
فلسفه فناء و بقای اعیان ثابته
تحلیل جایگاه صورت نوعیه در سیر تکاملی انسان
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی فلسفی پیرامون حقیقت «فناء» و «بقای اعیان ثابته» میپردازند. بحث با بررسی مفهوم ماده و صورت در فلسفه آغاز شده و به این پرسش کلیدی پاسخ میدهد که آیا در مقام فناء، صورت نوعیه و هویت شخصی انسان از بین میرود یا خیر. استاد با نقد دیدگاههای موجود در تبیین فناء، بر این نکته تأکید دارند که فناء به معنای نابودی عین ثابت نیست، بلکه به معنای تغییر در نوع ادراک سالک است. در این مسیر، با بهرهگیری از مثالهای ملموس و تحلیلهای عقلی، تفاوت میان ادراک استقلالی و ادراک کلی در مقام فناء تبیین میشود. در نهایت، این نتیجه حاصل میگردد که حقیقت وجودی انسان با حفظ تعیّن خود، در ذات پروردگار فانى است و این فناء، منافاتی با بقای هویت و حقیقتِ خارجی او ندارد.
فلسفه فناء و بقای اعیان ثابته
15راه حل مسئلۀ بقاء عین ثابت در فناء
راه رسیدن به مطلوب این است که ما مسئلۀ فناء را روشن کنیم که اصلاً فناء به چه مىگویند و حقیقت فناء عبارت از همان معرفتى است که انسان پیدا مىکند بهواسطۀ قطع کامل تعلّق نفس، تعلّق روح به عالم نفس، آن مسئله، مسئلۀ فناست، آن قطع تعلّق یا تعلّق در صفات است یا در اسماء است یا آن تعلّق، تعلّق به خود ذات است و از خود ذات قطع تعلّق پیدا شده است و این قطع تعلّق به معناى نیستى نیست بلکه به معناى احساس نیاز و احساس فقر و امکان است، آن احساس فقر و امکان منافاتى با خود آن عین ثابت ندارد در عین اینکه این ذات در آن مسئله وجود دارد درعینحال هم به همان کیفیت بوده است، در آیه قرآن که مىفرماید:
﴿وَ إِذۡ أَخَذَ رَبُّكَ مِنۢ بَنِيٓ ءَادَمَ مِن ظُهُورِهِمۡ ذُرِّيَّتَهُمۡ وَ أَشۡهَدَهُمۡ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ أَلَسۡتُ بِرَبِّكُمۡ قَالُواْ بَلَىٰ شَهِدۡنَآ أَن تَقُولُواْ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ إِنَّا كُنَّا عَنۡ هَٰذَا غَٰفِلِين﴾1
معنای آیۀ ﴿أَلَستُ بِرَبِّكُم﴾
در آن عالمِ ﴿أَلَسۡت﴾ عین ثابت وجود داشته است و درعینحال آن ﴿بَلَىٰ﴾ حکایت از همان جنبۀ فقر ذاتى مىکند. ﴿أَلَسۡتُ بِرَبِّكُمۡ﴾ یعنى آن ربِ در همۀ مظاهر تعیّن و همۀ مظاهر وجود، آن ﴿رَبِّكُمۡ﴾ در آنجا هست. ربِ در مقام ربوبیت؛ ربوبیت صفات، ربوبیت اسماء و ربوبیت در ربوبیت ذات و اعتراف به فقر و امکان در همۀ مراتب سهگانه این اعتراف به فقر در همان قبلاً هم بوده درعینحال که قبلاً عین ثابت بوده است ولى جنبۀ تعلّق ظاهرى به دنیا نبوده است. اگر راجع به این قضیه باز مطلبى هست و راجع به این قضیه رفقا فکر کنند إنشاءالله بعداً مسئله را پیگیرى مىکنیم.
تلمیذ: آیا عین ثابت در مقام فناء ادراک وجود خودش را دارد یا ندارد؟
استاد: در مقام فناء؟! نه ندارد! در اینجا یک ادراک کلى هست؛ در اینجا ادراک، ادراک به وجود کلى است نهاینکه ادراک نیست بلکه یک ادراک وجود کلى است یعنى آن حقیقت وجود در یک مقام سعى و در یک مقام بهاصطلاح شمول و عموم ادراک مىشود، نه وجود خاص خود ادراک شود، وجود خاص ادراک نمىشود و اگر ادراک شود آن ادراک، ادراک قبل از فناست. یک ادراک کلى بهعنوان حقیقت کلیه و علم کلی، تجرد کلی، وجود کلی، همانطور که وجود خودش را ادراک مىکند این ادراک در آنجا همین است.
- . سوره اعراف (7) آیه 172. امام شناسى، ج 11، ص 259:
«و اى پیامبر ما! یادآور وقتى را كه پروردگار تو، از پشت فرزندان آدم، ذرّیّه و نسل آنها را برگرفت و آنها را بر خودشان گواه گرفت كه آیا من پروردگار شما نیستم؟! همه گفتند: آرى ما به ربوبیّت و خداوندى تو گواهى مىدهیم! براى آنكه در روز قیامت نگوئید: ما از این موضوع (عرفان و توحید خداوند) غافل بودیم.»
- . سوره اعراف (7) آیه 172. امام شناسى، ج 11، ص 259:
