأخره در یک جایى از بدن هست؛ قلب است، ریه است، جگر سفید است، جگر سیاه است، کیسه صفرا است، کیسه صفرا نمى‌تواند باشد چون کیسه صفرا را مى‌کَنند دور مى‌اندازند!! در طحال هم نمى‌تواند باشد طحال را مى‌کَنند دور مى‌اندازند!! همه چیزها را مى‌کَنند حالا گفته‌اند که حتى قلب را هم مى‌کَنند و از این قلب‌هایى که براى خودش پمپاژ مى‌کند می‌گذارند! بالأخره آن چیز را باید بگردیم پیدایش کنیم و قابش کنیم و بگوییم که این کجاست! آخر حرف مُفت زدن هم که خیلى حال مى‌خواهد و آدم حالش خوب باشد و حرف‌های مُفت بزند و یک چیزى از دهانش بپراند!

    1. . «اپسیلون» یک عدد بسیار کوچک در متلب است که در برخی محاسبات از آن استفاده می‌شود. مقدار این عدد برابر با 2.22 در 10 به توان منفی 16 است. برای نوشتن اپسیلون از دستور eps استفاده می‌شود. (محقق)