
ماهیت جنس و فصل در فلسفه اسلامی
نقد تقلید کورکورانه در فهم حقایق و معارف دینی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه «جنس» و «فصل» در فلسفه میپردازند و با نقد نگاههای سطحی، بر این نکته تأکید میکنند که جنس، ماهیتی مبهم و ذهنی است که در خارج، تنها در ضمنِ تعیّنِ فصل و فردِ خاص ظهور مییابد. ایشان با پیوند زدن این بحث فنی به مسائل تربیتی و اجتماعی، ریشه بسیاری از انحرافات فکری و دینی را در «تقلید کورکورانه» از گذشتگان و سلیقههای شخصی میدانند. استاد با استناد به آیات قرآن و سیره اهلبیت علیهمالسلام، مخاطب را به خروج از حصار تقلید و مراجعه مستقیم به منابع اصیل وحیانی دعوت میکنند. در نهایت، این بحث به این نتیجه میرسد که برای فهم حقایق هستی، باید از پیشداوریها و تعصبات دست کشید و با عقل و بصیرت، به سراغ واقعیتهای خارجی و کلام معصوم رفت تا جایگاه حقیقی هر مطلب در نظام هستی روشن شود.
ماهیت جنس و فصل در فلسفه اسلامی
6ما آنچه را که پدرانمان گفتهاند همان را انجام مىدهیم! خودت این وسط چه هستی؟! خودت این وسط عقلت کجا رفته است؟! بالأخره تو آدمى یا الاغی؟! الاغ که با الاغ فرق نمىکند. تازه الاغ اگر یک جا ببیند آن راه [خطرناک است] نمىرود. یعنى مبناى تفکر مردم مبناى تقلیدى است. مبناى حریّت و آزادى در انتخاب و اختیار نیست.
در آن آیۀ دیگر در قضیۀ حضرت ابراهیم علیهالسّلام و قضیۀ حضرت صالح علیهالسّلام و مشرکین رسول خدا صلّی الله و علیه و آله و سلّم، تمام اینها یک فکر در این جامعه حاکم است و آن فکرِ تقلیدىِ از دیگران است. دیگران اینطور کردند ما هم اینطور خواهیم کرد! همان فکر تقلیدى در میان جامعه تا به امروز و از امروز به بعد همینطور وجود دارد! چون بقیه این را گفتهاند ما هم مىگوییم! چون بقیه این کار را کردهاند ما هم مىکنیم و همینطور چون و چون! و همین است فکر تقلیدى که ما را از رسیدن به مطلب، در مطالب احکام و رسیدن به مَغزا و مسائل تکلیفیه باز مىدارد. چون بقیه به این فتوا دادهاند ما نمىتوانیم مخالفت کنیم! چرا نمىتوانیم مخالفت کنیم؟! چون بقیه ـ سَلَف صالح و عباراتى هم درمىآوریم تااینکه مسئله بهتر جا پیدا کند! ـ مثل شیخ اینطور گفته است، تو چه کسى هستى که در مقابل شیخ مىخواهى بایستی؟! تو در مقابل علامه و محقق مىخواهى فتوا بدهی؟! تو درمقابل آن، تو در مقابل این افراد، تو در مقابل این اجماع، تو در مقابل این سیره، ...! تمام اینها چیست؟! همین آیۀ ﴿بَلۡ نَتَّبِعُ مَآ أَلۡفَيۡنَا عَلَيۡهِ ءَابَآءَنَآ﴾ است؛ همان تقلید کورکورانه، همان در ما هست! گرچه عمامه سرمان گذاشتیم و ریشمان هم سفید شده و تا اینجا رسیده است ولى آن ماهیتِ تقلید کورکورانه و تبعیت علىالأمیال [وجود دارد].
وقتى تو روایت امام صادق علیهالسّلام را دارى، وقتى درقبالت حدیث امام علیهالسّلام را داری، دیگر آن این را گفته یعنى چه؟! من نمىفهمم! محقّق، خدا رحمتش کند و درجاتش را بالا ببرد، مرد بزرگى است فقیه اهل بیت بوده و درجاتش هم بسیار عالى است و مشمول عنایات ائمه هم هست، به من چه مربوط است؟! مگر بنده باید از محقق و علامه و شیخ تبعیت کنم؟! این حالت تقلید در میان ما هم وجود دارد منتها در میان عوام به یک شکل و در میان ما که خودمان را اهل علم مىدانیم به شکل و به کیفیت دیگر است.
