اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

فلسفه فناء و بقای اعیان ثابته

تحلیل جایگاه صورت نوعیه در سیر تکاملی انسان

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی فلسفی پیرامون حقیقت «فناء» و «بقای اعیان ثابته» می‌پردازند. بحث با بررسی مفهوم ماده و صورت در فلسفه آغاز شده و به این پرسش کلیدی پاسخ می‌دهد که آیا در مقام فناء، صورت نوعیه و هویت شخصی انسان از بین می‌رود یا خیر. استاد با نقد دیدگاه‌های موجود در تبیین فناء، بر این نکته تأکید دارند که فناء به معنای نابودی عین ثابت نیست، بلکه به معنای تغییر در نوع ادراک سالک است. در این مسیر، با بهره‌گیری از مثال‌های ملموس و تحلیل‌های عقلی، تفاوت میان ادراک استقلالی و ادراک کلی در مقام فناء تبیین می‌شود. در نهایت، این نتیجه حاصل می‌گردد که حقیقت وجودی انسان با حفظ تعیّن خود، در ذات پروردگار فانى است و این فناء، منافاتی با بقای هویت و حقیقتِ خارجی او ندارد.

فلسفه فناء و بقای اعیان ثابته

3
  • بررسی چگونگی بقاء اعیان ثابته در فناء

  • اگر نظر رفقا باشد ـ این قضیه در آنجا مطرح مى‌شود ـ در بحث بقاى اعیان ثابته در فناء ذاتى و عدم بقاء اعیان ثابته، اشکال مهمى ‌که مرحوم علامه طباطبائى ـ رضوان الله تعالی علیه ـ داشتند آن اشکال در استمرار و بقاء آن عین ثابت بود پس از اضمحلال و فناء آن عین ثابت در همان حقیقت ذاتیه، این اشکال، اشکالى بود که به‌نظر مى‌رسید که تا حدودى اشکال واردى باشد یعنى از نقطه‌نظر فلسفى و از نقطه‌نظر علمى این اشکال وارد است یعنى وقتى که ما قبول کنیم یک حقیقت ثابتى را که فعلیت دارد، نه به‌نحو اجمال و ابهام که مى‌تواند صورت متعددى را به خود بگیرد.

  • الآن اشیائى که در خارج هستند در تغییر و تحولاتشان یک حقیقت مبهمۀ به‌عنوان هیولا و به‌عنوان ماده، آن حقیقت و آن واقعیت در حال تغییر و تبدّل است‌ و در این شکى نیست. این ماده الآن در خارج صورتى دارد که ما اسم خاصى را به‌واسطۀ آن صورت بر آن مى‌گذاریم. فرض کنید که صورت، صورت نباتى دارد به‌واسطۀ آن صورتِ نباتى، اسم نبات بر او مى‌گذاریم ولى هنوز اسم دیگرى بر او گذاشته نشده است. این تسمیه به اسم نبات به‌خاطر ماده بودن او نیست بلکه به‌خاطر صورت داشتن اوست. اگر به‌خاطر ماده بودن باشد ماده با ماده تفاوتى ندارد و شما هردو را در یک کفۀ ترازو قرار بدهید هردو کفۀ ترازو پایین می‌رود حالا چه شما سنگ را روى کفۀ ترازو بگذارید یااینکه این طرفش چوب بگذارید، در هردو تساوى برقرار مى‌شود و هیچ تفاوتى ندارد. حالا ترازو از شما نمى‌پرسد که آیا من به نفع چوب که نبات است برایت کار کنم یا به نفع حجر؟ کدام را دوست داری؟ ترازو فقط وزن مى‌کند و کارى به ‌صورت ندارد و حالا این شیئى که در آن گذاشته شده است این جنبۀ حجریت دارد یا جنبۀ نباتیت دارد فرق نمى‌کند.