اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت اشیاء و کیفیت تحقق آن‌ها در خارج

تبیین نسبت میان صورت و ماده در فلسفه و معاد

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون نحوه شکل‌گیری ماهیت اشیاء می‌پردازند. محور اصلی بحث بر این قاعده استوار است که حقیقت هر شیء به صورت و فصل آن وابسته است، نه به ماده؛ چرا که ماده تنها نقش ابزار و بستر تحقق را ایفا می‌کند. استاد با عبور از این مبنای فلسفی، به تحلیل چگونگی اتحاد صورت و ماده در ترکیب‌های خارجی و نقد دیدگاه‌های سطحی در باب معاد جسمانی می‌پردازند. در این مسیر، ایشان با نقد رویکردهای مادی‌گرایانه که سعی دارند با فرضیات غیرعلمی مانند وجود یک سلولِ باقی‌مانده، معاد را توجیه کنند، بر این نکته تأکید می‌ورزند که حقیقت انسان امری مجرد و مافوق کون و فساد است. در نهایت، این بحث به تبیین کیفیت حشر در قیامت و تفاوت آن با عالم ماده ختم می‌شود که نشان می‌دهد چگونه صورتِ هر شیء می‌تواند با ماده‌ای متناسب با نشئه دیگر، محقق گردد.

حقیقت اشیاء و کیفیت تحقق آن‌ها در خارج

1
  • درس ششصد و شصت و یکم

  • بیان لحاظ جنس و فصل

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم

  • فصل (8) فى کیفیةِ أخذِ الجنسِ مِن المادةِ و الفصلِ مِن الصورة:

  • الجنسُ مأخوذٌ فى المُرکباتِ الخارجیةِ مِن المادةِ و الفصلُ مِن الصورةِ و رُبما یُتَشَکَّکُ فَیُقال الجسمُ بحسبِ التفصیلِ یَشتملُ على مادةٍ و صورةٍ کما سَیجی‌ءُ و کِلاهما جوهرٌ عندَ أصحابِ المعلمِ الأولِ و أتباعِه و المفهومُ مِن ماهیةِ النوعیةِ جوهرٌ مُمتدٌ فى الجهاتِ فَلَیسَ أخذُ مفهومِ الجوهرِ عن المادةِ أولىٰ مِن أخذِه مِن الصورةِ لأنَّ نسبتَه إلیهما عَلَى السِواء لأنَّ کُلًّا مِنهما نوعٌ مِنَ الجوهر.1

  • در این بحث ایشان به‌دنبال فصل قبلى در مقام بیان لحاظ جنس و فصل و کیفیت تعقّل این دو به‌نحو کلى طبیعى است. شکى نیست در اینکه هر ماهیتى که از ماهیات مرکبۀ خارجیه باشد طبعاً باید حدّ او شامل تمام اجزاء ذاتى آن ماهیت باشد و در این مسئله شبهه‌اى نیست. بنابراین ماهیتى که در حدّ او جزئى از اجزاء ذاتى نادیده گرفته بشود آن حد، حدّ تامى نخواهد بود و ناقص است؛ مثل اینکه شما بگویید: الإنسانُ حیوانٌ یااینکه الإنسانُ ناطقٌ، براى شناخت این معرَّف باید معرِّف حاوى خصوصیات و ذاتیات معرَّف باشد، تااینکه تعریف یک تعریف تمام باشد. از این‌طرف خب مسئله مشخص است و منطقیین هم همین مطلب را مطرح می‌کنند. از طرف دیگر در این فصلى که گفته شد و همین فصلى که قبل بود صحبت در این بود که حقیقةُ الشی‌ء بِصورتِه لا بِمادته یعنى آنچه که مقوّم شی‌ء در خارج است و حقیقت شی‌ء را در خارج ایجاد مى‌کند صورت فصلیت اوست. اصلاً کارى به ماده ندارد ماده در این وسط حکم آلت و ابزار تحقّق خارجى صورت است.

  • عدم نیاز به جنس در تعریف محدود

  • بنابراین شما در تعریف محدود چه نیازى به جنس دارید؟! همان‌طور که در تعریف یک شىء شما نیاز به عوارض او ندارید ، نیاز به کمّ و کیف او ندارید اگر بخواهید ذاتیات او را بیان کنید همین‌طور در نیاز یک شی‌ء معرَّف، شما نیازى به اجزاء ذاتى و جنسى او ندارید شما خودتان مى‌فرمایید آنچه که در خارج موجب تحقّق شی‌ء است فصل و صورت اوست یعنى همان صورت نوعیۀ انسان است که معرِّف اوست حالا مادۀ او هرچه مى‌خواهد باشد؛ مادۀ او مادۀ نباتى باشد، حیوانى باشد، جسم او از هرچه که مى‌خواهد باشد آنچه که حقیقت او را تشکیل مى‌دهد این است. البته اینها یک مسائلى است که به مسائل بسیار مهمى کشیده مى‌شود که گرچه در جایى مطرح نشده ولکن عند التحقیق وقتى انسان تأمّل کند مى‌تواند از این مسئله حتى به مسئلۀ وحدت وجود برسد.

    1. الحکمة المتعالیة، ج 2، ص 37.