اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

فلسفه فناء و بقای اعیان ثابته

تحلیل جایگاه صورت نوعیه در سیر تکاملی انسان

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی فلسفی پیرامون حقیقت «فناء» و «بقای اعیان ثابته» می‌پردازند. بحث با بررسی مفهوم ماده و صورت در فلسفه آغاز شده و به این پرسش کلیدی پاسخ می‌دهد که آیا در مقام فناء، صورت نوعیه و هویت شخصی انسان از بین می‌رود یا خیر. استاد با نقد دیدگاه‌های موجود در تبیین فناء، بر این نکته تأکید دارند که فناء به معنای نابودی عین ثابت نیست، بلکه به معنای تغییر در نوع ادراک سالک است. در این مسیر، با بهره‌گیری از مثال‌های ملموس و تحلیل‌های عقلی، تفاوت میان ادراک استقلالی و ادراک کلی در مقام فناء تبیین می‌شود. در نهایت، این نتیجه حاصل می‌گردد که حقیقت وجودی انسان با حفظ تعیّن خود، در ذات پروردگار فانى است و این فناء، منافاتی با بقای هویت و حقیقتِ خارجی او ندارد.

فلسفه فناء و بقای اعیان ثابته

21
  • مَفهومُهُ مِن أعرَفِ الأشیاءِ***وَ كُنهُهُ فِى غایَةِ الخَفاء1
  • یعنى مرحوم حاجى اعتراف مى‌کند که خودش هم به کُنه وجود شاید نرسیده باشد. من نمى‌خواهم جسارت کنم، ایشان که معترف به غایت خفاء هستند! این چه حقیقتى است که در عین بساطت خودش مى‌تواند حقایق مرکبه و متشخصۀ خارجیه را در خودش جا بدهد و از صرافت درنیاید و از بساطت خارج نشود؟! شما یک لیوان آب را بردارید چیزى در آن بیندازید این تغییر پیدا مى‌کند و مرکب مى‌شود از آب و شی‌ء دیگرى که در این قرار داده شده است، در وجود اصلاً این‌طور نیست.

  • تلمیذ: در عین ثابت که این‌طور هست. شما از یک‌طرف می‌فرمایید: ذات مشتمل بر تمام ظهورات هست مطلب درست است! اما از این‌طرف شخصی که دارد فانی می‌شود این عین ثابتش بدون سبب است؛ نه خلق و لمس، به معنای صورة بعد از صورة، فعلیت بعد از فعلیت، بالأخره به یک مرحله‌ای می‌رسد که صورت نوعیه هم دیگر نخواهد داشت حالا بدنش یک بحث دیگری است چون بحث روی بدن که نداریم بحث روی عین ثابت است این عین ثابت به جایی رسید که کل ظهورات شد!

  • استاد: همین عین ثابت که الآن دارد بدنش راه مى‌رود خود این بدن که از خودش اراده ندارد شکل ندارد تشخّص ندارد. الآن این بدن به‌واسطۀ تعلّق عین ثابت به او دارد راه مى‌رود دارد غذا مى‌خورد.

  • تلمیذ: من می‌خواهم این عین ثابت را عرض بکنم! الآن که به فناء رسید و ادراک حقیقت ذات را می‌کند آیا این به فعلیت تامه رسیده یا نرسیده است؟

  • استاد: بله، رسیده است.

  • تلمیذ: پس دیگر در آنجا بحث امکان، بحث تعدد، بحث ماده و صورت هم مطرح نیست!

  • تبدیل ادراک استقلالى عارف به ادراک کلى

  • استاد: ببیند الآن که به اینجا رسیده درست است، اینکه الآن به آنجا رسیده معنایش این است که به‌واسطۀ تغییر و تحولات جوهرى که پیدا کرده به‌واسطۀ آنها این استقلالِ در ادراک را ازدست مى‌دهد این است فقط، والاّ در همان وجود خودش چیزى تغییر پیدا نمی‌کند، چیزى عوض نمى‌شود، سرش پایین نمى‌آید پایش بالا برود، گوشش نمى‌آید جایش را عوض کند، بینى نمى‌آید به‌جاى چشم و چشم بیاید اینجا، همان زیدى که هست و شما دارید می‌بینید همین الآن با همین موقعیتش الآن فنا پیدا کرده است. یعنى چه؟ یعنى آن ادراک استقلالى خودش تبدیل به ادراک کلى شده است. این مقام فنا مى‌شود.

    1. . شرح منظومه، ج 2، ص 59.