اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ماهیت جنس و فصل در فلسفه اسلامی

نقد تقلید کورکورانه در فهم حقایق و معارف دینی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه «جنس» و «فصل» در فلسفه می‌پردازند و با نقد نگاه‌های سطحی، بر این نکته تأکید می‌کنند که جنس، ماهیتی مبهم و ذهنی است که در خارج، تنها در ضمنِ تعیّنِ فصل و فردِ خاص ظهور می‌یابد. ایشان با پیوند زدن این بحث فنی به مسائل تربیتی و اجتماعی، ریشه بسیاری از انحرافات فکری و دینی را در «تقلید کورکورانه» از گذشتگان و سلیقه‌های شخصی می‌دانند. استاد با استناد به آیات قرآن و سیره اهل‌بیت علیهم‌السلام، مخاطب را به خروج از حصار تقلید و مراجعه مستقیم به منابع اصیل وحیانی دعوت می‌کنند. در نهایت، این بحث به این نتیجه می‌رسد که برای فهم حقایق هستی، باید از پیش‌داوری‌ها و تعصبات دست کشید و با عقل و بصیرت، به سراغ واقعیت‌های خارجی و کلام معصوم رفت تا جایگاه حقیقی هر مطلب در نظام هستی روشن شود.

ماهیت جنس و فصل در فلسفه اسلامی

3
  • آنچه را که تابه‌حال ما مى‌پنداشتیم که جنس یک امر حقیقى و متأصل است این را باید به کنارى بگذاریم و به این مطلب باید ملتزم بشویم که جنس عبارت از یک صورت ذهنیۀ مشترک و مبهم است که هیچ تعینى براى او در خارج غیر از خود ظهور آن فصل نیست یعنى شما وقتى مى‌گویید: گندم، برنج، عدس، ماش و امثال‌ذلک این اشیایى که دارید اسم مى‌برید گرچه اینها یک‌ مفاهیم مشخصى هستند که براى همه مردم اعم از کوچک، بزرگ عوام، عالم و غیر عالم همۀ اینها مشخص است ولکن حتى خود آن شخص فروشنده و بقال که از این مسائل اطلاع ندارد، گرچه یک صورت ذهنى از این اشیاء و اجناس در ذهن دارد إلاّ اینکه آن صورت ذهنى خود را در یک امر موجود خارجى جستجو مى‌کند نه‌اینکه آن صورت ذهنى را بدون آن نوع و صنف و تعیّن خارجى بخواهد پیدا بکند، یعنى مردم گرچه حتى براى این تصویرات و صورت‌ها یک حقایق متأصلۀ ذهنیه قائلند ولى در مقام انطباق با اشیاء خارجى آنچه که حرف اول را مى‌زند و روى دست آن مطلبى نیست همان تعیّن خارجى و تشخّص خارجى است و همانى است که در آن گونى هست و از آنجا برمى‌دارد و به مشترى مى‌دهد، هیچ‌وقت از آن صورت ذهنىِ خود یک‌ کیلو، دو کیلو ماش برنمى‌دارد تا به مشترى بدهد بلکه براى برداشتن و کشیدن، سراغ آن گونى مى‌رود که الآن در کنار آن دکان قرار داده است.

  • منطبَق‌ٌعلیه جنس در خارج

  • پس این جنسى را که الآن فرد عامى در حقایق اشیاء تصویر مى‌کند منطبقٌ‌ علیه‌ آن عبارت از نوع، خصوصیت، صنف و تعیّن خارجى اوست آن منطبقٌ‌ علیه او خواهد شد که طبعاً آن منطبقٌ‌ علیه یک امرى است که اختصاص به خود او دارد و یک حقیقتى است که قابل سریان و قابل طردِ مسائل در یکدیگر نخواهد بود. حتى هر دانۀ ماشى که در این گونى هست یک امتیازاتى براى خود دارد که آن امتیازات باعث مى‌شود که از آن ماش و دانۀ دیگر جدا بشود. آن امتیازات عبارت از صرف الوجود است. آن نفسُ الوجود خارجىِ آن دانه است که آن، فرد واقعى این کلى طبیعى و این طبیعت جنسیه است و هیچ فرد دیگرى با او در این مسئله شرکت ندارد و همان است که جزئى حقیقى به او گفته مى‌شود و تشخّص اختصاص به او دارد.