
ماهیت جنس و فصل در فلسفه اسلامی
نقد تقلید کورکورانه در فهم حقایق و معارف دینی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه «جنس» و «فصل» در فلسفه میپردازند و با نقد نگاههای سطحی، بر این نکته تأکید میکنند که جنس، ماهیتی مبهم و ذهنی است که در خارج، تنها در ضمنِ تعیّنِ فصل و فردِ خاص ظهور مییابد. ایشان با پیوند زدن این بحث فنی به مسائل تربیتی و اجتماعی، ریشه بسیاری از انحرافات فکری و دینی را در «تقلید کورکورانه» از گذشتگان و سلیقههای شخصی میدانند. استاد با استناد به آیات قرآن و سیره اهلبیت علیهمالسلام، مخاطب را به خروج از حصار تقلید و مراجعه مستقیم به منابع اصیل وحیانی دعوت میکنند. در نهایت، این بحث به این نتیجه میرسد که برای فهم حقایق هستی، باید از پیشداوریها و تعصبات دست کشید و با عقل و بصیرت، به سراغ واقعیتهای خارجی و کلام معصوم رفت تا جایگاه حقیقی هر مطلب در نظام هستی روشن شود.
ماهیت جنس و فصل در فلسفه اسلامی
3آنچه را که تابهحال ما مىپنداشتیم که جنس یک امر حقیقى و متأصل است این را باید به کنارى بگذاریم و به این مطلب باید ملتزم بشویم که جنس عبارت از یک صورت ذهنیۀ مشترک و مبهم است که هیچ تعینى براى او در خارج غیر از خود ظهور آن فصل نیست یعنى شما وقتى مىگویید: گندم، برنج، عدس، ماش و امثالذلک این اشیایى که دارید اسم مىبرید گرچه اینها یک مفاهیم مشخصى هستند که براى همه مردم اعم از کوچک، بزرگ عوام، عالم و غیر عالم همۀ اینها مشخص است ولکن حتى خود آن شخص فروشنده و بقال که از این مسائل اطلاع ندارد، گرچه یک صورت ذهنى از این اشیاء و اجناس در ذهن دارد إلاّ اینکه آن صورت ذهنى خود را در یک امر موجود خارجى جستجو مىکند نهاینکه آن صورت ذهنى را بدون آن نوع و صنف و تعیّن خارجى بخواهد پیدا بکند، یعنى مردم گرچه حتى براى این تصویرات و صورتها یک حقایق متأصلۀ ذهنیه قائلند ولى در مقام انطباق با اشیاء خارجى آنچه که حرف اول را مىزند و روى دست آن مطلبى نیست همان تعیّن خارجى و تشخّص خارجى است و همانى است که در آن گونى هست و از آنجا برمىدارد و به مشترى مىدهد، هیچوقت از آن صورت ذهنىِ خود یک کیلو، دو کیلو ماش برنمىدارد تا به مشترى بدهد بلکه براى برداشتن و کشیدن، سراغ آن گونى مىرود که الآن در کنار آن دکان قرار داده است.
منطبَقٌعلیه جنس در خارج
پس این جنسى را که الآن فرد عامى در حقایق اشیاء تصویر مىکند منطبقٌ علیه آن عبارت از نوع، خصوصیت، صنف و تعیّن خارجى اوست آن منطبقٌ علیه او خواهد شد که طبعاً آن منطبقٌ علیه یک امرى است که اختصاص به خود او دارد و یک حقیقتى است که قابل سریان و قابل طردِ مسائل در یکدیگر نخواهد بود. حتى هر دانۀ ماشى که در این گونى هست یک امتیازاتى براى خود دارد که آن امتیازات باعث مىشود که از آن ماش و دانۀ دیگر جدا بشود. آن امتیازات عبارت از صرف الوجود است. آن نفسُ الوجود خارجىِ آن دانه است که آن، فرد واقعى این کلى طبیعى و این طبیعت جنسیه است و هیچ فرد دیگرى با او در این مسئله شرکت ندارد و همان است که جزئى حقیقى به او گفته مىشود و تشخّص اختصاص به او دارد.
