اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ماهیت جنس و فصل در فلسفه اسلامی

نقد تقلید کورکورانه در فهم حقایق و معارف دینی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه «جنس» و «فصل» در فلسفه می‌پردازند و با نقد نگاه‌های سطحی، بر این نکته تأکید می‌کنند که جنس، ماهیتی مبهم و ذهنی است که در خارج، تنها در ضمنِ تعیّنِ فصل و فردِ خاص ظهور می‌یابد. ایشان با پیوند زدن این بحث فنی به مسائل تربیتی و اجتماعی، ریشه بسیاری از انحرافات فکری و دینی را در «تقلید کورکورانه» از گذشتگان و سلیقه‌های شخصی می‌دانند. استاد با استناد به آیات قرآن و سیره اهل‌بیت علیهم‌السلام، مخاطب را به خروج از حصار تقلید و مراجعه مستقیم به منابع اصیل وحیانی دعوت می‌کنند. در نهایت، این بحث به این نتیجه می‌رسد که برای فهم حقایق هستی، باید از پیش‌داوری‌ها و تعصبات دست کشید و با عقل و بصیرت، به سراغ واقعیت‌های خارجی و کلام معصوم رفت تا جایگاه حقیقی هر مطلب در نظام هستی روشن شود.

ماهیت جنس و فصل در فلسفه اسلامی

11
  • ایشان گفتند: بله، ما هم که نگفتیم که بد است. این را براى شما بد آمدند توضیح داده‌اند! [مرحوم آقا سید مهدى روحانى] گفت: اینکه حرف خوبى است. همین حرف خوب را یک الاغ نمى‌فهمد و یک طور دیگر مطرح مى‌کند. چطور همین آقایى که چهارده یا پانزده سال در فلسفه و عرفان بود مثل پدر ما این را فهمید درحالى‌که همین نماز را مى‌خواند همین روزه را مى‌گیرد همین آدم زیارت مى‌رود همین آدم حج انجام مى‌دهد همین آدم دارد عبادات را انجام مى‌دهد از تو هم بهتر انجام مى‌دهد. فقط تو یکى در این شریعت آدم هستى و بقیه [آدم نیستند]؟!

  • همین آقایى که اهل فلسفه نبود وقتى برایش توضیح داده مى‌شود واقعاً مى‌پسندد و به همان میزان خودش ادراک مى‌کند و تصدیق و تحسین مى‌کند. [نمی‌گوید که] اینها بت پرست شدند و خروج از ملت و دین پیدا کردند. چرا ما باید در یک تحصّر و در یک تعصّب خودمان را گرفتار کنیم تااینکه نتوانیم به آن مطلب برسیم. این مسئلۀ ﴿بَلۡ نَتَّبِعُ مَآ أَلۡفَيۡنَا عَلَيۡهِ ءَابَآءَنَآ﴾ جامعۀ علمى ما را گرفته است، قضیه این است! این مسئله اگر در نفس یک طالب علوم دینى حل بشود دیگر مشکلى باقى نمى‌ماند و همه چیز دیگر حل خواهد شد و همه چیز دیگر جایگاه اصالى و اساسى خودش را پیدا خواهد کرد.

  • مرحوم آخوند مى‌فرمایند: وقتى که شما به خارج نگاه مى‌کنید طبعاً یک مشترکاتى را خواهید دید و شما باید متوجه این قضیه باشید که آن مشترکاتى که الآن در خارج وجود دارند آن مشترکات و آن اجناس طبیعى از خودشان هویت خارجى ندارند و هویت خارجى این اجناس در خارج، همان صورت نوعیۀ آنهاست. همان است که الآن آن حقیقت تعیّنى خارجیه به آن بستگى دارد منتها ما وقتى که نگاه مى‌کنیم در این نگاه کردن ما یک مسائلى در ذهن به‌وجود می‌آید؛ یک مشترکاتى به‌وجود مى‌آید و یک متمایزاتى به‌وجود مى‌آید. مى‌بینیم این آقا در اینجا آمده است ایشان دارد نگاه مى‌کند و آن‌هم دارد به ما نگاه مى‌کند، چرا نگاه مى‌کنید؟! مگر تحفۀ نطنز هستیم؟! یکى‌یکى نگاه مى‌کنند خیال مى‌کنند ما چه داریم مى‌گوییم! پس معلوم است اینها در این مسئله یک امر مشترک دارند بعد نسبت به مطالبى که گفته مى‌شود واکنش‌ها، همه واکنش‌هاى واحدى است؛ از اینجا استفاده مى‌کنیم که یک اشتراکى هم در اینجا وجود دارد. بعد وقتى که نوبت سؤال مى‌شود از یکى‌یکى افراد سؤال مى‌شود مى‌بینیم هر کسى یک‌طور جواب داد؛ این یک طور جواب آدم را مى‌دهد آن یک طور دیگر جواب مى‌دهد اینجا مى‌فهمیم یک متمایزاتى اینجا پیدا شد. در آن رفتار و مسائل ظاهرى مشترکاتى بود؛ گوش دادن مشترک بود، دیدن مشترک بود، فکر کردن مشترک بود. بى‌فکر که نمى‌شود! آدم بدون اینکه فکر کند [می‌تواند حرف بزند]؟! گرچه امروزه مى‌شود! خیلى چیزها مى‌شود! بدون فکر آدم یک چیزهایى مى‌گوید بعد مى‌نشیند مى‌گوید: این چه بود که من گفتم؟! بعد که تازه مى‌فهمد غلط است نمى‌رود بگوید: من غلط کردم! مى‌آید آن حرف خودش را توجیه مى‌کند.