
حقیقت اشیاء و کیفیت تحقق آنها در خارج
تبیین نسبت میان صورت و ماده در فلسفه و معاد
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون نحوه شکلگیری ماهیت اشیاء میپردازند. محور اصلی بحث بر این قاعده استوار است که حقیقت هر شیء به صورت و فصل آن وابسته است، نه به ماده؛ چرا که ماده تنها نقش ابزار و بستر تحقق را ایفا میکند. استاد با عبور از این مبنای فلسفی، به تحلیل چگونگی اتحاد صورت و ماده در ترکیبهای خارجی و نقد دیدگاههای سطحی در باب معاد جسمانی میپردازند. در این مسیر، ایشان با نقد رویکردهای مادیگرایانه که سعی دارند با فرضیات غیرعلمی مانند وجود یک سلولِ باقیمانده، معاد را توجیه کنند، بر این نکته تأکید میورزند که حقیقت انسان امری مجرد و مافوق کون و فساد است. در نهایت، این بحث به تبیین کیفیت حشر در قیامت و تفاوت آن با عالم ماده ختم میشود که نشان میدهد چگونه صورتِ هر شیء میتواند با مادهای متناسب با نشئه دیگر، محقق گردد.
حقیقت اشیاء و کیفیت تحقق آنها در خارج
5جمع شدن اضداد در یک وجود خاص
شخصى که داراى حالات مختلفى است شما او را واجد خصوصیات مختلف مىیابید، یک وقت یک نفر را میبینید که مسائل مختلفى دارد؛ یک وقت نگاه مىکنید مىبینید یک آدم تنومندى است و مىگویید: بیا ورزش کنیم! مىآید در ورزش سنگ دویست یا سیصد کیلویى برمىدارد، مىگویید: عجب ورزشکاری است و یک همچنین استعدادى دارد! بعد یکدفعه مىبینید نشسته دارد مسئلۀ ریاضى حل مىکند میگویید که عجب تو که الآن داشتى ورزش مىکردی تو که قبلاً سنگ برمىداشتى! اینها که از این سنگها برمىدارند از این مسائل در کلهشان نیست که بخواهند مسئلۀ ریاضى حل بکنند! مىگویند که نه، این آقا جامع همۀ اضداد است؛ ایشان هم در مسائل عقلى وارد است و هم در مسائل جسمى خیلى سررشته دارد. دوباره مىبینید فرد دارد راجع به یک مسئله صحبت مىکند مىبینید چه سخنور خوبى است! چقدر قشنگ صحبت مىکند! و بعد مىبینید جایى نشسته است دارد راجع به فلان علم دیگر درس دیگرى مىدهد! این در هر زمانى یک ظهورى از خودش ابراز مىکند که این کاملاً با ظهور دیگر متفاوت است، یک جا به شکل یک انسان تنومند است [جایی دیگر به شکل دیگر!] راجع به امیرالمؤمنین علیهالسّلام داریم:
جُمِعَت فى صِفاتِكَ الأضدادُ *** فَلِهذا عَزَّت لَكَ الانداد1 سرودۀ [شیخ صفیّ الدین حلّی] است.2 از آنطرف انسان نگاه مىکند مىبیند همین امیرالمؤمنین که در امروز این کارها را انجام داد شب حالت رقّت و عطوفت نسبت به افراد و ایتام و اینها پیدا مىکند. خب برایش مشکل است نمىتواند تصوّر بکند ولى این واجد همۀ این مسائل است و بروز و ظهور اینها را دارد.
این مقام بروز و ظهورى که دارد آیا ذاتى اوست یااینکه ذاتى او چیز دیگر است؟ یعنى الآن ذاتى او یک مسئلهاى است و در آن ذاتى عوارضى عارض مىشود که آن بروز و ظهور پیدا مىکند و به اشکال مختلف درمىآید. در واقع ذاتى او چیز دیگر است ولى آن ذاتى که همان حقیقت و استعداد انسانیت است مىآید و عوارض دیگرى را بهسمت خود جلب و جذب مىکند و این حالات و کیفیات و عوارض را براى خود تحصیل مىکند؛ تحصیلى که موجب مىشود ظهور و بروز این ذاتى تفاوت پیدا کند، در یک جا آن ذاتى به این صورت ظاهر مىشود در جای دیگر همان ذاتى به صورت دیگرى ظهور پیدا مىکند که با همدیگر تفاوت دارند و این تفاوت، تفاوت عرضى است، نه عرضى به این معنا که یَزول؛ مىرود و مىآید بلکه عرضى بهعنوان اینکه جزو ذاتى شده و این ذاتى از نظر استعداد، خود را به فعلیت این حقیقت رسانده بهطورىکه ذاتى دیگر هم مىتواند همین کار را انجام بدهد منتها نمىکند. ذاتى دیگرى هم مىتواند خود را به این مرتبه برساند ولی تنبلى و اهمال مىکند و نمىگذارد که آن حقیقت ذاتى خودش بروز پیدا بکند.
- . مجالس المؤمنین، ص 493؛ سفینة البحار، ج 1 ص 437.
- . شیخ صفى الدین شاعر شاگرد محقق حلى بوده و شیخ مجدالدین فیروزآبادى شافعى كه از اكابر فن حدیث و از متأخرین است به صحبت او رسیده است. جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به امام شناسى، ج 2، ص 41. (محقق)
