
حقیقت اشیاء و کیفیت تحقق آنها در خارج
تبیین نسبت میان صورت و ماده در فلسفه و معاد
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون نحوه شکلگیری ماهیت اشیاء میپردازند. محور اصلی بحث بر این قاعده استوار است که حقیقت هر شیء به صورت و فصل آن وابسته است، نه به ماده؛ چرا که ماده تنها نقش ابزار و بستر تحقق را ایفا میکند. استاد با عبور از این مبنای فلسفی، به تحلیل چگونگی اتحاد صورت و ماده در ترکیبهای خارجی و نقد دیدگاههای سطحی در باب معاد جسمانی میپردازند. در این مسیر، ایشان با نقد رویکردهای مادیگرایانه که سعی دارند با فرضیات غیرعلمی مانند وجود یک سلولِ باقیمانده، معاد را توجیه کنند، بر این نکته تأکید میورزند که حقیقت انسان امری مجرد و مافوق کون و فساد است. در نهایت، این بحث به تبیین کیفیت حشر در قیامت و تفاوت آن با عالم ماده ختم میشود که نشان میدهد چگونه صورتِ هر شیء میتواند با مادهای متناسب با نشئه دیگر، محقق گردد.
حقیقت اشیاء و کیفیت تحقق آنها در خارج
15اینها هم عین مباحث فقهى است که اول میگوید: اجماع است و شکى در این نیست. بعد مىگوید: فلانى مخالفت کرده است آنهم مخالفت کرده است احتمال مىرود این باشد آخر مىگوید: این مسئله خیلى مجمل است! عجب! خدا خیرت بدهد! فلسفه هم همین هست؟! حکمت هم این هست؟!
حالا امروز راجع به این مسئلهاى که مربوط به استطاعت است مىخوانیم. این چه طرز دلیل گفتن و استدلال کردن براى مسئله است! میگوید: احتمالاً اینطور است! با احتمالاً که نمىتوانى براى مردم فتوا بدهی! مىگوید: شکى نیست که استطاعت نسبت به این مسئله صدق نمىکند ولى صاحب حدائق و صاحب ریاض و اینها [در این مسئله تشکیک کردهاند] ! اگر شکى نیست پس چرا آنها شک کردهاند؟! از یک طرف مىگوید: شکى نیست [از طرف دیگر میگوید که اینها در این مسئله تشکیک کردهاند] مگر آنها آدم نبودند؟! مگر آنها فقیه نبودند؟! شکى نیست! نهخیر شکى هست، چه کسی گفته شکى نیست؟! همینطورى نمىشود آدم یک چیزى بپراند! اینکه طرز صحبت کردن نشد!
در همین مسئلۀ نجاست کفار و اینها ـ خواندید دیگر، مطالعه کردید دیگر، در رسالۀ طهارت انسان1 ـ اول که وارد مطلب مىشوند میگویند که شکى نیست و از ضروریات است، بعد هم اجماع که هیچ اصلاً از ضروریات دین است! یُعرف به النصارى و الیهود، بعد جلوتر مىرود این آمده آن را گفته است! آن آمده این را گفته است! آخرش هم گفته است: هذا مِن أصعب المسائل! اگر أصعب است پس ضروریاتش دیگر چیست جناب شیخنا؟! شما که فرمودید: از ضروریات است پس چرا مىگویید که از مشکلترین مطالب است؟! صدر استدلال شما با ذیل استدلالتان چطور با همدیگر مىخواند؟! ضروریات یعنى فحش؛ یعنی کسی حرف نزند! یکی از فحشهاى علمى همین ضروریات است! آقا این مسئلۀ اجماعى است از ضروریات است!
سابق من درس شفاى آقاى حسن زاده مىرفتم. زمان بعضىها بود که آن موقع نایب ولایت فقیه بودند و خلاصه بعد نیابتشان سلب شد! آنجا یک صحبتى کردیم یکى آنجا بود خیلى طرفدار بود و ظاهراً از وکلای اینها بود و جلوی همه رو کرد به ما ـ خیلىها بودند ـ و گفت: آقا این نظر شما مخالف با آقاى فلان است. گفتم: نظر ایشان هم مخالف با نظر ماست! آقا این جمعیت آنقدر به آن بندۀ خدا خندیدند! هیچى نگفت، همینطورى صاف ایستاد و به ما نگاه کرد! به او گفتم: چیه؟! نظر ایشان هم مخالف با نظر ما است! این به او در، یر به یر مىشویم! اگر قرار به شعار دادن است اینهم شعار است!
- . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به رساله طهارت انسان، ص 115.
