اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

فلسفه فناء و بقای اعیان ثابته

تحلیل جایگاه صورت نوعیه در سیر تکاملی انسان

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی فلسفی پیرامون حقیقت «فناء» و «بقای اعیان ثابته» می‌پردازند. بحث با بررسی مفهوم ماده و صورت در فلسفه آغاز شده و به این پرسش کلیدی پاسخ می‌دهد که آیا در مقام فناء، صورت نوعیه و هویت شخصی انسان از بین می‌رود یا خیر. استاد با نقد دیدگاه‌های موجود در تبیین فناء، بر این نکته تأکید دارند که فناء به معنای نابودی عین ثابت نیست، بلکه به معنای تغییر در نوع ادراک سالک است. در این مسیر، با بهره‌گیری از مثال‌های ملموس و تحلیل‌های عقلی، تفاوت میان ادراک استقلالی و ادراک کلی در مقام فناء تبیین می‌شود. در نهایت، این نتیجه حاصل می‌گردد که حقیقت وجودی انسان با حفظ تعیّن خود، در ذات پروردگار فانى است و این فناء، منافاتی با بقای هویت و حقیقتِ خارجی او ندارد.

فلسفه فناء و بقای اعیان ثابته

13
  • عدم تفاوت فناى اعیان ثابته در سالک و غیر سالک

  • در مسئلۀ فناى اعیان ثابته در سالک و در غیر سالک تفاوتى ندارد. اگر مبحث این‌طورى مطرح مى‌شد که در مسئلۀ تغییر و تبدّل جوهرىِ سالک در مراتب کشف و شهود در آنجا این تغییر و تبدّل نسبت به جهل و نسبت به علم است، این تغییر پیدا مى‌شود به‌واسطۀ تغییر و تحولّى که در تجرد نفس به‌واسطۀ تعلّق به دنیا، از آن تجرّد محروم شده است و از آن نور و از آن بساطت محروم شده است به‌واسطۀ او پیدا مى‌شود و این مسئلۀ فنا در همۀ اشیاء هست نه‌اینکه فقط اختصاص به سالک داشته باشد. حقیقتِ «كان اللهُ و لَم یَكُن مَعَهُ شَى‌ء، و الآن كما كان»1 اثبات مى‌کند که همۀ اشیاء ازلاً و ابداً در ذات پروردگار فانى هستند و «لا ثانِىَ للوجود» و به‌واسطۀ این، همه وجود دارند. حالا بعضی‌ها علم به این فنا پیدا مى‌کنند مانند عرفا و بعضی‌ها علم به فنا پیدا نمى‌کنند بلکه خودشان را وجود مستقلى در قبال وجود ذات پروردگار به‌حساب مى‌آورند. آنها هم آنهایى هستند که در آن جهل إلى أبد الآباد باقى مى‌مانند. وقتى‌که این‌طور شد دیگر نیازى نیست به اینکه ما قائل به خلق جدید شویم و یا قائل به تبدّل صُوَر شویم نه، هیچ‌کدام از اینها لازم نمى‌آید و در ذات پروردگار از نقطه‌نظر وجود خارجى هیچ تغییرى پیدا نشده و نخواهد شد بلکه این تغییر و تبدلات با حفظ عین ثابت در ذات سالک حاصل مى‌شود. سالک از آن اول مرتبه‌اى که قدم در سلوک مى‌گذارد فانى در ذات هست تا وقتى که یکى‌یکى آن مراتب [را بگذراند] قدم در سلوک هم نگذارد هم فانى در ذات است تفاوتى نمى‌کند و همین معناى صرافت وجود است که وجود بالصرافه با وجود صرافتش مانع از تقیدات نیست و تقیدات مانع از صرافت نیست و صرافت در وجود با وجود اعیان ثابته تفاوتى نمى‌کند.

    1. جامع الأسرار، ص 56.