
فلسفه فناء و بقای اعیان ثابته
تحلیل جایگاه صورت نوعیه در سیر تکاملی انسان
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی فلسفی پیرامون حقیقت «فناء» و «بقای اعیان ثابته» میپردازند. بحث با بررسی مفهوم ماده و صورت در فلسفه آغاز شده و به این پرسش کلیدی پاسخ میدهد که آیا در مقام فناء، صورت نوعیه و هویت شخصی انسان از بین میرود یا خیر. استاد با نقد دیدگاههای موجود در تبیین فناء، بر این نکته تأکید دارند که فناء به معنای نابودی عین ثابت نیست، بلکه به معنای تغییر در نوع ادراک سالک است. در این مسیر، با بهرهگیری از مثالهای ملموس و تحلیلهای عقلی، تفاوت میان ادراک استقلالی و ادراک کلی در مقام فناء تبیین میشود. در نهایت، این نتیجه حاصل میگردد که حقیقت وجودی انسان با حفظ تعیّن خود، در ذات پروردگار فانى است و این فناء، منافاتی با بقای هویت و حقیقتِ خارجی او ندارد.
فلسفه فناء و بقای اعیان ثابته
12این اشکالى است که ایشان وارد مىکنند، ما به این اشکال چه جوابى مىتوانیم بدهیم؟ آیا مىتوانیم استصحاب بقاء آن عین ثابت را بکنیم؟ بله، میگوییم که شیء و خلق جدیدى نظیر توأمین (دوقلو که از مادر متولد مىشوند، بعضى از توأمینها هستند که اصلاً قابل براى تشخیص نیستند و عیناً مثل اینکه شما عکسى را دو مرتبه چاپ کردید! خدا عین همان شیء سابق را خلق مىکند خب بکند، این امر جدیدى است مثل اینکه خدا یک توأمینى را خلق کرده است، سهتا خلق کرده است. کارخانهاى که ماشین بیرون مىدهد یا کارخانهاى که اسباب بازى بیرون مىدهد ده هزارتا اسباب بازى بیرون مىدهد که سر سوزنى فرق نمىکند؛ یک توپ بیرون مىدهد که سر سوزنى نه رنگش فرق مىکند و نه هیچچیز دیگرش! اگر یکى از این توپها را به شما دادند و بعد ازبین رفت و توپ جدید [به شما دادند]، شما مىگویید: من با این بازى کردم؟! نه، این توپ جدید است. شما با یک توپ جدیدى بازى مىکنید و آن تمام شد و مسائل دیگرى که در اینجا پیش مىآید.
یکى از مسائلى که هست این است که این بیچاره زن و بچه دارد؛ یکى، دوتا، سهتا و چهارتا دارد که عیب هم ندارد! حالا اگر این جنابى که زن و بچه دارد به فناء رسید قضیه چه مىشود؟! تمام زن و بچهاش مىروند هوا! این وقتى به فناء رسید زن دیگر شوهر ندارد! حالا شوهر آنجا نشسته است ولى شوهر ندارد. مىگوییم: تو چشمت عوضى مىبیند! این آن شخصی نیست که در خدمت شما بود و شما در خدمت او! این الآن یکى دیگر است! بله، این اشکال وارد است!
این اشکال از این نظر وارد است و مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ در اینجا مىبایست بهنحو دیگرى نسبت به این مسئله وارد شوند همان مبحثى که بنده در آنجا متذکر شدم که در اینجا بحث، بحث فناى ذاتى نیست بلکه بحث فناء به معناى شهود و به معناى فناى در معرفت است یعنى معرفت سالک بهواسطۀ تغییرات و تبدلات به معرفت تامّه مىرسد نهاینکه در خود حقیقت زیدیت و در عین ثابت او تغییر و تحولّى در آنجا پیدا مىشود.
