
ماهیت جنس و فصل در فلسفه اسلامی
نقد تقلید کورکورانه در فهم حقایق و معارف دینی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه «جنس» و «فصل» در فلسفه میپردازند و با نقد نگاههای سطحی، بر این نکته تأکید میکنند که جنس، ماهیتی مبهم و ذهنی است که در خارج، تنها در ضمنِ تعیّنِ فصل و فردِ خاص ظهور مییابد. ایشان با پیوند زدن این بحث فنی به مسائل تربیتی و اجتماعی، ریشه بسیاری از انحرافات فکری و دینی را در «تقلید کورکورانه» از گذشتگان و سلیقههای شخصی میدانند. استاد با استناد به آیات قرآن و سیره اهلبیت علیهمالسلام، مخاطب را به خروج از حصار تقلید و مراجعه مستقیم به منابع اصیل وحیانی دعوت میکنند. در نهایت، این بحث به این نتیجه میرسد که برای فهم حقایق هستی، باید از پیشداوریها و تعصبات دست کشید و با عقل و بصیرت، به سراغ واقعیتهای خارجی و کلام معصوم رفت تا جایگاه حقیقی هر مطلب در نظام هستی روشن شود.
ماهیت جنس و فصل در فلسفه اسلامی
1درس ششصد و شصت و سوم
مبهم بودن جنس
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
روش مرحوم آخوند بهطورکلى در بیان مسائل و در ثبت مطالب
روش مرحوم آخوند بهطورکلى در بیان مسائل و در ثبت مطالب به این کیفیت است که آن مطلب اساسى و مقصدى که مورد نظرشان است را ابتدائاً بیان نمىکنند، بعد کمکم وقتى که وارد بحث مىشوند نسبت به آن مطلبى که مورد نظر است، خود را نزدیک مىکنند. تمام مطالبى که در مورد جنس و فصل ذکر شد و کیفیت بیان مسئله، کیفیت بیان جنس و أخذ جنس و فصل در حد موجودات، براى رسیدن به این مسئله و نکته است که این مسئلۀ «لا یَصدُرُ عَنِ الواحد إلّا الواحد» و قضیۀ «لا تکرار فى التّجلی» که مطلب معروف و مشهورى در بین فلاسفه و عُرفا است جایگاه خودش را پیدا کند و اینکه ما در بین اشیاء مشترکاتى مىبینیم این مشترکات و متمایزات از چه مبدأیى نشئت پیدا مىکند. بالأخره هر چیزى که در این عالم ظهور و بروز پیدا مىکند یک مبدأ ظهور دارد آن مبدأ ظهورِ این مشترکات و متمایزات چیست؟
این کیفیت بحث بود که تابهحال مرحوم آخوند مطرح کردند و صحبت به اینجا رسید که جنس فىحدّنفسه یک ماهیت متحصّلۀ متقوّم بالذات نیست. جنس یک ماهیت مبهمه است و گرچه انسان و ذهن براى آن ماهیت مبهمه صورت و حقیقتى را تصویر مىکند منتها صحبت در این است که ظهور و بروز آن حقیقت بهواسطۀ فصل است، خود او توان و یارایى و قدرت اینکه بتواند در خارج بدون فصل ظهور پیدا بکند را ندارد. در این قضیه مثالهاى زیادى خدمت دوستان عرض شد که بهطورکلى در هر مسئلهاى و در هر شیئی از اجناس و طبایع ما این مطلب و این حقیقت را مشاهده مىکنیم. مثلاً برنج یک طبیعتى است که این طبیعت داراى انواع مختلف است و داراى خصوصیات مختص به خود و خصوصیات مشترک است ولى وقتى که گفته مىشود: «برنج»، این برنج بدون اینکه در تحت یکى از انواع خاصۀ خودش بخواهد ظهور پیدا بکند حقیقت دیگرى ندارد.
