اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ماهیت جنس و فصل در فلسفه اسلامی

نقد تقلید کورکورانه در فهم حقایق و معارف دینی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه «جنس» و «فصل» در فلسفه می‌پردازند و با نقد نگاه‌های سطحی، بر این نکته تأکید می‌کنند که جنس، ماهیتی مبهم و ذهنی است که در خارج، تنها در ضمنِ تعیّنِ فصل و فردِ خاص ظهور می‌یابد. ایشان با پیوند زدن این بحث فنی به مسائل تربیتی و اجتماعی، ریشه بسیاری از انحرافات فکری و دینی را در «تقلید کورکورانه» از گذشتگان و سلیقه‌های شخصی می‌دانند. استاد با استناد به آیات قرآن و سیره اهل‌بیت علیهم‌السلام، مخاطب را به خروج از حصار تقلید و مراجعه مستقیم به منابع اصیل وحیانی دعوت می‌کنند. در نهایت، این بحث به این نتیجه می‌رسد که برای فهم حقایق هستی، باید از پیش‌داوری‌ها و تعصبات دست کشید و با عقل و بصیرت، به سراغ واقعیت‌های خارجی و کلام معصوم رفت تا جایگاه حقیقی هر مطلب در نظام هستی روشن شود.

ماهیت جنس و فصل در فلسفه اسلامی

5
  • در معناى «على قَدرِ عُقولِهِم» از این کلام مرحوم آخوند یک مطلب عملى نتیجه گرفته مى‌شود که مردم را نمى‌توان نسبت به عقاید خود یِله و رها گذاشت که هر طور تصور مى‌کنند و نیکو مى‌پندارند انسان همان را براى آنها گزینش کند، این قانون جنگل می‌شود؛ من دلم این را مى‌خواهد، من دلم آن را مى‌خواهد، او هم مى‌گوید: من دلم او را مى‌خواهد. هر کسى یک‌طور مى‌پسندد. کسى مى‌خواست یک خانه بسازد هر کسى مى‌آمد یک نقشه مى‌داد! این یکی مى‌گفت: حمام را اینجا بگذار! مى‌گفت: باشد. آن یکى مى‌گفت: اتاق را آنجا بگذار! مى‌گفت: باشد. این باشدها را جمع کرد و خانه را که ساخت یک‌دفعه دیدند دستشویى را در وسط هال درآورده است! به او گفتند: چرا این‌طورى کردی؟! گفت: من آراء شما را جمع کردم، اینکه تخصص در دستشویى داشت گفت: دستشویى را این وسط بگذاریم! آنکه تخصص در شکم و آشپزخانه داشت گفت : آن کنار بساز! دیگری گفت: اتاق را این‌طرف بساز! این جمع آراء مختلف، من را به این روز کشانده و این بدبختى را به سر من آورده است که خلاصه نقشه این‌طورى از آب درآمده است!

  • مذمّت تقلید کورکورانه در قرآن

  • اگر انسان بخواهد مردم را به حال خود رها کند هر کسى در حال‌وهواى خودش هست، در حال‌وهواى تخیلات و سلیقه‌ها و کیفیت اجراء منویات خودش در جامعه به‌نحو ذهنیات خودش هست و دراین‌صورت دیگر نیازى به پیغمبران، راه‌بران، رهبران، هادیان و امثالهم نیست. چون مردمى که تمام وجود آنها را تقلید و متابعت کورکورانه گرفته است [حریّت و آزادی ندارند] همان‌طور که داریم مى‌بینیم و دیدیم و خواهیم دید. آیه قرآن خیلى عجیب است. آیات قرآن، در هیچ‌چیز مثل این قضیۀ تقلید کورکورانه به ما هشدار نداده است!

  • ﴿وَ إِذَا قِيلَ لَهُمُ ٱتَّبِعُواْ مَآ أَنزَلَ ٱللَهُ قَالُواْ بَلۡ نَتَّبِعُ مَآ أَلۡفَيۡنَا عَلَيۡهِ ءَابَآءَنَآ أَوَ لَوۡ كَانَ ءَابَآؤُهُمۡ لَا يَعۡقِلُونَ شَيۡ‍ٔٗا وَ لَايَهۡتَدُون﴾.1

    1. . سوره بقره (2) آیه 170.
      ترجمه: «و چون كفار را گویند: پیروى از شریعت و كتابى كه خدا فرستاده كنید پاسخ دهند كه ما پیرو كیش پدران خود خواهیم بود. آیا بایست آنها تابع پدران باشند گرچه آن پدران بى‌عقل و نادان بوده و هرگز به حق و راستى راه نیافته باشند؟!» (محقق)